در چنین شرایطی، مهاجرت بانکهای ایرانی از گواهیهای SSL/TLS خارجی به گواهیهای صادرشده از سوی زنجیره اعتماد داخلی، از منظر حاکمیتی و تابآوری زیرساختی قابل درک است؛ چراکه تداوم دسترسی به خدمات بانکی نباید به تصمیم یک شرکت خارجی برای صدور، تمدید یا لغو گواهی امنیتی وابسته باشد.
گواهی TLS علاوه بر رمزنگاری ارتباط میان کاربر و سامانه بانکی، نقش مهمی در احراز هویت وبسایت نیز دارد. بنابراین، در صورت لغو یا منقضی شدن یک گواهی خارجی، حتی اگر سرور بانک و زیرساخت شبکه کاملاً فعال باشند، ممکن است مرورگر کاربر اتصال به سایت را ناامن تشخیص دهد و از ادامه ارتباط جلوگیری کند.
از این منظر، برخورداری از یک زیرساخت بومی برای صدور گواهی میتواند یک مزیت راهبردی باشد؛ بهویژه برای سامانههایی مانند اینترنتبانک که توقف آنها میتواند مستقیماً زندگی روزمره میلیونها مشتری را تحت تأثیر قرار دهد.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که هزینه این استقلال زیرساختی به کاربر منتقل شود.
گواهی داخلی زمانی برای مشتری بیدردسر خواهد بود که سیستمعامل، مرورگر و سایر نرمافزارهای مورد استفاده او، زنجیره اعتماد مربوط به این گواهی را بدون نیاز به اقدام اضافی شناسایی کنند.
در غیر این صورت، کاربر ممکن است هنگام ورود به اینترنتبانک با هشدارهایی نظیر «اتصال امن نیست» مواجه شود یا از سوی بانک به نصب گواهی، تغییر تنظیمات امنیتی یا عبور از هشدار مرورگر هدایت شود.
این اتفاق، صرفاً یک مشکل فنی یا تجربه کاربری نامطلوب نیست؛ بلکه میتواند یک ریسک امنیتی رفتاری ایجاد کند.
کاربر اینترنت باید آموزش ببیند که هشدار گواهی امنیتی را جدی بگیرد. اگر بانکها برای دسترسی به خدمات خود، کاربران را به نادیده گرفتن چنین هشدارهایی عادت دهند، در آینده تشخیص یک وبسایت بانکی جعلی از یک سامانه واقعی برای همان کاربر دشوارتر … …
























































































