در میان این نگرانیها، گروهی از کشاورزان پیشرو در حال شکلدادن به تحولی بزرگ در کشاورزی هستند؛ افرادی که شاید ثروتمند، مشهور یا دارای تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک نباشند، اما با تغییر نگرش خود، پذیرش اصول پایداری و تجربه عملی در مزرعه، نشان دادهاند که میتوان تولید اقتصادی را با حفاظت از محیطزیست همزمان کرد.
این کشاورزان که با دستان خود از آینده خاک، آب و امنیت غذایی حفاظت میکنند، «قهرمانان کشاورزی حفاظتی» هستند. کشاورزی حفاظتی بر سه اصل بههمپیوسته استوار است: حداقل دستکاری مکانیکی خاک (کشت بیخاکورزی یا کمخاکورزی)، پوشش دائمی سطح خاک با بقایای گیاهی و مواد آلی و تنوع و رعایت اصول تناوب زراعی.
کشاورزانی که این اصول را اجرا میکنند، در واقع نمونههای زندهای از کشاورزی پایدار هستند و نقش رهبران تغییر را در جوامع روستایی ایفا میکنند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، کشاورزان معمولاً بیش از توصیههای علمی و سیاستهای رسمی، به تجربه موفق کشاورزان دیگر اعتماد میکنند. یک مزرعه موفق کشاورزی حفاظتی میتواند به یک کلاس آموزشی زنده تبدیل شود؛ جایی که همسایگان با مشاهده نتایج واقعی، به پذیرش روشهای پایدار ترغیب میشوند. ۱. حفاظت از سرمایه خاک:
خاک سالم پایه امنیت غذایی است. شخمهای شدید و مکرر، ساختمان خاک را تخریب کرده، ماده آلی را کاهش داده و فرسایش را افزایش میدهد. کشاورزان قهرمان کشاورزی حفاظتی با کاهش عملیات خاکورزی و حفظ بقایا، به حفظ ساختمان خاک، افزایش فعالیت زیستی و بهبود حاصلخیزی بلندمدت کمک میکنند. مزارع آنان ثابت میکند که تولید پایدار نیازمند برهمزدن مداوم خاک نیست. ۲. حفاظت از منابع آب:
کمبود آب یکی از جدیترین تهدیدهای کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک، مانند ایران، است. بقایای گیاهی باقیمانده روی سطح خاک مانند یک پوشش محافظ عمل میکنند؛ تبخیر آب را کاهش میدهند، نفوذ آب را افزایش میدهند و رطوبت بیشتری را در خاک حفظ میکنند. به همین دلیل، کشاورزان حفاظتی معمولاً بهرهوری بیشتری از آب به دست میآورند و وابستگی به برداشت بیشازحد از منابع آب زیرزمینی را کاهش میدهند. ۳. پایاندادن به سوزاندن بقایای گیاهی:
سوزاندن بقایای محصولات کشاورزی هنوز در برخی مناطق رایج است، اما این اقدام باعث انتشار گازهای گلخانهای، نابودی ماده آلی خاک، ازبینرفتن موجودات مفید خاکزی و افزایش آلودگی هوا میشود. قهرمانان کشاورزی حفاظتی بهجای آتشزدن بقایا، آنها را بهعنوان یک پوشش آلی ارزشمند روی خاک حفظ میکنند. این کار ضمن بهبود سلامت خاک، به ذخیره کربن و مقابله با تغییرات اقلیمی کمک میکند. ۴. افزایش تابآوری در برابر تغییر اقلیم:
افزایش دما، بینظمی بارشها و خشکسالیهای طولانی، تولید کشاورزی را در سراسر جهان تهدید میکند. کشاورزی حفاظتی با افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک، کاهش فرسایش، تعدیل دمای خاک و افزایش تنوع زیستی، توان سازگاری مزارع را در برابر تنشهای اقلیمی بالا میبرد. ۵. اثبات امکان تولید پایدار و اقتصادی:
بسیاری از کشاورزان در ابتدا نگران هستند که کنارگذاشتن شخم سنتی موجب کاهش عملکرد شود. اما تجربه قهرمانان کشاورزی حفاظتی نشان داده است که میتوان با کاهش مصرف سوخت، هزینه ماشینها و نیروی کار، ضمن حفظ یا حتی افزایش عملکرد، به تولید پایدار دست یافت.
۶. ترویج دانش از کشاورز به کشاورز:
یکی از مهمترین نقشهای کشاورزان پیشرو، انتقال تجربه به دیگر کشاورزان است. همسایگان زبان مشترک دارند، مشکلات مشابهی را تجربه میکنند و زمانی که موفقیت یک روش را در مزرعهای نزدیک مشاهده میکنند، تردیدها به کنجکاوی و سپس پذیرش تبدیل میشود.
ایران نیز طی دو دهه گذشته شاهد ظهور کشاورزان پیشگامی بوده است که با وجود مشکلات فنی، اقتصادی و اجتماعی، مسیر کشاورزی پایدار را دنبال کردهاند. از جمله این کشاورزان میتوان به «محمدرضا مهدیزاده» در دزفول (خوزستان) اشاره کرد؛ از پیشگامان کشاورزی حفاظتی در جنوب ایران که با اجرای کشت بیخاکورزی و حفظ بقایا، مزایای اقتصادی و زیستمحیطی این روش را در شرایط اقلیمی خوزستان نشان داده است. «حسینعلی کشیری» در روستای چهارده، شهرستان کردکوی (گلستان)، کشاورزی است که با تلاش مستمر در زمینه کشاورزی حفاظتی و مدیریت بقایای گیاهی، به افزایش آگاهی کشاورزان منطقه درباره حفاظت از خاک کمک کرده است.
«قربانگلدی توسلی» در شهرستان آققلا (گلستان)، کشاورز ترکمن پیشرویی است که با حفظ بقایا و کاهش دستکاری خاک، الگویی برای توسعه کشاورزی حفاظتی در منطقه شده است. همچنین، «محمدابراهیم ملاحی» در شهرستان بندرگز (گلستان)، نمونهای از کشاورزانی است که نشان دادهاند سلامت خاک و تولید اقتصادی میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند. تجربه «حسین لکزایی» در روستای جماران (گلستان) نشان میدهد روشهای حفاظتی چگونه میتوانند کیفیت خاک و پایداری تولید را افزایش دهند. «ناصر پرتوی» در شهرستان روانسر (کرمانشاه)، نماینده نسل جدید کشاورزان دوستدار محیطزیست است که حفاظت از منابع طبیعی را در کنار تولید پایدار دنبال میکند. «صفدر اسکندری» در شهرستان ازنا (لرستان) نیز یکی از مروجان کشاورزی حفاظتی در غرب ایران است که تجربه موفق او نشان میدهد سودآوری و حفاظت از محیطزیست میتوانند همزمان تحقق یابند.
وجه مشترک همه قهرمانان کشاورزی حفاظتی، تغییر نگرش نسبت به خاک است. آنها خاک را بومسازگانی زنده میبینند که باید حفظ و تقویت شود. این کشاورزان بهجای تمرکز صرف بر عملکرد یکساله، به آینده منابع طبیعی و نسلهای بعدی میاندیشند.
آینده کشاورزی حفاظتی در کشورهای در حال توسعه، تنها به پژوهشهای علمی و سیاستهای دولتی وابسته نیست؛ بلکه به رهبری کشاورزان پیشرو نیز نیاز دارد. این کشاورزان پلی میان علم و عمل هستند. آنها مفاهیم علمی را به موفقیتهای واقعی در مزرعه تبدیل میکنند و مزارعشان به مدرسههای آموزشی برای دیگران تبدیل میشود. در شرایطی که تغییر اقلیم و محدودیت منابع طبیعی روزبهروز جدیتر میشود، حمایت از این قهرمانان، شناخت ارزش کار آنان و ایجاد شبکههای یادگیری کشاورز به کشاورز، میتواند یکی از مؤثرترین راهکارها برای گذار بهسوی کشاورزی پایدار باشد.
قهرمانان کشاورزی حفاظتی، نگهبانان خاک، حافظان آب، نوآوران روستایی و رهبران تغییر هستند. تجربه کشاورزان پیشگام ایران نشان میدهد که کشاورزی پایدار یک آرمان دور از دسترس نیست؛ بلکه واقعیتی است که در بسیاری از مزارع کشور در حال شکلگیری است. در عصر بحرانهای محیطزیستی، این کشاورزان پیامآور امید و راهنمای حرکت بهسوی آیندهای هستند که در آن، تولید غذا و حفاظت از طبیعت در کنار هم امکانپذیر است.


























































































































































