تصویب قطعنامه شورای حکام مبنی بر ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت چه گزینههایی روی میز دارد؟ آمریکا چه مسیری را دنبال میکند؟ پرونده هستهای ایران در شورای امنیت چه سرانجامی خواهد یافت؟ همه این سؤالات حول اقدامی است که شورای حکام آژانس روز پنجشنبه رقم زد و قطعنامه ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت را تصویب کرد. شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچون خود آژانس به جای آنکه محلی برای حمایت از فعالیتهای صلحآمیز هستهای و تسهیلکننده دستیابی کشورهای عضو آژانس به انرژی هستهای و برخورداری از مواهب آن باشد، تصمیم گرفته ابزار اقدامات سیاسی غرب علیه کشورهای غیردوست با غرب باشد.
آنچه روز شنبه در شورای حکام علیه ایران رقم خورد، بخشی از همین فعالیت ابزاری آژانس است. در یک سال گذشته و علیرغم تجاوز بمبافکنهای آمریکایی به تأسیسات هستهای ایران، کنشی در رد و محکومیت این حملات از سوی آژانس دیده نشد و همچنان آژانس و شورای حکام و گروسی - دبیرکل آژانس- ترجیح میدهند در سوی متجاوز بایستند. چنین کنشهایی در قبال حقوق مردم ایران از سوی نهادهای بینالمللی طی پنج دهه گذشته بارها تکرار شده و اعتبار این نهادها را نزد ایرانیان به سطحی نازل رسانده است. از این منظر، اقدام شورای حکام برای ایرانیان یک بازی تکراری و خستهکننده است و اعتبار چندانی ندارد. اکنون موضوع اصلی این است که ایران چه باید بکند، نه آنکه شورای حکام چه کرده است.
نقض حقوق ایران
در نشست فصلی شورای حکام، قطعنامهای با محوریت «عدم پایبندی ایران به تعهدات پادمانی» و «نقض تعهدات در زمینه منع گسترش سلاحهای هستهای» به رأی گذاشته شد. از میان ۳۵ عضو، ۲۳ کشور رأی مثبت، ۳ کشور رأی منفی و ۸ کشور رأی ممتنع دادند. مخالفان روسیه، چین و نیجر بودند. در شورای حکام برخلاف شورای امنیت، حق وتو وجود ندارد؛ بنابراین اکثریت عددی میتواند تصمیم خود را تحمیل کند. همین موضوع باعث شده بود غربیها از قبل، نتیجه را تقریباً قطعی بدانند. …

































































































































