در فضای تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، نحوه مواجهه کشورها با ابزارهای قدرت همواره محل بحثهای راهبردی بوده است؛ مسألهای که گاهی با سادهسازیهای سیاسی به شکل یک دوقطبی کاذب بازنمایی میشود. در همین راستا، محمدباقر قالیباف اخیراً درباره نسبت جنگ و مذاکره گفته است: «دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست؛ بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد.
باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب، با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد.» این سخن، صرفاً یک تحلیل شخصی درباره سیاست خارجی نیست؛ بلکه با منطق پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت همجهت است.
رهبری در آن پیام، پس از تأکید بر حفظ انسجام اجتماعی، صریحاً از «دوگانهسازیهای موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی» سخن گفتند و هشدار دادند که چنین دوگانههایی میتواند به جامعه و منافع ملی آسیب بزند. اهمیت این موضع در آن است که دو ابزار متفاوت را مقابل یکدیگر قرار نمیدهد؛ گویی کشوری که از خود دفاع میکند، دیگر نمیتواند مذاکره کند و کشوری که مذاکره میکند، باید از قدرت دفاعی خود دست بردارد.
درحالیکه در دنیای واقعی سیاست خارجی، دفاع و دیپلماسی دو ابزار مکمل برای دستیابی به یک هدف واحد هستند: حفظ استقلال، جلوگیری از تحمیل و تأمین منافع ملی. دفاع مقتدرانه، قدرت چانهزنی کشور را حفظ میکند و مانع آن میشود که آمریکا، رژیم صهیونیستی یا هر دشمن دیگری تصور … …



































































































































































