بر اساس اعلام رسمی بیمه دانا در سامانه کدال، قرارداد این شرکت با ذوبآهن اصفهان در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ منعقد شده و موضوع آن، ارائه پوشش جامع خدمات درمانی کارکنان و کادرهای مجموعه ذوبآهن اصفهان است. حقبیمه این قرارداد نیز ۲۱.۷۷۰ میلیارد ریال اعلام شده است؛ رقمی که طبیعتاً در کنار حجم تعهدات درمانی، اهمیت ارزیابی دقیق ریسک این قرارداد را دوچندان میکند.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا بیمه دانا دوباره به سراغ قراردادی رفته که سابقه چندان مطلوبی برای این شرکت نداشته است؟
اصلاح پرتفوی فقط یک شعار بود؟
ابوالفضل آقادادی، مدیرعامل بیمه دانا، از ابتدای حضور خود بر «اصلاح پرتفوی»، «خروج از قراردادهای زیانده» و تمرکز بیشتر بر خردهفروشی تأکید کرده است. این رویکرد قرار بود مسیر شرکت را از پذیرش ریسکهای نامتناسب و قراردادهای پرخسارت دور کند.
با این حال، بازگشت قرارداد درمان ذوبآهن به پرتفوی بیمه دانا، دستکم در ظاهر، با این شعارها تناقضی جدی ایجاد میکند.
اگر قرارداد جدید از نظر فنی و اقتصادی توجیه دارد، چرا این تفاوتها برای افکار عمومی و سهامداران تشریح نمیشود؟ و اگر ساختار ریسک این قرارداد تغییر اساسی نکرده، دلیل بازگشت به قراردادی با چنین سابقهای چیست؟
در واقع مسئله فقط «انعقاد یک قرارداد» نیست؛ مسئله این است که آیا راهبردی که مدیرعامل شرکت بارها درباره آن سخن گفته، در زمان تصمیمهای واقعی نیز اجرا میشود یا صرفاً در حد شعارهای مدیریتی باقی مانده است؟
سابقهای که نمیتوان با یک قرارداد جدید پاک کرد
قرارداد قبلی درمان تکمیلی ذوبآهن اصفهان برای بیمه دانا، بنا بر اطلاعات و گزارشهای مطرحشده در محافل تخصصی صنعت بیمه، با نسبت خسارت بسیار بالایی همراه بوده و حتی ارقامی بالاتر از ۲۰۰ درصد درباره آن مطرح شده است.
اگر این ارقام صحیح باشد، با قراردادی مواجه بودهایم که خسارت آن چند برابر حقبیمه دریافتی بوده و طبیعتاً نمیتوان چنین سابقهای را در ارزیابی قرارداد جدید نادیده گرفت.
از سوی دیگر، بنا بر اطلاعات مطرحشده از سوی منابع مطلع، بخشی از مطالبات و مسائل مالی قرارداد قبلی نیز همچنان تعیینتکلیف نشده است؛ ادعایی که در صورت تأیید، ضرورت انتشار جزئیات بیشتری درباره قرارداد جدید را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، بازگشت دوباره این پرتفوی بدون ارائه توضیح روشن درباره اصلاحات فنی قرارداد، نحوه قیمتگذاری، سقف تعهدات، فرانشیز، کنترل خسارت و سازوکارهای مدیریت ریسک، میتواند این شائبه را ایجاد کند که تجربه گذشته آنگونه که باید، در تصمیم امروز مورد توجه قرار نگرفته است.
وقتی بازار عقب نشست، چرا دانا جلو آمد؟
یکی دیگر از پرسشهای مهم، شرایط برگزاری مناقصه و میزان استقبال سایر شرکتهای بیمه از این قرارداد است.
اگر شرکتهای دیگر با توجه به تجربه گذشته، برآورد ریسک یا محاسبات فنی خود، حاضر به پذیرش این پرتفوی نشدهاند، بیمه دانا باید توضیح دهد چه محاسباتی به این شرکت اجازه داده دوباره وارد چنین ریسکی شود.
هیئتمدیره؛ این بار چه کسی مسئول پاسخگویی است؟
نقش هیئتمدیره در این میان نیز قابل توجه است. وحیدرضا باختری، عضو هیئتمدیره فعلی بیمه دانا، در زمان اجرای قرارداد قبلی، معاون فنی بیمههای اشخاص شرکت بوده و طبیعتاً باید با سوابق فنی و خسارتی این پرتفوی آشنایی داشته باشد.
از همین رو، انتظار میرود هیئتمدیره بیمه دانا روشن کند که چه گزارش فنی، اکچوئری و اقتصادی، پذیرش مجدد این قرارداد را توجیه کرده است؟
همچنین باید مشخص شود آیا برای جلوگیری از تکرار تجربه گذشته، سازوکار مشخصی برای کنترل خسارت و مدیریت ریسک در نظر گرفته شده یا خیر.
پرسش آخر ساده است:
اگر «اصلاح پرتفوی» سیاست رسمی بیمه داناست، بازگشت قرارداد پرحاشیه ذوبآهن دقیقاً در کجای این سیاست قرار میگیرد؟
و اگر این قرارداد واقعاً برخلاف تجربه گذشته، یک قرارداد مطلوب و سودآور است، چرا بیمه دانا جزئیات این تغییر اساسی را برای سهامداران و فعالان صنعت بیمه تشریح نمیکند؟




















































































































