آخرین آمارهای صنعت نشان میدهد وضعیت تورم نهادهها در این بخش اقتصاد اوج گرفته و به رقم تاریخی ۱۰۹ درصد رسیده است. این تورم که در بهار ۱۴۰۵ به وقوع پیوسته نسبت به بهار ۲۵ سال گذشته خود بیسابقه بوده است. باید دقت داشت که تورم به وقوع پیوسته در نهادههای بخش صنعت در نهایت خود را در قیمت کالاهای نهایی بخش صنعتی نشان خواهد داد و تورم کالاهای صنعتی نیز در ماههای آتی به این نرخ نزدیک خواهد شد.
در سمت دیگر آمار شامخ تیرماه ۱۴۰۵ منتشر شده که نشان میدهد همچنان وضعیت اقتصاد و صنعت نسبت به خرداد ماه بدتر شده است. بیشترین میزان افت کارایی در صنعت غذا و نفت قابل مشاهده است. آمارهای شامخ حکایت از آن دارد که هم عرضه و هم تقاضا در این صنایع با مشکل مواجه شده است. صنعت غذایی به عنوان مهمترین صنعت فعال در زمان محاصره اقتصادی با کاهش موجودی مواجه نشده که دلیل آن را میتوان به افت تقاضا به دلیل کاهش رفاه خانوار در اقتصاد گره زد. بازار جهانی تراشهها
بازار سهام آمریکا در میانه هفته معاملاتی تحت فشار قرار گرفت؛ اما این بار بیش از آنکه یک خبر منفی درباره عملکرد شرکتها عامل افت بازار باشد، بازار اوراق قرضه و افزایش هزینه سرمایه در مرکز توجه قرار داشت.
فروش گسترده سهام شرکتهای نیمهرسانا و افت سهام مرتبط با هوش مصنوعی نشان میدهد سرمایهگذاران نسبت به ارزشگذاریهای بالای این شرکتها محتاطتر شدهاند. در همین حال، بازده اوراق بلندمدت آمریکا همچنان در سطوح بالایی قرار دارد؛ شرایطی که میتواند هزینه تأمین مالی شرکتها را افزایش دهد و جذابیت نسبی سهام را کاهش دهد.
این موضوع برای غولهای فناوری اهمیت بیشتری دارد؛ شرکتهایی که برای توسعه دیتاسنترها، زیرساختهای محاسباتی و تراشههای موردنیاز هوش مصنوعی، سرمایهگذاریهای سنگینی انجام دادهاند. در چنین شرایطی، هرچه نرخهای بلندمدت بالاتر بمانند، بازار حساسیت بیشتری نسبت به زمان و میزان بازگشت این سرمایهگذاریها نشان خواهد داد.
از سوی دیگر، ریسکهای ژئوپلیتیک و احتمال اختلال در عرضه انرژی نیز میتوانند فشارهای تورمی را دوباره تشدید کنند و مسیر کاهش نرخ بهره را دشوارتر سازند.
با این حال، فعلاً نشانهای از یک بحران فراگیر در بازار سهام دیده نمیشود. مسئله اصلی، کاهش حاشیه اطمینان بازار در برابر نرخهای بهره بالاتر است؛ وضعیتی که میتواند سهام گرانقیمت، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، را همچنان آسیبپذیر نگه دارد. کشورهای منطقه برای تجارت و انرژی چه مسیرهایی را جایگزین تنگه هرمز کردند؟
بستهشدن تنگه هرمز فقط یک اختلال در مسیر تجارت انرژی نبود؛ برای اقتصادهای آسیایی، این بحران به آزمونی برای تنوعبخشی به منابع، مسیرهای واردات و حتی الگوی مصرف انرژی تبدیل شد.
پیش از جنگ، حدود ۸۰ درصد نفت و نزدیک به ۲۷ درصد واردات LNG آسیا از مسیر هرمز عبور میکرد. به همین دلیل، کشورهایی که وابستگی بیشتری به این مسیر داشتند، ناچار شدند گزینههای جایگزین را فعال کنند؛ از افزایش خرید نفت و گاز از آمریکا و روسیه گرفته تا استفاده بیشتر از ذخایر استراتژیک، خطوط لوله، بنادر خارج از خلیج فارس و مسیرهای دریایی طولانیتر.
ژاپن بخشی از شوک را با استفاده از ذخایر استراتژیک مدیریت کرد و همزمان واردات نفت از آمریکا را افزایش داد. چین به سمت کاهش مصرف نفت و افزایش استفاده از خودروهای برقی رفت، در حالی که هند واردات نفت از روسیه را به شکل قابلتوجهی افزایش داد.
کشورهای دیگری نیز به دنبال ترکیبی از راهکارها رفتند. اندونزی افزایش واردات نفت از روسیه و توسعه سوختهای زیستی را در دستور کار قرار داد. کره جنوبی منابع وارداتی خود را متنوعتر کرد و تایوان برای کاهش وابستگی به LNG قطر، خرید از استرالیا و آمریکا را افزایش داد و موقتاً به زغالسنگ روی آورد.
این تحولات یک پیام مهم دارد: حتی اگر تردد در هرمز به شرایط عادی بازگردد، تجارت انرژی آسیا لزوماً به نقطه قبل از بحران بازنمیگردد.
قراردادهای جدید، مسیرهای جایگزین و تغییر الگوی مصرف میتوانند بخشی از میراث ماندگار این بحران باشند. نسل جدید رقابت صنعتی، با چاشنی همکاری
رقابت صنعتی در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن مزیت رقابتی فقط به عملکرد یک بنگاه وابسته نیست، بلکه به توانایی شرکتها برای اشتراک داده، زیرساخت و فرایندها و بهینهسازی کل اکوسیستم بستگی دارد.
در اقتصاد هوشمند، بخشی از ارزش در مرز میان شرکتها شکل میگیرد؛ جایی که دادههای مربوط به انرژی، تولید، لجستیک و زنجیره تأمین با یکدیگر ترکیب میشوند و امکان تصمیمگیری هماهنگ را فراهم میکنند.
تجربههای جهانی نیز نشان میدهد این همکاری میتواند ارزش اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند. در پروژه Starlings در بندر روتردام، شرکتهای صنعتی توانستند انعطافپذیری انرژی خود را تقریبا بهصورت بلادرنگ با یکدیگر مبادله کنند. آزمایشهای اولیه حدود ۵ درصد بهرهوری ایجاد کرد و مدلسازیها نشان میدهد با اشتراک داده پیشرفتهتر و زیرساخت مشترک، این منافع میتواند چندین برابر شود. در پارک صنعتی Ordos-Envision چین نیز اشتراک داده میان بیش از ۵۰ شرکت به مصرف حدود ۸۰ درصد برق سبز در محل و کاهش تقریبا ۱۰ درصدی هزینههای انرژی انجامید.
اما مانع اصلی، لزوما فناوری نیست؛ اعتماد، حکمرانی داده، تقسیم منافع، تفاوت بلوغ دیجیتال و امنیت سایبری چالشهایی هستند که میتوانند مانع شکلگیری این همکاری شوند.
به این ترتیب، آینده رقابت صنعتی شاید متعلق به شرکتی نباشد که بیشترین داده را دارد؛ بلکه متعلق به شرکتی است که بتواند داده خود و دیگران را بهتر به ارزش مشترک تبدیل کند؛ همان چیزی که میتوان آن را «همکاری رادیکال» نامید. پشتپرده حیرت ایرانیها از خودروهای عراقی
ویدیویی از واکنش مردم ایران به خودروی یک گردشگر عراقی، یک سوال مهم را مطرح میکند: چرا دیدن بعضی خودروها در ایران هنوز میتواند چنین واکنشی ایجاد کند؟
پشت این واکنش، فقط علاقه به خودروهای خاص نیست؛ داستان به فاصله بازار ایران با صنعت خودروی جهان و البته قدرت خرید مردم برمیگردد.خودروهایی که در بسیاری از بازارهای دنیا بخشی از انتخابهای معمول مصرفکنندهاند، در ایران به محصولاتی دور از دسترس تبدیل شدهاند؛ جایی که محدودیت واردات، هزینههای بالای ورود خودرو و فاصله درآمد مردم با قیمت جهانی، معادله مالکیت خودرو را کاملاً تغییر داده است. تناقض آماری از ترانزیت تنگه هرمز
تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین متغیرهای بازار جهانی نفت تبدیل شده؛ اما این بار نه فقط به دلیل حجم نفتی که از آن عبور میکند، بلکه به دلیل اختلاف آماری درباره میزان واقعی این عبور.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، میانگین خروج نفت از تنگه را حدود ۹ میلیون بشکه در روز اعلام کرده؛ در حالی که دادههای شرکتهای مستقل رهگیری حملونقل دریایی مانند کپلر، ارقام بسیار پایینتری را نشان میدهند. اختلاف چند میلیون بشکهای میان این دو برآورد، در بازاری که کوچکترین اختلال در عرضه میتواند قیمتها را جابهجا کند، اهمیت زیادی دارد.
برای این اختلاف دستکم سه توضیح وجود دارد: ممکن است دادههای رهگیری، بهخصوص در مورد «ناوگان سایه»، بخشی از محمولهها را نبینند؛ ممکن است برخی محمولهها به دلیل انتقال کشتیبهکشتی اشتباه شمارش شده باشند؛ یا اینکه آمار رسمی آمریکا بیش از واقعیت را نشان دهد تا انتظارات بازار مدیریت شود.
مسئله اینجاست که راستیآزمایی هم ساده نیست. نفت پنهان بالاخره باید در جایی تخلیه شود، اما ممکن است همان لحظهای که مسیرهای پنهان شناسایی میشوند، دیگر پنهان نباشند.
به همین دلیل، برخی تحلیلگران بازار این وضعیت را به «گربه شرودینگر» تشبیه کردهاند؛ تنگه هرمز همزمان میتواند باز و بسته به نظر برسد، بسته به اینکه کدام داده را مبنا قرار دهیم.
حالا باید دید دادههای مقصد، موجودی نفت و رفتار قیمتها در هفتههای آینده کدام روایت را تأیید خواهند کرد. 00:00 00:00



































































































