به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، چهلونهمین نشست «شبهای مستند» شامگاه سهشنبه، ۲۷ مردادماه، با نمایش ویژه مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، به کارگردانی ارد عطارپور، برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند، مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی، فیلمساز، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، ارد عطارپور درباره روند تحقیقات و فرآیند فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» عنوان کرد: فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» حدود ۱۱ سال پیش آغاز شد و شش سال طول کشید تا فرآیند ساخت اثر خاتمه یافت. استاد محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته محبت کردند و ما را پذیرفتند. این فیلم حاصل جلسات متعددی بود که خدمت ایشان رسیدیم و ایشان درباره ماجرای نفت و آنچه که پیش از ملی شدن نفت، در زمان مصدق و بعد آن رخ داده بود، صحبت کردند. حدود سه سال زمان صرف جمعآوری منابع صوتی، تصویری و مطبوعاتی شد. این فیلم از آنجا که مبتنی بر آرشیو بود، پیدا کردن برخی از این تصاویر آرشیوی خیلی دشوار بود. پیدا کردن صداهای علی رزمآرا و حسین مکی خیلی دشوار بود و جزو فوتیج های گمشدهای بود که ما با تلاش زیاد توانستیم پیدا تا در این فیلم استفاده کنیم که ماحصل آن را اینجا دیدیم.
در ادامه، محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته در سخنان کوتاهی گفت: خیلی دلم میخواست چند کلمهای در پایان مطالب شما صحبت میکردم ولی متاسفم که وضع خوبی ندارم. خدا، انشاءالله موفقتان کند. خیلی ممنون.
ناصر زرافشان وکیل، نویسنده و فعال اجتماعی که در این نشست به عنوان تماشاگر حضور داشت، درباره حضور استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در نشست خاطرنشان کرد: واقعا نیرو به آدم میدهد که استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در این نشست حاضر شد. اینگونه من که در آستانه ۸۱ سالگی هستم، حس میکنم هنوز ۲۰ سال دیگر باید کار کنم و الآن که بلند میشوم و به خانه میروم، فکر کنم که ۴ ساعت دیگر باید فعالیت کنم وقتی دکتر موحد را با این روحیه میبینم.
این نویسنده راجع به قضاوت بیرحمانه تاریخ اظهار داشت: تاریخ، داور بیرحم و منصفی است. امروز بسیاری از آنچه که حتی در جریان فیلم دیدیم و بسیاری از ابهاماتی که درباره جریانها و آدمهای مختلف درگیر در ملی شدن نفت دیدیم، با آنچه که آرشیو و مطبوعات آن روز میگفت، دیگر کاملا روشن شده است. از نظر من، در جاهایی که ابهام و تاریکی در این فیلم بود، اولا با قرار دادن جنبش ملی کردن نفت ایران در جایگاه طبیعی و واقعی اش و ثانیه با مراجعه به مدارکی که حدود ۳ سال پیش رو شده است، تکلیف خیلی از مسائل روشن میشود. امروز کسی مثل حسین اعلا، احمد قوام و نمایندگان مجلس هفدهم همچون ذوالفقاری از زنجان، فئودالهای شیراز و مازندران و اینکه چه میکردند و چرا مصدق مجبور شد به مردم مراجعه کند تا مجلس را منحل کند؟ سر این موضوع، بحثهای مفصلی صورت گرفته و امروز، تکلیف آن مشخص است.
او افزود: اگر ماجرای ملی کردن نفت آنگونه که بعضی میگویند دعوای شاه و مصدق نیست. به هيچوجه. دعوای داخلی در ایران بر سر اینکه آیا شاه حق دارد نخستوزیر را عزل کند یا نه، نیست. جای طبیعی جنبش ملی کردن نفت که اگر آنجا قرار داده شود، ماهیت آن به درستی شناخته میشود، مبارزه عمومی مستعمرات، نیمه مستعمرات و کشورهای وابستهای است که بعد از جنگ جهانی دوم، یک موج وسیع برای به دست آوردن منابع ملی خودشان به راه انداختند و ایران، اولین آن بود.
عطارپور، درباره نظرش درباره درک و دریافت واقعیت به شکل تمام و کمال اظهار داشت: من فکر میکنم که هرگز نمیتوان واقعیت را تمام و کمال درک کرد یا دریافت. همیشه به آینده موکول میکنم؛ آیندهای که حدی برای آن متصور نیستم چون هزاران وجه برای هر واقعهای وجود دارد که تاریخ به تدریج اینها رو رونمایی میکند و به تدریج متوجه میشوید آنچه که به قطعیت میپنداشتید، ممکن است الآن جای شک و شبهه داشته باشد. این شکلی است که ممکن است بعضی از قهرمانان ملی یک کشور در یک دوره خاص، در دوره دیگری مورد تردید قرار بگیرند.
من هيچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است و سعی کردم این را در فیلم منتقل کنم که همه واقعیت در دست من نیست و روی هيچکدام از موارد مطرحشده در فیلم نظر قطعی ندارم بلکه حتی وقتی راوی ما، شخص محترم و مسلطی مثل استاد محمدعلی موحد است و میگويد که آنها برای همین کوتا کردند که این قرارداد نفت را ببندند، بلافاصله صحبت مهدی بازرگان عضو هیئت خلع ید و از مخالفان حکومت وقت پخش میشود که از بد نبودن قرارداد کنسرسیوم نفت و از بهتر بودن از قرارداد مورد نظر مصدق سخن میگوید. این گفته بازرگان مربوط به سال ۱۳۵۸ است و من حتی این را هم از فیلم حذف نکردم. من هر فیلمی که میسازم، هرگز فکر نمیکنم تمام آنچه که به دست آوردم، تمام واقعیتی است که میتوان درک کرد و زمان، خیلی اعتقادات، باورها و داوریها را تغییر میدهد.
این مستندساز در سخنان پایانی، درباره نگاه خودش به محمد مصدق و سیاستهای او گفت: اینکه یک رویکرد نه سیخ بسوزد و نه کباب در پیش میگرفت، مسئلهای نسبی است و نمیتوان گفت چه میشد. شاید عدهای فکر میکردند که همان قرارداد ۶۰/۴۰ یا ۵۰/۵۰ یا هر عدد دیگری میتوانست باشد. قبل از این اتفاقات، قرارداد گس گلشاییان بسته شد که در آن اعدادی ذکر شده بود که در آن سهم ایران کمتر بود بنابراین مجلس مخالفت کرد و در دوره رزمآرا هم مذاکرات با کشته شدن رزمآرا به نتیجه نرسید بعد هم که نوبت مصدق بود. اینکه مصدق به برخی اصول پایبند بود، قابل انکار نیست. مثلا اینکه آیا ما حق داشتیم نفت را ملی کنیم وقتی پالایشگاهها و خطوط نفتی ساخته دست انگلیسیها و تجهیز بنادر ایران به دست آنها صورت گرفته است؟ مصدق در جواب میگفت که خسارت میدهیم و در مقاطع مختلف هم این حرف را تکرار کرده است.
از نظر من، مصدق یک سیاستمدار معتدل بود و در مواقعی ناچار به اخذ تصمیمات رادیکال میشد چون تحت فشار اجتماعی و سیاسی بود. امروز، ما خیلی راحت میتوانیم درباره او قضاوت کنیم در حالی که او در شرایط بسیار دشواری بود.
انتهای پیام/


































































































































































