در حقوق کیفری، صرف بیان یک مطلب برای تحقق جرم کافی نیست؛ آنچه در کنار رفتار مادی اهمیت دارد، عنصر معنوی و سوءنیت مرتکب است. به همین دلیل، در بررسی اتهامی مانند نشر اکاذیب، نمیتوان تنها به ظاهر یک جمله یا ویدئو بسنده کرد و بدون بررسی بستر انتشار، قصد گوینده و فضای حاکم بر محتوا، حکم به مجرمانه بودن رفتار داد.
پرونده شاکر بوربور، طنزپردازی که به اتهام نشر اکاذیب محکوم شده، از همین منظر قابل تأمل است.
بدیهی است اظهارنظر درباره صحت یا سقم رأی صادرشده، بدون مطالعه کامل پرونده و مستندات آن، منصفانه و دقیق نیست. اما آنچه در ویدئوی منتسب به این پرونده دیده میشود، فارغ از محتویات پرونده، پرسشهایی جدی درباره انطباق رفتار با عنوان نشر اکاذیب ایجاد میکند.
نکته نخست و البته قابل تامل اینکه گزارهای که در آن ویدئو مطرح شده، در همان مقطع زمانی در فضای رسانهای نیز منتشر شده بود . به همین سبب این پرسش مطرح است که آیا گوینده در مقام ساختن و جعل یک خبر بوده یا آنچه را در فضای عمومی و رسانهای مطرح شده، در قالب طنز و با ادبیات خاص این گونه آثار بازگو کرده است؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که میان انتشار خبر نادرست با علم به نادرستی آن و بازگویی یا بازتاب مطلبی که در فضای عمومی منتشر شده تفاوت قابل توجهی وجود داشته سبب تزلزل ارکان وقوع بزه میشود.
طنز صرفاً یک شیوه بیان ادبی نیست ، طنز اساساً با اغراق، کنایه، بزرگنمایی، وارونهسازی و گاه آمیختن واقعیت و خیال شکل میگیرد. مخاطب طنز نیز معمولاً آن را با همان معنای تحتاللفظی یک خبر رسمی دریافت نمیکند.
بنابراین، برای احراز سوءنیت در یک محتوای طنز، باید فراتر از واژهها رفت و قصد و سابقهی فعالیت تولیدکننده محتوا و منظور وی از بیان مطالب را در کنار برداشت متعارف مخاطب از آن محتوا مورد توجه قرار داد. …



































































































































































