این وضعیت فقط یک بحران اقتصادی نیست. وقتی شهروندان برای حفظ ارزش دسترنج خود به دلار، طلا، مسکن، کالا و حتی رمزارز پناه میبرند، میتوان آن را نشانهای از کاهش اعتماد به آینده اقتصاد دانست؛ اعتمادی که بدون آن، هیچ سیاست اقتصادی پایداری به نتیجه نخواهد رسید.
همزمان، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی هشدار داده است که مسئله امروز «چگونه مردم را به تحمل بیشتر دعوت کنیم» نیست، بلکه باید دید «چگونه فشار را از روی آنها کمتر کنیم». این روزنامه از ضرورت جلوگیری از تولید نارضایتی جدید، دادن «علامت تغییر و گشایش» به جامعه و ساختن چشماندازی قابل باور برای آینده سخن گفته است.
همین ادبیات، فارغ از راهکارهای پیشنهادی، نشانه مهمی از عمق مسئله است؛ بحث دیگر فقط گرانی نیست؛ بحث درباره ظرفیت تحمل جامعه است. مردم زیر فشار گرانی چه میکشند؟
در مردادماه، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در محدوده ۱۲۸ درصد قرار گرفت. معنای ساده این عدد آن است که سبدی از مواد غذایی که سال گذشته ۱۰ میلیون تومان هزینه داشت، امروز برای خرید همان اقلام میتواند بیش از ۲۳ میلیون تومان هزینه داشته باشد.
در چنین شرایطی، کاهش مصرف اجتنابناپذیر است. خانوادهای که درآمدش همپای قیمتها افزایش پیدا نکرده، ناچار است از جایی بزند؛ از گوشت و لبنیات گرفته تا پوشاک، تفریح، آموزش و حتی درمان.
تورم بالا در واقع فقط قیمت کالاها را افزایش نمیدهد؛ **حق انتخاب مردم را هم کاهش میدهد.
از سوی دیگر، دلار در روزهای اخیر در محدوده ۲۲۰ تا ۲۲۱ هزار تومان قرار گرفته است. نرخ ثبتشده برای ۱۳ شهریور نیز حدود ۲۲۱ هزار تومان بود. …



















































































































