ممکن است با لحن بعضی از این توییتها موافق یا مخالف باشیم، اما یک تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت؛ قالیباف برخلاف ادبیات معمول و رسمی مسئولان ایرانی، تلاش کرده است به زبان مخاطب آمریکایی صحبت کند.
او برای انتقال پیام خود فقط از واژههایی مانند مقاومت، سلطه و استکبار استفاده نمیکند. گاهی از زبان معاملهگران نفت کمک میگیرد، گاهی به یک فرمول اقتصادی متوسل میشود و گاهی با شوخیها و اصطلاحات رایج شبکههای اجتماعی به ادعاهای ترامپ پاسخ میدهد. همین ویژگی باعث شده تعدادی از توییتهای او از فضای داخلی ایران عبور کنند و در رسانهها و حسابهای خارجی بازتاب پیدا کنند. از پاسخ به ترامپ تا حمله به روایت پیروزی
نخستین هدف توییتهای قالیباف، زیر سؤال بردن روایت آمریکا از جنگ بود. کاخ سفید و شخص ترامپ بارها از پیروزی، نابودی توان نظامی ایران و موفقیت عملیاتهای آمریکا سخن گفتند. قالیباف در مقابل تلاش کرد این پرسش را ایجاد کند که اگر ایران واقعاً شکست خورده، چرا جنگ ادامه دارد و چرا رئیسجمهور آمریکا باید مرتب پیروزی خود را تکرار کند؟
در یکی از توییتهایش، تکرار ادعای پیروزی از سوی ترامپ را به تمسخر گرفت و نوشت او طی دو هفته چندین بار گفته ایران را شکست داده است. پشت این شوخی، یک پیام جدی قرار داشت؛ پیروزیای که دائماً نیازمند اعلام و تکرار باشد، احتمالاً هنوز برای مخاطبان باورپذیر نشده است.
این شیوه از نظر رسانهای قابلتوجه بود. قالیباف بهجای انتشار تکذیبیهای طولانی، کوشید اعتبار روایت طرف مقابل را هدف قرار دهد. در جنگ روایتها، همیشه لازم نیست مخاطب فوراً روایت شما را بپذیرد؛ گاهی کافی است درباره روایت رقیب دچار تردید شود. تنگه هرمز؛ نقطه مرکزی روایت قالیباف …



































































































































































