اعتراف به جنایت
آرش که در ابتدا سعی میکرد از بیان حقیقت طفره برود، در نهایت لب به اعتراف گشود و اقرار کرد که به خاطر سرقت کارت بانکی صاحبکار خود با او درگیر شده و سپس به کمک یکی از دوستانش به نام فرزاد، جسد سعید را در نزدیکی زرندیه ساوه دفن کردهاند.با اطلاعاتی که آرش در اختیار مأموران پلیس قرار داد، فرزاد نیز دستگیر شد و آدرس محل دفن جسد را در اختیار مأموران قرار داد. بعد از کشف جسد، تحقیقات در پرونده برای رازگشایی از ماجرا کلید خورد.
زمانی که آرش در مقابل بازپرس کشیک قتل قرار گرفت، در اولین اعترافات خود ماجرای درگیریاش با سعید را اینطور مطرح کرد:«چند ماهی میشد که در کارگاه کمد و کابینتسازی سعید کار میکردم. کار ما برش دادن امدیاف و نصب کارهای آمادهشده مشتریان بود. سعید میدانست که من مشکل مالی خیلی شدیدی دارم و تقریباً همیشه از لحاظ مالی من را حمایت میکرد.
تا اینکه روز حادثه، وقتی دیدم کارت بانکی سعید روی میز افتاده، آن را برداشتم. من قبلاً بارها با سعید به خرید رفته بودم و رمز کارت را میدانستم. حتی چندین بار کارت را به من داده بود و از من خواسته بود خریدهایی انجام دهم.به همین دلیل، وقتی کارت سرقت شد و شروع به خرید با آن کردم، سعید به تنها کسی که شک کرد، من بودم.»
متهم در ادامه گفت: «آن روز من چند فقره خرید با کارت سعید انجام دادم و در نهایت سراغ یک طلافروشی رفتم و مبلغ حدود ۱۸۰ میلیون تومان طلا خریدم. همان موقع بود که سعید با من تماس گرفت و گفت: «من میدانم کارت بانکی من دست توست. آن را برای من پس بیاور.» من هم به او گفتم: «بله، من آن را برداشتم، اما اشتباه کردهام.»
لحظه جنایت …


















































































![[محمدعلی فیاضبخش] ریشه در خاک](/news/u/2026-07-16/ettelaat-gss3k.jpg)
















































































