16 سال پیش بود که در فینال المپیک 2008، یک تکواندوکار با دست شکسته ولی با تمام وجود مبارزه کرد تا نامش را در تاریخ ورزش ایران ثبت کند و امروز، آرین سلیمی در همان مسیر قدم برمیدارد.
آرین سلیمی در تازهترین گفتوگویی که با "ورزش سه" داشته، میگوید یک فضای خاص در این سالها در فدراسیون تکواندو نهادینه شده؛ البته این مدال آور فوتبالی صحبتهای جالبی درباره آرزوهای غیر ورزشی خود هم کرده و علاقهمندی شخصیاش را که حاضر است برایش میلیارد میلیارد هزینه کند را هم لو داده است!
* قبل از هر چیزی بگو که به اسطوره شدن فکر میکنی؟
«خب، اسطوره بودن، مدال آوردن و افتخارآفرینی برای کشور و جامعه، واقعا چیز قشنگی است. هر ورزشکاری وقتی وارد این مسیر میشود، قطعا دنبال چنین چیزهایی است؛ چون محبوب بودن و دوست داشتنی بودن خیلی جذاب است. همه از شهرت، پول و خیلی چیزهای دیگر خوششان میآید و اسطوره شدن هم خودش یک جایگاه خیلی خاص و دوستداشتنی است.
من هم در کنار اینکه واقعا دوست دارم مدالهای زیادی بگیرم و الگو و اسطوره باشم، اما چیزی که برای من اولویت دارد این است که همه ما انسانها با هم برابر هستیم و کسی بالاتر از دیگری نیست. ما شخصا به این زندگی آمدهایم تا کاری را که دوست داریم انجام دهیم و آنچه در درونمان هست را به دیگران نشان دهیم. حس میکنم اگر هر کسی راه خودش را برود و کاری را که از نظر خودش درست میداند انجام دهد، قطعا زحمت میکشد و اگر خداوند هم به او لطف کند، آن شخص اسطوره و دوستداشتنی میشود؛ چون کار درست را انجام داده و در مسیر درستی قرار دارد.
به شخصه از ثانیهی ثانیهی زندگیام لذت میبرم؛ از زمانی که در رشته تکواندو هستم، از اینکه نفس میکشم و توان مبارزه و مسابقه دادن دارم، واقعا قدردانش هستم. هر روز از خدا کمک میخواهم و شاکر نعمتهای او هستم که میتوانم این مسیر را ادامه دهم. به نظر خودم، من آمدهام که از هر لحظه این رشته و این زندگی لذت ببرم.
اسطوره بودن هم زیباست و خیلیها دوست دارند اسطوره باشند اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ما ورزشکاران گاهی مطرح هستیم و همین موضوع باعث میشود که خیلیها به ما به چشم یک الگو نگاه کنند. پس باید درست رفتار کنیم و درست زندگی کنیم. مسئولیتهای زیادی بر گردن ماست تا نسلهای بعدی هم بتوانند مسیر درست را یاد بگیرند وگرنه شاید به خاطر یک الگوی بد، یک نسل مسیرشان از دست برود و جوانان به آن چیزی که واقعا میخواستند برسند، نرسند. این موضوع بسیار مهمی است که هر کدام از ما باورها و مسئولیتهای خودمان را داریم و باید راه درست را انتخاب کنیم تا همیشه از خودمان راضی باشیم.
* کار کردن با هادی ساعی چطور است؟
درباره استاد ساعی هم باید بگویم که به طور مشخص یک اسطوره هستند. ایشان با داشتن دو مدال طلا و یک برنز المپیک، پرافتخارترین المپین ایران و یکی از بهترین تکواندوکاران جهان هستند و ما تکواندوکاران واقعا به ایشان افتخار میکنیم. هر بار که نام ایشان میآید، یاد فینال المپیک 2008 و آن مسابقه با حریف ایتالیایی میافتم. مسابقهای که کل ایران و تمام دنیای تکواندو آن را تماشا کردند. همه یادشان هست که ایشان با چه سختی آن مسابقه را بردند. شاید خیلیها ندانند ایشان چه آسیبها و مصدومیتهایی را پشت سر گذاشتند، اما وقتی برای ما خاطراتش را تعریف میکند، میفهمیم که با چه سختیهایی به آن مدال رسیدند و همین باعث میشود ایشان واقعا خاص و اسطوره باشند.
ما افتخار میکنیم که ایشان رئیس فدراسیون ما هستند و از تمام زحماتشان ممنونیم. ایشان به ما یاد دادند که ذهن ما باید برنده باشد؛ این چیزی است که همه ما ورزشکاران در صحبتهای ایشان شنیدهایم. این فقط نظر من نیست، ذهن ایشان بسیار قوی بود و خدا را شکر که نتایج موفقیتهایشان ماندگار بوده و در مدیریت هم نشان دادهاند که فرد بسیار موفقی هستند.»
* ماندگار شدن نامت در جامعه چقدر برایت مهم است؟
«خب، خیلیها دوست دارند چنین جایگاهی داشته باشند؛ دنیای ورزش هم به لطف هواداران و مردمی که به ورزشکاران علاقه دارند، چنین پتانسیلی را ایجاد کرده است. من هم دوست دارم مثل رونالدو باشم؛ بیشترین دنبالکننده را در جهان داشته باشم و به چهرهای مشهور و مخصوصا محبوب تبدیل شوم؛ این آرزوی هر کسی است.
خیلی دوست دارم نامم ماندگار شود اما هدف اصلی من برای جنگیدن، این نیست. من برای این میجنگم که در زندگیام پشیمان نباشم، کار اشتباهی از دیدگاه خودم انجام ندهم، الگوی خوبی باشم، زندگی سالمی داشته باشم و از لحظه به لحظه عمرم لذت ببرم. احساس میکنم خداوند این روحیه و شخصیت را در من قرار داده است تا آن را به بقیه نشان بدهم.
البته خیلیها دوست دارند نامشان ماندگار شود، حتی مثلا روی نامگذاری خیابانها. ولی خب، این زندگی است دیگر. اگر شد که چه بهتر، اگر نشد هم اتفاقی نیفتاده است. رونالدو هم به قهرمانی جام جهانی نرسید اما چیزی از ارزشهای او کم نشد؛ ارزشهایی که واقعا نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد. زندگی همین است. گاهی شرایط خیلی خوب پیش میرود و گاهی بد، اما ما باید در هر دو صورت تلاش کنیم، زندگی کنیم و شاکر خداوند باشیم.»
* از لحظه قهرمانی المپیک بگو.
«واقعا حس بسیار زیبایی بود. خوشحال بودم که توانستم برای کشورم، جامعه ورزش و مردم عزیزم افتخارآفرینی کنم و دیدن شادی آنها با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست. مخصوصا اینکه پس از 16 سال، یک رکورد و تاریخ سازی صورت گرفته و بسیار خوشحالم که این افتخار به نام من ثبت شده است.
البته انسان باید همیشه به یاد داشته باشد که پشت سر هر موفقیت، یک تیم قدرتمند حضور دارد؛ افرادی که کمک کردهاند؛ از خانواده، مربیان و حامیان گرفته تا دوستان و همچنین کادر مدیریتی و فنی فدراسیون، همگی در این مسیر نقش داشتند. با این وجود، از اینکه این اتفاق به نام من رقم خورده، بسیار خوشحالم و به آن افتخار میکنم.
نکته بسیار جالبی وجود دارد؛ استاد ساعی در فینال المپیک با دست شکسته مسابقه دادند و من هم در فینال المپیک، دقیقا با دست شکسته مبارزه کردم. این تکرار تاریخ برای من حس و حال بسیار دلنشینی داشت. قطعا استاد ساعی یک اسطوره هستند و من قصد مقایسه خودم با ایشان را ندارم، اما صرفا به جذابیت این اتفاق اشاره میکنم؛ تا جایی که پیش از شروع فینال المپیک با خودم گفتم: چه جالب، شاید من هم بتوانم با این دست، مثل ایشان به مدال طلا برسم.»
* همه میدانیم خیلی به فوتبال علاقه داری. اگر فوتبالیست میشدی کدام پست را ترجیح میدادی؟
«اگر فوتبالیست میشدم، قطعا مهاجم یا وینگر چپ بازی میکردم. شاید حتی ابتدا در پست وینگر چپ بودم و بعد مثل رونالدو که علاقه بسیاری به او دارم به پست مهاجم میرفتم. اما مسیر زندگی من به اینجا ختم شد؛ مسیری بسیار زیبا که واقعا دوستش دارم.
در مورد رشتههای دیگر هم همچنان فکر میکنم؛ حتی به ورزش MMA علاقه زیادی دارم و خیلی دوست دارم آن را تجربه کنم. قطعا اگر تکواندوکار نبودم، در رشتههای ورزشی دیگری فعالیت میکردم.
* شاید این سوال در ذهن همه باشد که کسب درآمد برای یک تکواندوکار چطور است؟
باید شفاف بگویم که در تکواندو برخلاف رشتههایی مثل فوتبال یا والیبال نمیتوان انتظار درآمدهای کلان داشت؛ درآمدهای ما معمولا به پاداشهای المپیک و برخی مسابقات محدود میشود و با ورزشهای تیمی قابل مقایسه نیست. قصد ندارم کسی را به سمت رشتههای دیگر بفرستم، فقط واقعیت موجود را گفتم.
با این حال، من با عشق و علاقه این رشته را ادامه میدهم. تکواندو سختیها، مشقتها و مصدومیتهای خاص خودش را دارد که با هیچ رشتهای قابل مقایسه نیست. باید در دل این ورزش باشید تا متوجه منظور من شوید. نمیخواهم بیدلیل از رشتهام دفاع کنم، اما واقعا مسیر سختی دارد. گاهی اوقات از خودم میپرسم که آیا واقعا این همه سختی ارزشش را داشت؟ شاید خیلیها پاسخ منفی بدهند، اما من به خاطر عشق و علاقهای که به این مسیر دارم، معتقدم که ارزشش را داشته است.»
* دوست داری بعد از 15 سال آینده مردم از تو چطور یاد کنند؟
دوست دارم مردم بگویند که این همان آدم سابق ماند و از نظر اخلاقی تغییر نکرد. دوست دارم از نظر فنی پیشرفت کنم و قطعا باید این اتفاق بیفتد که ماندگار باشم اما دوست دارم از نظر اخلاقی هاون کسی باشم از نظر شخصیتی کاملتر است اما چیزی نتواند من را تغییر بدهد چون دوست ندارم به مادیات یا موقعیت خاص، خود را بفروشم.
* درباره مسابقات آسیایی پیش رو هم صحبت کن. آمادهای؟
«رقابتهای تکواندو در سطح آسیا واقعا سخت است. در مسابقات قهرمانی جهان و قهرمانی آسیا، رقابت اصلی معمولا میان ایران و کره جنوبی جریان دارد که در اکثر موارد، تیم ایران موفق به کسب مقام اول شده است. تنها در یک دوره از مسابقات قهرمانی جهان بود که به دلیل شرایط خاص، با اختلاف بسیار کم نایب قهرمان شدیم؛ با اینکه آنجا هم میتوانستیم به نتیجه دلخواه و قهرمانی برسیم، اما قسمت نبود. قدرتهای سنتی تکواندو در آسیا یعنی کره جنوبی، ازبکستان، چین و حتی قزاقستان همچنان جایگاه خود را حفظ کردهاند و البته تک چهرههای جدیدی هم به این جمع اضافه میشوند. بازیهای آسیایی برای ما میدان بسیار سنگینی است؛ شاید در برخی رشتههای دیگر رقابتها اینقدر فشرده نباشد، اما در تکواندو، قدرتهای اصلی دنیا در همین قاره آسیا حضور دارند.
من در وزن خودم حریفان سرسختی دارم؛ مثلا رقیب کرهای که سه چهار سال است با او مسابقه میدهم و در مسابقات آسیایی هم با او روبرو شدهام، یا حریفان قدرتمند ازبک و چینی. قطعا با حضور این رقبا، مسابقات و مبارزات بسیار جذابی پیش رو خواهیم داشت و امیدوارم شاهد بازیهای زیبایی باشیم.»
* چطور همیشه خودت را قوی نگه میداری؟ فقط با تمرین؟
«من در هر مسابقه، در هر پلهای از مسیر و در هر فرصتی که پیش میآید، دوست دارم به خوبی از آن استفاده کنم، از آن لذت ببرم و بهترین باشم. در واقع، کل برنامهریزی زندگی من همین است؛ هر روز که از خواب بیدار میشوم، هدفم این است که مبارز قویتر و بهتری باشم و به عنوان یک انسان، کاملتر شوم.
البته میدانم که ما انسانها شاید هیچوقت به آن کمال صددرصدی نرسیم، چون هیچکس نرسیده و نخواهد رسید. اما یاد گرفتهایم که همواره تلاش کنیم تا بهترین خودمان باشیم. باید سعی کنیم که از نسخه قبلی خودمان بهتر باشیم، نه اینکه صرفا خودمان را با دیگران مقایسه کنیم. من هم تمام تلاشم را میکنم که روز به روز از آدم دیروز خودم بهتر باشم. در تصویرسازیهای ذهنیام هم دقیقا همین موضوع است؛ فقط میخواهم تلاش کنم، از مسیر لذت ببرم و هر روز عملکردم بهتر شود.»
* علاقه شخصی خاصی داری که تا به حال نگفته باشی؟
«شاید خیلیها ندانند، اما آرین سلیمی به شدت به ماشین علاقه دارد؛ موضوعی که شاید برای مردم عادی کمی عجیب به نظر برسد. من تمام خودروها را با جزئیات دقیقشان میشناسم. این مسئله را تا به حال جایی عنوان نکرده بودم و شاید هم برای کسی اهمیت چندانی نداشته باشد، اما برای اولین بار است که دربارهاش صحبت میکنم. خلاصه بگویم: من عاشق ماشین هستم. مثلا اگر صد میلیارد تومان داشته باشم، انواع ماشینها را میخرم و در پارکینگ خانهمان نگه میدارم.»
* صحبت پایانی.
«یکی از دلایلی که رونالدو را خیلی دوست دارم این است که در مصاحبههایش میگفت حتی اگر میلیاردها یا تریلیاردها پول هم داشته باشی، باز هم خانواده مهمترین رکن زندگی است. همین باور قلبی من است. حقیقتا از خبر ازدواج و مراسم ساده و زیبایی که داشتند، خیلی خوشحال شدم. من خودم نیز به تشکیل خانواده خیلی علاقهمندم. عاشق خانوادهام هستم و بابت تمام حمایتهایشان از آنها سپاسگزارم. قطعا اگر آنها نبودند و حتی ذرهای در حمایت از من کوتاهی میکردند، امروز اینجا نبودم. آنها فراتر از سطح معمول، از خودشان گذشتند و فداکاری کردند تا من به اهدافی که دارم برسم. افتخار میکنم که فرزند این خانواده هستم و عاشقانه آنها را دوست دارم.»






















































































































