عملیات دشوار برای عبور از پیک زمستانی
ایران با وجود برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان، سالهاست در زمستان با شکاف میان عرضه و تقاضا مواجه میشود. مصرف غیر بهینه، قیمتگذاری نامتناسب، راندمان پایین ساختمانها و تجهیزات گرمایشی، توسعه نامتوازن مصارف گاز، فرسودگی بخشی از زیرساختها و تأخیر در توسعه ظرفیت تولید و انتقال، در کنار ضعف حکمرانی و مدیریت یکپارچه انرژی، شرایطی ایجاد کرده که حتی در شرایط عادی نیز عبور از پیک زمستانی به یک عملیات دشوار تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید:
قطر، قدرت ساخت؛ ایران، ناترازی!
در چنین شرایطی، اگر کمبود حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعبی گاز در اوج مصرف را نیز به معادله اضافه کنیم، روشن است که موضوع با چند بخشنامه و محدود کردن خوراک نیروگاهها، پتروشیمیها و صنایع پرمصرف حل نخواهد شد. اینها در واقع «مسکن» هستند؛ زیرا هر بار که گاز یک صنعت قطع میشود، بخشی از هزینه ناترازی به تولید، اشتغال، صادرات و اقتصاد ملی منتقل میشود.
مسئله اکنون ابعاد پیچیدهتری پیدا کرده است. حملات ناجوانمردانه امریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی در عسلویه و آسیب به بخشی از تأسیسات، ریسک جدیدی را به ناترازی قبلی اضافه کرده است. وزیر نفت از انجام بخشی از تعمیرات و بازگشت برخی ظرفیتها به مدار سخن گفته، اما آیا شبکه گاز کشور برای چنین شوکهایی از «تابآوری» لازم برخوردار است؟
در صنعت گاز، تابآوری فقط به معنای تعمیر سریع یک پالایشگاه یا تأسیسات آسیبدیده نیست. تابآوری یعنی داشتن سناریوی جایگزین، مسیرهای انتقال پشتیبان، ظرفیت ذخیرهسازی کافی، امکان مدیریت فشار، تجهیزات یدکی راهبردی، فرماندهی واحد بحران و مهمتر از همه، تصمیمگیری مبتنی بر ریسک. اگر یک اختلال در یک نقطه بتواند زنجیرهای از محدودیتها را تا صدها کیلومتر دورتر ایجاد کند، باید پذیرفت که مسئله فقط «آسیب یک تأسیسات» نیست؛ مسئله، معماری شبکه و حکمرانی آن است. اینجاست که باید مشخصاً درباره مازندران سخن گفت.
مازندران از اختلال در تأمین تا بحران زمستان …



















































































![[سیدعلی دوستی موسوی] تدبیر بیتردید «دورکاری»](/news/u/2026-09-01/ettelaat-mvnfg.jpg)















































































