حسن روشن خودش را «بچه جنوب شمیران» میداند، اما قصه زندگیاش کمی پیشتر از شمیران، در محدوده بازار نایبالسطنه آغاز میشود. او در همین محله چشم به دنیا باز کرد و سالهای اول کودکی را در خانه پدربزرگ سپری کرد. خودش این خانه را اینطور روایت میکند: «خانهای قدیمی با حیاط نهچندان بزرگ، اما پر از رفتوآمد و صفای خانوادههای پرجمعیت آن دوران. هرکدام از فرزندان که ازدواج میکرد پدربزرگم یک اتاق برای مستقل شدنش به او میداد. همان خانه نایبالسطنه برای من اولین تصویر از «خانه» و «محله» شد. حیاطی پردرخت با حوضی کوچک و اتاقهایی گوش تا گوش خانه. اما با گذشت زمان و افزایش جمعیت خانواده، ورق روزگار که برگشت، خانواده تصمیم گرفتند به شمیران و محله «اختیاریه» کوچ کنیم. آن روزها اختیاریه هنوز چهرهای روستایی داشت و خبری از لوکسنشینیهای امروز نبود. آن موقعها همه چیز متفاوت بود. ما برای خرید خانهمان در اختیاریه، پنج هزار تومان پول دادیم و ماهی ۲۰۰تومان قسط وام؛ شاید به نظر پول کمی بیاید، اما همان موقع هم رقم سنگینی بود.» وقتی آب نوبتی بود و «سقاها» با اسب میآمدند …
خبرگزاری همشهریآنلاین / ۱۴۰۵/۰۶/۰۱
پسربچهای از جنوبِ شمیران | گفتوگوی صمیمی با حسن روشن، اسطوره بیتکرار فوتبال ایران
خیلیها با شنیدن نام «شمیران» برجهای بلند، خیابانهای عریض و خانههای لوکس امروزی در ذهنشان تداعی میشود؛ اما برای نسلِ حسن روشن، «شمرون» هنوز همان روستای باصفایِ ۷۰ سال پیش است با دیوارهای کاهگلی، تفریحات جذاب سرپل تجریش و رودخانههای خروشانی که محلهها را به هم وصل میکرد.

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
همشهری آنلاین _ثریا روزبهانی : در چهاردهمین برنامه تلویزیونی «دروازه تهران» روبروی حسن روشن، پیشکسوت محبوب فوتبال ایران نشستهایم تا دفتر خاطرات شمیران را ورق بزنیم. از روزگاری که «شمرون» خودش یک «ولایت» جدا بود و رفتن به مرکز تهران، سفر به «شهر» به حساب میآمد.













































































