نه اینکه مدیران قبلاً اشتباه نمیکردند. اشتباه همیشه بخشی از کسبوکار بوده است. یک خرید نامناسب، یک مشتری بدحساب، یک سرمایهگذاری که جواب نمیدهد یا بازاری که برخلاف انتظار پیش میرود، اتفاق تازهای نیست. تفاوت امروز این است که خیلی از بنگاهها احساس میکنند دیگر مثل گذشته توان تحمل هزینه اشتباه را ندارند.
یکی از فعالان اقتصادی در همین گفتوگوها جمله سادهای گفت که به نظرم بخش مهمی از وضعیت امروز را توضیح میدهد: «قبلاً اگر یک معامله بد میکردیم، چند ماه بعد جبران میشد؛ الان ممکن است همان یک معامله چند ماه شرکت را عقب بیندازد.» مطالب پیشنهادی نامه فعالان اقتصادی به رهبر انقلاب برای حل مشکل حقوقی تولید ۱۳۹۸/۰۵/۰۱ نشست رئیسی با فعالان اقتصادی ۱۴۰۰/۰۳/۰۵
این نگرانی را در صحبتهای دیگران هم میشود دید.
وقتی هزینهها بالا رفته، سرمایه در گردش محدود شده، وصول مطالبات زمان بیشتری میبرد و تعهدات شرکت سر موعد خودشان میرسند، فاصله یک تصمیم درست و غلط بسیار مهمتر میشود. ممکن است یک شرکت روی کاغذ فروش خوبی داشته باشد، اما مدیرش همزمان نگران حقوق پایان ماه، چک تأمینکننده یا خرید بعدی باشد.
اینجاست که تفاوت میان «فروش داشتن» و «پول داشتن» خودش را نشان میدهد.
در بسیاری از کسبوکارها مشکل لزوماً کمبود فروش نیست. کالا فروخته شده، فاکتور صادر شده و حتی ممکن است شرکت از نظر حسابداری سود هم نشان بدهد، اما پول هنوز برنگشته است. از طرف دیگر، حقوق، بیمه، مالیات، اجاره، خرید کالا و تعهدات بانکی منتظر وصول مطالبات نمیمانند.
در چند گفتوگویی که با مدیران کسبوکار داشتم، تقریباً همین موضوع با شکلهای مختلف مطرح میشد؛ اینکه بخش قابل توجهی از انرژی مدیر دیگر صرف توسعه کسبوکار نمیشود، بلکه صرف مدیریت جریان نقدینگی شده است.
این وضعیت روی کیفیت تصمیمها هم اثر میگذارد. …



































































































