این همان جایی است که مفهوم «تابآوری لجستیکی» اهمیت پیدا میکند؛ مفهومی که برای ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم منطقه، دیگر یک موضوع لوکس یا صرفا دانشگاهی نیست، بلکه به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
ایران از نظر جغرافیایی ظرفیت کمنظیری برای ایجاد یک شبکه لجستیکی تابآور دارد. دسترسی به خلیجفارس، دریای عمان و دریای کاسپین، مرزهای زمینی متعدد، همجواری با ۱۵ کشور از طریق مرز زمینی و دریایی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب، این امکان را ایجاد کرده که کشور برای انتقال کالا به یک مسیر خاص وابسته نباشد.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که این ظرفیت جغرافیایی را با واقعیت زیرساختی و عملیاتی کشور مقایسه کنیم. داشتن چند مرز و چند بندر الزاماً به معنای داشتن چند مسیر جایگزین نیست. مسیر جایگزین زمانی معنا پیدا میکند که جاده، ریل، پایانه مرزی، انبار، تجهیزات تخلیه و بارگیری، خدمات گمرکی، ناوگان و حتی امکان تبادل مالی و بیمهای آن آماده باشد.
در واقع، یکی از مهمترین ضعفهای لجستیکی کشور، نبود نگاه یکپارچه به شبکه حملونقل است. ما سالها درباره توسعه جاده، راهآهن، بندر و پایانه به صورت جداگانه صحبت کردهایم، در حالیکه تابآوری زمانی شکل میگیرد که این اجزا در کنار یکدیگر عمل کنند.
راهحل نخست، تدوین یک نقشه ملی تابآوری لجستیکی است. در این نقشه باید مشخص شود اگر هر یک از بنادر، مرزها یا مسیرهای اصلی کشور دچار اختلال شد، بار آن دقیقا از چه مسیری، با چه ظرفیت و در چه زمانی قابل انتقال است. این نقشه نباید یک سند اداری باشد؛ باید یک برنامه عملیاتی با سناریوهای واقعی و قابل آزمایش باشد که با مشارکت بخش خصوصی و فعالان اقتصادی تدوین شود. …



































































































































































