به ویژه که ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز از تغییر در منطق بازدارندگی و ضرورت «پشیمانسازی» طرف مقابل سخن گفته است. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، تصویری از تغییر در ادبیات رسمی مواجهه با تهدیدها ارائه میدهد؛ تغییری که میتواند نشانه بازنگری در محاسبات امنیتی و دفاعی کشور در برابر تهدیدهای منطقهای و بینالمللی باشد. وقتی ملاحظات امنیتی وارد طراحی شهر میشود
یکی از مهمترین بخشهای این تغییر، عبور مباحث دفاعی از سطح راهبردی و نظامی و ورود آن به حوزه زیرساخت و مدیریت شهری است. وقتی از گنجاندن فضاهای ایمن در پروژههای جدید شهری یا تغییر کاربری برخی سازههای چندطبقه برای استفاده در شرایط اضطراری صحبت میشود، موضوع دیگر صرفاً به پدافند غیرعامل در معنای فنی آن محدود نمیماند.
این رویکرد میتواند با هدف کاهش آسیبپذیری تهران و افزایش آمادگی در برابر حملات احتمالی دنبال شود، اما همزمان یک پیام روشن نیز دارد؛ احتمال بروز سناریوهای پرریسک در محاسبات مسئولان جدیتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
البته آمادگی زیرساختی برای شرایط اضطراری لزوماً به معنای قطعی بودن وقوع درگیری نیست. بسیاری از کشورها نیز برای مدیریت بحران، جنگ، بلایای طبیعی یا حملات احتمالی، زیرساختهای اضطراری و پناهگاهی ایجاد میکنند. مسئله اصلی، اما زمانی شکل میگیرد که این اقدامات در کنار ادبیات سیاسی جدید درباره حمله پیشدستانه و تغییر منطق بازدارندگی قرار میگیرند. حمله بازدارنده چه پیامی دارد؟
بازدارندگی در تعریف سنتی، بر این فرض استوار است که افزایش هزینه حمله برای طرف مقابل، او را از آغاز درگیری منصرف میکند. اما وقتی از «حمله بازدارنده» سخن گفته میشود، مرز میان دفاع و اقدام پیشگیرانه میتواند تغییر کند. …



































































































































































