قیمت طلا امروز




 چپ دست ها

 سایت رویداد‌ ۲۴ / ۴۷ دقیقه قبل

از «ذخایر ارز» همتی تا «فیلم تکراری» عراقچی؛ اگر تحریم‌ها بی‌اثر است، چرا مردم هر روز فقیرتر می‌شوند؟

موج تازه فشار‌های اقتصادی آمریکا در حالی آغاز شده که تهران می‌گوید نه غافلگیر شده و نه دست خالی است؛ اما پشت این اطمینان سیاسی، یک پرسش مهم اقتصادی وجود دارد: ایران واقعاً چه ابزار‌هایی برای کم‌اثر کردن تحریم‌ها در اختیار دارد و هزینه مقاومت تا کجا قابل مدیریت است؟
 از «ذخایر ارز» همتی تا «فیلم تکراری» عراقچی؛ اگر تحریم‌ها بی‌اثر است، چرا مردم هر روز فقیرتر می‌شوند؟
رویداد۲۴| موج تازه تهدید‌های اقتصادی واشنگتن علیه ایران، این‌بار با ادبیاتی کم‌سابقه همراه شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از اعمال «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» سخن گفته و دولت دونالد ترامپ تلاش دارد فشار اقتصادی را از سطح تحریم چند فرد و نهاد فراتر برده و شبکه‌های تجاری، مالی و طرف‌های معامله با ایران را نیز هدف قرار دهد. رویترز گزارش داده که واشنگتن به‌طور مشخص در پی افزایش فشار بر کشور‌هایی است که به خرید نفت ایران ادامه می‌دهند؛ موضوعی که می‌تواند مهم‌ترین کانال درآمد ارزی تهران را هدف بگیرد.

در تهران، اما واکنش‌ها عمدتاً بر یک گزاره مشترک استوار بوده و آن این است که تحریم، ابزار تازه‌ای برای ایران نیست. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در واکنش به تهدید‌های تازه آمریکا با اشاره به سابقه تحریم‌های واشنگتن نوشت: «۱۴سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد. ۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد. ۵ماه پیش: «تسلیم بی‌قیدوشرط.» شکست خورد. امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است. این فیلم را قبلاً دیده‌ایم؛ همان داستان همیشگی، فقط با قلدر‌های متفاوت.»

در همین چارچوب، عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، نیز تلاش کرده است تصویر متفاوتی از آمادگی اقتصادی کشور ارائه دهد. او گفته است: «آمریکا هر کاری می‌توانست در حوزه تحریم تا امروز انجام داده» و تأکید کرده که از بهمن‌ماه برای شرایط سخت آماده شده‌اند و با «دپو کردن ارز» تلاش شده ذخایر لازم برای تأمین کالا‌های اساسی و دارو فراهم شود.

همتی همچنین گفته است: «ما هم بیکار ننشسته‌ایم. با برنامه‌ریزی انجام‌شده مشکلی برای تأمین ارز نداریم» و وعده داده است که ارز مورد نیاز کالا‌های اساسی و دارو و تا پایان سال ارز مورد نیاز صنعت تأمین شود.

اما در فاصله میان این دو گزاره ــ «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم» و «مشکل تأمین ارز نداریم» باید به این پرسش هم پاسخ داد که ایران در عمل چه ابزار‌هایی برای کم‌اثر کردن فشار اقتصادی آمریکا در اختیار دارد؟ این تحریم‌ها با قبلی‌ها چه فرقی دارد؟

نقطه قوت استدلال تهران این است که ایران طی بیش از چهار دهه، سازوکار‌های مختلفی برای ادامه تجارت در شرایط تحریم ایجاد کرده است. اقتصاد ایران امروز برخلاف سال‌های نخست تحریم‌ها، شبکه‌ای از روابط تجاری، مسیر‌های غیرمستقیم فروش نفت، تجارت با کشور‌های غیرغربی و سازوکار‌های متنوع تسویه دارد.

به همین دلیل، تحریم‌های جدید لزوماً نمی‌توانند اقتصاد ایران را یک‌شبه متوقف کنند. اما نقطه ضعف روایت «تحریم‌ها قبلاً هم شکست خورده‌اند» این است که تحریم را با «تسلیم نشدن» یکی می‌گیرد.

ممکن است تحریم نتواند ایران را وادار به تسلیم سیاسی کند، اما همزمان بتواند رشد اقتصادی را کاهش دهد، هزینه تجارت خارجی را بالا ببرد، دسترسی به ارز را محدود کند، تورم را افزایش دهد و قدرت خرید خانوار‌ها را کاهش دهد. به عبارت دیگر، سؤال اقتصادی الزاماً این نیست که «آیا تحریم ایران را تسلیم می‌کند؟»؛ سؤال واقع‌بینانه‌تر این است که تحریم چه مقدار از درآمد، سرمایه‌گذاری، رفاه و ثبات اقتصادی ایران را می‌تواند از بین ببرد؟ همین‌جاست که فاصله میان روایت سیاسی و واقعیت اقتصادی آشکار می‌شود. ابزار اول: مدیریت ارز؛ مهم‌ترین سنگر کوتاه‌مدت

همتی به‌درستی روی مسئله ارز تمرکز کرده است. در اقتصاد تحریم‌زده، نخستین نقطه آسیب، دسترسی به ارز است. اگر دولت بتواند ارز حاصل از صادرات نفت، پتروشیمی، فولاد، محصولات معدنی و سایر صادرات را با سرعت و هزینه قابل‌قبول به چرخه اقتصاد بازگرداند، شوک تحریم به کالا‌های ضروری تا حدی قابل کنترل خواهد بود.

ذخیره‌سازی ارز و اولویت دادن به دارو و کالا‌های اساسی نیز می‌تواند در کوتاه‌مدت مانع شکل‌گیری بحران عرضه شود. اما این ابزار یک محدودیت جدی دارد چرا که ذخایر ارزی نامحدود نیستند؛ بنابراین اگر فشار تحریم باعث کاهش پایدار درآمد‌های صادراتی شود، سیاست ذخیره‌سازی تنها زمان می‌خرد و جایگزین درآمد ارزی جدید نمی‌شود. به همین دلیل، موفقیت این سیاست بیش از آنکه به حجم ذخایر بستگی داشته باشد، به توان ایران برای حفظ جریان صادرات و بازگرداندن ارز حاصل از آن وابسته است. ابزار دوم: چین؛ مهم‌ترین شریک اقتصادی ایران در شرایط تحریم

در میان گزینه‌های موجود، چین احتمالاً مهم‌ترین اهرم اقتصادی تهران است. بر اساس داده‌های مورد استناد رویترز، چین بیش از ۸۰ درصد نفتی را که ایران در شرایط فعلی از مسیر‌های صادراتی خود ارسال می‌کند خریداری می‌کند. این واقعیت به ایران این شانس را می‌دهد که حتی در صورت افزایش فشار آمریکا، بازار بزرگی برای نفت خود داشته باشد. اما همین‌جا یک نکته مهم وجود دارد و نباید فراموش کرد که چین می‌تواند فشار تحریم را کاهش دهد، اما نمی‌تواند آن را به‌طور کامل حذف کند.

اگر واشنگتن تحریم‌های ثانویه علیه بانک‌ها، شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌ها و خریداران نفت را افزایش دهد، هزینه معامله با ایران بالا می‌رود. در چنین شرایطی ایران ممکن است همچنان بتواند نفت بفروشد، اما احتمالاً با تخفیف بیشتر و هزینه مبادله بالاتر؛ بنابراین چین برای تهران یک «ضدتحریم» کامل نیست؛ بلکه مهم‌ترین ضربه‌گیر تحریم است. ابزار سوم: متنوع‌سازی تجارت و کاهش وابستگی به دلار

یکی دیگر از ابزار‌های ایران، توسعه تجارت با کشور‌هایی است که وابستگی کمتری به نظام مالی آمریکا دارند. تسویه با ارز‌های محلی، استفاده بیشتر از یوان و سایر ارزها، تهاتر کالا، قرارداد‌های دوجانبه و توسعه روابط بانکی خارج از شبکه دلار می‌تواند بخشی از فشار تحریم را کاهش دهد. اما این ابزار نیز نباید بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شود.

دلار همچنان بخش مهمی از تجارت جهانی، قیمت‌گذاری کالا‌ها و نظام بانکی بین‌المللی را در اختیار دارد؛ بنابراین حذف کامل دلار از تجارت ایران نه در کوتاه‌مدت ممکن است و نه لزوماً اقتصادی. راه واقع‌بینانه‌تر، کاهش وابستگی است، نه ادعای حذف کامل دلار. ابزار چهارم: نفت؛ هم فرصت ایران است و هم نقطه آسیب آن

ایران همچنان یک دارایی مهم یعنی نفت دارد. در شرایطی که بازار جهانی نفت نسبت به اختلال در عرضه خاورمیانه حساس است، حتی کاهش صادرات ایران می‌تواند روی قیمت جهانی اثر بگذارد. در روز‌های اخیر نیز بازار نفت نسبت به احتمال تحریم‌های جدید و کاهش بیشتر عرضه منطقه واکنش نشان داده است. رویترز گزارش داده که برنت در معاملات دوشنبه حدود ۹۳ دلار معامله شد و بازار در انتظار جزئیات تحریم‌های جدید آمریکا بود.

این وضعیت برای تهران یک اهرم ایجاد می‌کند و هرچه فشار آمریکا بر صادرات ایران بیشتر شود، ریسک اختلال در عرضه جهانی نفت نیز افزایش می‌یابد. اما این اهرم دو لبه است. یعنی تهدید به توقف صادرات نفت می‌تواند درآمد‌های ارزی خود ایران را نیز کاهش دهد و در صورت تشدید بحران در خلیج فارس، هزینه‌های اقتصادی آن برای ایران می‌تواند بسیار سنگین باشد؛ بنابراین نفت، بیش از آنکه ابزار «پیروزی بر تحریم» باشد، ابزاری برای ایجاد هزینه متقابل و قدرت چانه‌زنی است. ابزار پنجم: دیپلماسی اقتصادی؛ شاید کم‌هزینه‌ترین ابزار ایران

در نهایت، مهم‌ترین ابزار ایران ممکن است نه ارزی باشد و نه نفتی؛ بلکه دیپلماتیک باشد. اگر هدف تهران صرفاً دوام آوردن در برابر تحریم باشد، اقتصاد می‌تواند برای مدتی سازوکار‌های دور زدن فشار را فعال کند. اما اگر هدف، کاهش واقعی هزینه تحریم باشد، مسیر اصلی از مذاکره و توافق می‌گذرد.

این موضوع به‌ویژه در شرایط فعلی اهمیت دارد؛ زیرا واشنگتن همزمان با تهدید تحریم‌های تازه، تلاش می‌کند کشور‌های طرف معامله با ایران را تحت فشار قرار دهد. به این ترتیب، دامنه تحریم از «ایران» به «هرکس که با ایران کار کند» گسترش پیدا می‌کند.

ایران می‌تواند با چین، روسیه، هند، کشور‌های عربی و همسایگان روابط اقتصادی خود را گسترش دهد، اما هیچ‌یک از این کشور‌ها لزوماً حاضر نیستند هزینه نامحدود تقابل مالی با آمریکا را بپردازند؛ بنابراین، دیپلماسی برای تهران فقط یک ابزار سیاسی نیست؛ یک ابزار اقتصادی برای کاهش هزینه مبادله است. آنچه تهران نباید فراموش کند

بزرگ‌ترین خطر در شرایط جدید این است که «تاب‌آوری» با «بی‌اثر بودن تحریم» اشتباه گرفته شود. اقتصاد ایران در سال‌های گذشته نشان داده که می‌تواند با تحریم زندگی کند؛ اما هزینه این سازگاری کم نبوده است؛ کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش قدرت خرید، تورم، خروج سرمایه، کاهش دسترسی به فناوری و افزایش هزینه تجارت خارجی بخشی از هزینه‌ای است که اقتصاد ایران پرداخت کرده است؛ بنابراین اگر تحریم‌های جدید هم نتوانند اقتصاد ایران را متوقف کنند، به این معنا نیست که بدون هزینه خواهند بود. حتی می‌توان گفت هدف واقعی موج تازه تحریم‌ها ممکن است دیگر «متوقف کردن اقتصاد ایران» نباشد؛ بلکه بالا بردن هزینه اداره اقتصاد و کاهش توان مالی دولت و بخش خصوصی باشد. چرا اصلاحات داخلی از هر مسیر دور زدن تحریم مهم‌تر است؟

ایران برای مقابله با فشار خارجی یک ابزار مهم در داخل دارد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: اصلاح سیاست اقتصادی. کاهش کسری بودجه، کنترل رشد نقدینگی، اصلاح نظام بانکی، کاهش رانت ارزی، شفاف‌تر کردن تجارت خارجی، کاهش قیمت‌گذاری‌های دستوری و ایجاد ثبات در مقررات می‌تواند بخشی از اثر تحریم را خنثی کند.

اگر هر دلار درآمد صادراتی با هزینه کمتر و فساد کمتر وارد اقتصاد شود، اگر سرمایه‌گذار داخلی احساس ثبات کند و اگر منابع ارزی به جای هدر رفتن در سیاست‌های ناکارآمد به سمت تولید برود، همان مقدار منابع خارجی می‌تواند اثر بیشتری ایجاد کند. در مقابل، اگر اقتصاد داخلی گرفتار کسری بودجه، تورم، چندنرخی بودن ارز و نااطمینانی باشد، حتی کاهش تحریم هم الزاماً به رونق پایدار منجر نمی‌شود. واقعیت میانه؛ نه «تحریم بی‌اثر است» و نه «اقتصاد ایران فرو می‌ریزد»

در نهایت، هر دو روایت افراطی می‌توانند گمراه‌کننده باشند. اینکه عراقچی می‌گوید «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم»، از یک جهت درست است که ایران تجربه طولانی مقابله با تحریم را دارد و آمریکا نمی‌تواند از نقطه صفر علیه اقتصاد ایران اقدام کند. همچنین سخنان همتی درباره ذخیره ارزی و برنامه‌ریزی برای تأمین کالا‌های اساسی نشان می‌دهد دولت برای سناریوی فشار اقتصادی آماده شده است.

اما از سوی دیگر، واشنگتن نیز از ابزار‌های جدیدی برای افزایش هزینه این مقاومت برخوردار است؛ به‌خصوص اگر فشار از تحریم مستقیم ایران به سمت تحریم شرکت‌ها، بانک‌ها و کشور‌هایی برود که با تهران همکاری می‌کنند.

در چنین شرایطی، راهبرد عقلانی ایران نباید بر این فرض بنا شود که «تحریم‌ها اثر ندارند». راهبرد مؤثرتر این است که اثر آنها تا حد ممکن کوچک شود و همزمان مسیر کاهش خود تحریم‌ها از طریق دیپلماسی باز بماند.

ایران امروز ابزار‌هایی از جمله ذخایر و مدیریت ارز، درآمد نفتی، بازار چین، تجارت با همسایگان، ارز‌های غیرغربی، تهاتر و مهم‌تر از همه دیپلماسی را در اختیار دارد، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیستند. اگر هدف فقط زنده ماندن اقتصاد زیر تحریم باشد، تهران احتمالاً ابزار‌های لازم برای ادامه مسیر را دارد؛ اما اگر هدف حفظ رفاه مردم، مهار تورم و بازگرداندن اقتصاد به مسیر رشد باشد، تنها اتکا به «دور زدن تحریم» کافی نیست.

در این نقطه، شاید مهم‌ترین تفاوت میان سیاست «مقاومت در برابر تحریم» و سیاست «کاهش هزینه تحریم» روشن شود؛ اولی می‌تواند اقتصاد را سرپا نگه دارد، اما دومی نیازمند ترکیبی از دیپلماسی، اصلاحات اقتصادی و کاهش تنش خارجی است.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026