قیمت طلا امروز




 محمد کاظم‌زاده

 روزنامه هفت صبح / ۱ ساعت قبل

سمفونی ناتمام آموزش موسیقی در ایران

چرا خروجی آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های موسیقی این‌قدر با هم فرق دارد؟ یک نوازنده و مدرس از مشکلاتی می‌گوید که استعدادها را پشت در نگه می‌دارد
 سمفونی ناتمام آموزش موسیقی در ایران
هفت صبح|  دهه‌هاست که موسیقی در ایران مسیری پرپیچ‌وخم و دشوار را پشت سر می‌گذارد؛ مسیری که در آن در کنار ظهور استعدادهای درخشان، شاهد افول‌های خاموش و فرصت‌های ازدست‌رفته هم بوده‌ایم. در این میان، آموزش موسیقی همیشه یکی از پایه‌های اصلی این هنر به شمار می‌رفته است. اما این پایه تا چه اندازه محکم و منسجم است؟

 

برای پیدا کردن پاسخ این پرسش، سراغ «محمد کاظم‌زاده»، نوازنده کلارینت و مدیرمسئول یک آموزشگاه موسیقی رفتیم؛ هنرمندی که سال‌ها روی صحنه ساز زده و در کنار تجربه اجرا، سال‌هاست با فضای آموزش موسیقی و دغدغه‌های هنرجویان هم سروکار دارد. کاظم‌زاده در دفتر کارش، میان نت‌ها، پارتیتورها و سازهایی که هرکدام بخشی از زندگی حرفه‌ای او را روایت می‌کنند از تجربه‌هایش می‌گوید؛ از روزهایی که تدریس را آغاز کرد، از بی‌نظمی‌هایی که در نظام آموزشی موسیقی وجود دارد و گاهی مسیر هنرجو را از همان ابتدا تغییر می‌دهد و از هزینه‌هایی که برای بسیاری ادامه دادن یک علاقه را به رویایی دور تبدیل کرده است.

 

با این حال، حرف‌های او فقط از مشکلات و بن‌بست‌ها نیست. در میان همه این دشواری‌ها، هنوز امیدهایی وجود دارد؛ امید به هنرجوهایی که با علاقه ادامه می‌دهند، به معلم‌هایی که با وجود مشکلات دست از کار نمی‌کشند و به نسلی که شاید بتواند مسیر آموزش موسیقی را تغییر دهد. آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگویی است با هنرمندی که معتقد است یکی از جدی‌ترین آسیب‌های موسیقی امروز ایران، نه کمبود استعداد که نبود یک استاندارد آموزشی منسجم و قابل اتکاست.

  در ایران بسیاری از نوازندگان اجبارا تدریس می‌کنند

ماجرای محمد کاظم‌زاده از جایی آغاز می‌شود که یک نوازنده احساس می‌کند صحنه و اجرا به‌تنهایی کافی نیست و باید تجربه و دانشش را با دیگران به اشتراک بگذارد. خودش ورود به تدریس را ادامه طبیعی مسیر نوازندگی‌اش می‌داند و می‌گوید: «البته که هنوز هم خودم را یک هنرجو می‌دانم و همواره در حال یادگیری هستم.» به گفته کاظم‌زاده، علاقه به انتقال تجربه و فراهم کردن شرایط یادگیری برای علاقه‌مندان، مهم‌ترین انگیزه او برای ورود به تدریس بوده است.

 

این هنرمند باور دارد که جنس هنر و تدریس در هم تنیده است. او با اشاره به تاثیرات عمیق موسیقی بر روان انسان‌ها می‌گوید: «همیشه این نظر را داشته‌ام که اگر در جامعه‌ای موسیقی جزو اولویت‌ها قرار گیرد، احتمالا سلامت روحی و روانی افراد آن جامعه بیشتر تامین خواهد شد و من خود را نسبت به این موضوع مسئول می‌دانم که هنری که در اختیار دارم را به دیگران آموزش دهم.»

 

اما این تمام ماجرا نیست. واقعیت‌های جامعه نیز در این تصمیم دخیل بوده‌اند. او با تلخی به محدودیت‌ها اشاره می‌کند: «باید اشاره کنم که در ایران، به دلیل تعداد کم اجراهایی که داریم و موقعیت‌های محدودی که برای برگزاری کنسرت وجود دارد، عملا بسیاری از نوازندگان مجبور می‌شوند که به سمت تدریس روی بیاورند و این خود یکی از نکات مهمی است که نباید از آن غافل شد.»

  آموزشی که در خون جریان دارد

اما عشق به آموزش یک تصمیم حرفه‌ای برای کاظم‌زاده نبود؛ این عشق ریشه در کودکی و خانواده او دارد. وقتی از گذشته می‌پرسم، چشمانش برق می‌زند و به سال‌هایی برمی‌گردد که صدای ساز و تعلیم در خانه‌شان طنین‌انداز بود. او با اشاره به سابقه خانوادگی خود در حوزه آموزش موسیقی اضافه می‌کند: «ناخودآگاه این موضوع که پدر من نیز مدرس موسیقی بودند، تاثیر بسیار زیادی بر این داشت که من نیز به تدریس علاقه‌مند شوم.»

 

او با بیان خاطره‌ای شیرین از دوران کودکی خود تعریف می‌کند: «وقتی می‌دیدم که یک هنرجو نزد پدرم چیزی را یاد می‌گیرد و سپس آن را اجرا می‌کند، این صحنه برای من بسیار لذت‌بخش بود و حس خوبی به من دست می‌داد که یک هنرجو موفق شده است چیزی را یاد بگیرد و آن را به اجرا درآورد. من نیز این حس را دوست داشتم و تحت تاثیر آن قرار گرفتم که این شغل را انتخاب کنم.» این تجربه زیسته، از کاظم‌زاده معلمی ساخته است که تدریس را یک رسالت خانوادگی و دلی می‌داند.

  نبود استاندارد در آموزش موسیقی

یکی از بحث‌های مهم در روانشناسی و ساختار آموزش هنر، مواجهه با سیستم‌های چندپاره و غیرمتمرکز است. کاظم‌زاده این موضوع را با تمام وجود درک کرده است. او در قامت یک مدیرمسئول آموزشگاه، درباره وضعیت ساختاری آموزش موسیقی در ایران توضیح می‌دهد: «آموزش موسیقی در ایران دارای نقاط قوت خوبی است و همچنین چالش‌های متعددی نیز دارد.

 

ما هنرجویان مستعدی داریم و معلمان باسواد و دلسوزی نیز در این عرصه فعالیت می‌کنند، اما در کنار اینها، با یک سری چالش‌های جدی نیز مواجه هستیم.» او با انتقاد صریح از نبود یک سیستم منسجم می‌گوید: «ما هیچ استاندارد واحد و مشخصی برای آموزش موسیقی در کشور نداریم. تفاوت سطح آموزش بین آموزشگاه‌های مختلف، مراکز گوناگون و حتی دانشکده‌های هنر، دانشکده‌های معماری و دانشگاه‌های علمی-کاربردی، به حدی زیاد است که خروجی‌های این مراکز مشابهت ندارند و حتی گاهی کاملا با یکدیگر متفاوت هستند.»

 

کاظم‌زاده با اشاره به تفاوت عجیب و غریب خروجی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی ادامه می‌دهد: «حتی گاهی مشاهده می‌شود که یک استاد در دانشگاه‌های مختلف تدریس می‌کند، اما به دلیل تفاوت در سیستم آموزشی، خروجی‌ها متفاوت از هم هستند. این موضوع نشان‌دهنده یک ضعف ساختاری بزرگ در نظام آموزشی موسیقی کشور است. ما می‌توانیم روش‌های تدریس معلمان مختلف با یکدیگر متفاوت باشد، اما منطق ایجاب می‌کند که سرفصل‌های آموزشی ما یکسان باشند تا خروجی‌های آموزشی تا این اندازه با یکدیگر تفاوت نداشته باشند.»

 

البته او هنوز کورسویی از امید را می‌بیند: «نباید این نکته را نادیده گرفت که در سال‌های اخیر، نگاه مسئولان نسبت به آموزش موسیقی اصولی‌تر شده است و امیدواریم که با این دیدگاه، آینده بهتری برای آموزش موسیقی در ایران رقم بخورد.» علاوه بر این، او به دیوار بلند دیگری به اسم مسائل اقتصادی اشاره می‌کند که جلوی پای استعدادها کشیده شده است: «چالش دیگری که با آن مواجه هستیم، هزینه‌های بالای تهیه ساز است. بسیاری از افرادی که علاقه‌مند به یادگیری موسیقی هستند، با وجود اشتیاق فراوان، به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور، قادر به تهیه ساز نیستند و این خود یک مانع بزرگ بر سر راه آموزش موسیقی محسوب می‌شود.»

  بلد بودن یک تکنیک، برای آموزش کافی نیست

بحث به ویژگی‌های یک مدرس ایده‌آل می‌کشد. تدریس موسیقی از نگاه کاظم‌زاده، صرفا انتقال یک سری فرمول و نت نیست. او پاسخی عمیق و تامل‌برانگیز می‌دهد: «یکی از شرایطی که به نظر من یک معلم حرفه‌ای باید داشته باشد، یعنی کسی که واقعا حرفه‌اش تدریس است، این است که درک عمیقی از آن نوع موسیقی که تدریس می‌کند و همچنین سازی که آموزش می‌دهد، داشته باشد. یعنی او باید چالش‌ها و دشواری‌های مسیر را به خوبی بشناسد و بتواند گام‌به‌گام به هنرجو کمک کند و بداند که هر هنرجو در چه مرحله‌ای با چه چالش‌ها و سختی‌هایی روبه‌رو خواهد شد.»

 

کاظم‌زاده با تاکید بر اهمیت روانشناسی در تدریس ادامه می‌دهد: «صبر و توانایی برقراری ارتباط موثر با هنرجو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا آموزش موسیقی فقط این نیست که من یک تکنیک را بلد باشم و آن را به هنرجو انتقال دهم و هنرجو نیز به اندازه کافی تمرین کند تا آن را یاد بگیرد. آموزش موسیقی بیشتر شبیه یک مسیر است که من به عنوان مدرس باید در کنار هنرجو باشم و او را همراهی کنم. به همین دلیل است که گفتم معلم باید خودش آن مسیر را به خوبی بشناسد و خودش آن را طی کرده باشد و با چالش‌های آن و با ساعات سخت و آسان آن آشنا باشد.»

  خانواده؛ بال پرواز یا قیچی آرزوها؟

در پایان گفت‌وگو، صحبت به حواشی کلاس‌های موسیقی و نقش پررنگ اما گاه مخرب خانواده‌ها می‌رسد. کاظم‌زاده که بارها شاهد پژمرده شدن استعدادهای کودک و نوجوان بوده است، می‌گوید: «قطعا نقش خانواده در این مسیر، نقشی تعیین‌کننده و گاه سرنوشت‌ساز است. خانواده می‌تواند مسیر هنری را هموار کند و آن را آسان نماید، یا برعکس، باعث شود که هنرجو از موسیقی زده شود و دیگر سراغ آن نیاید.»

 

او از تفاوت دو نوع نگاه در خانواده‌ها می‌گوید: «معمولا خانواده‌هایی که همراه و صبور هستند و درک درستی از روند آموزش دارند، حتی اگر پیشرفت هنرجو به کندی صورت گیرد، اما از آنجا که هنرجو از موسیقی زده نشده است و به آرامی و پیوسته به نتیجه می‌رسد، نتیجه نهایی مطلوب خواهد بود. اما در بسیاری از مواقع، خانواده‌ها فشار زیادی بر هنرجو وارد می‌کنند که چرا تمرین نمی‌کنی یا تمرینت کم است، در حالی که سن کودک را در نظر نمی‌گیرند و گاهی یک کودک هشت ساله را با خودشان که مثلا سی و چهار یا سی و پنج سال دارند، مقایسه می‌کنند.»

 

این نوازنده کلارینت با لحنی آمیخته به تاسف هشدار می‌دهد: «این اتفاق اصلا خوب نیست و من دیده‌ام که در نود تا نود و نه درصد موارد، این فشارها باعث می‌شود که آن کودک دیگر تمایلی به ادامه موسیقی نداشته باشد. همراهی درست خانواده یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در یادگیری موسیقی است، همان‌طور که خود من نیز از پشتوانه خانواده برخوردار بودم و این حمایت، نقش مهمی در ادامه مسیر من داشت.»

کیفیت فدای کمیت می‌شود

بخش دردناک‌تر گفت‌وگوی ما جایی است که کاظم‌زاده از دوران تسلط نگاه تجاری بر هنر می‌گوید. او معتقد است که آسیب اصلی از درون خود صنف نیز بر پیکر موسیقی وارد می‌شود: «خود من به عنوان کسی که مدیرمسئول یک آموزشگاه هستم، باید بگویم که هر دو جنبه کیفیت آموزشی و مسائل اقتصادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند.

 

برای فردی که مدیریت یک آموزشگاه را بر عهده دارد، علاوه بر اینکه خدمات آموزشی ارائه می‌دهد، با مجموعه‌ای از پرسنل و معلمانی مواجه است که مشغول به کار هستند و قطعا باید هزینه‌های آنان به طور کامل پرداخت شود.» او خاطره‌ای تلخ از فضای برخی آموزشگاه‌ها تعریف می‌کند که نشان‌دهنده اوج این آفت است: «متاسفانه در بسیاری از موارد و در برخی از مراکز، جنبه‌های اقتصادی بسیار پررنگ شده است به گونه‌ای که گاهی تمرکز اصلی بر جذب هرچه بیشتر هنرجو و پر کردن کلاس‌هاست، صرف‌نظر از اینکه معلم در چه سطحی از مهارت قرار دارد.»

 

با این حال، او تمام قد از همکاران متعهد خود دفاع می‌کند: «بسیاری از آموزشگاه‌ها و همکاران ما هستند که بر کیفیت و اصول آموزشی خود تاکید دارند و همواره در تلاش هستند تا مطالب و ابزارهای آموزشی خود را به‌روز نگه دارند. طبیعتا نتیجه کار این مجموعه‌ها مشخص است و ما شاهد آن هستیم.» او در جمع‌بندی این بخش می‌گوید: «در مجموع هر جا که کیفیت آموزش در اولویت قرار گیرد، هرچند که شاید مسیر دشوارتری پیش رو باشد، اما خروجی آن حرفه‌ای خواهد بود و این ماندگاری و استمرار، نشان‌دهنده زحمات معلم و مدیرمسئول است که قطعا دیده خواهد شد.»

 







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026
رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!
روزنامه هفت صبح

رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!

در ادامه با چند مورد از عجیب‌ترین روش‌های زیبایی منسوب به زنان مشهور تاریخ آشنا می‌شویم.
         
قاب زندگی | رقص با آب و باد
خبرگزاری ایرنا

قاب زندگی | رقص با آب و باد

تهران - ایرنا - من، یک پلیکان، پرنده‌ای با بال‌هایی گشوده به وسعت آسمان و منقاری چون سبدی شکاری، داستان زندگی خود را در این سرزمین پر آب و باد، تالاب‌های ایران، آغاز می‌کنم.
چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟
سایت تابناک

چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟

اهلی‌سازی حیوانات فقط به معنای رام کردن یک حیوان وحشی نیست؛ بلکه فرایندی طولانی برای تغییر ویژگی‌های یک گونه به‌گونه‌ای است که با زندگی انسان سازگارتر شود. ب...
         
روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد
روزنامه هفت صبح

روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد

قانون کجای زندگی افراد HIV مثبت ایستاده است؟
تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات
روزنامه هفت صبح

تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات

سال 1400 و اواخر مرداد بود که تبلیغ شرکت بستنی‌سازی دومینو خبرساز شد
ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند
روزنامه هفت صبح

ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند

وسیله ساده نوشیدن چای و قهوه به کالایی برای نمایش سلیقه با قیمت‌های بالا تبدیل شده‌است
داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه
روزنامه هفت صبح

داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه

کولبرانی که با شجاعت و ابتکار از مسیرهای سخت کوهستان به کسب‌وکار خودشان رسیدند
    
مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی
سایت رویداد‌ ۲۴

مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی

انتشار گفت‌وگوی تازه مینا نامداری، بلاگر پرحاشیه‌ای که سال‌ها با ویدیوهای جنجالی در شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شد، حالا با پرسش‌های تازه‌ای همراه شده است: آیا با یک تحول شخصی روبه‌رو هستیم یا تلاشی برای استفاده از چهره‌های پرمخاطب در بازتعریف روایت رسمی؟
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.