به گزارش پیوست، ایجاد شبکه اختصاصی ایمن سالم و مفید برای کودک و نوجوان یکی از راهبردهای کلان کشور، در سند طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات است. از همینرو مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی، به شرایط کنونی کشور در مدلهای کسبوکار دیجیتال کودک و نوجوان و تجارب جهانی آن پرداخته است.
طبق این گزارش، در بررسی تجارب جهانی طرحهای کسبوکار خدمات دیجیتال کودک و نوجوان، محیط خدمات دیجیتال این گروه سنی را در چهار لایه اصلی شامل خدمات دیجیتال ارزش افزوده، خدمات پایه، شبکه ارتباطی و سختافزار و ابزارهای هوشمند بررسی کرده است. در این معماری، خدمات ارزش افزوده محل ارائه خدمات نهایی به کودکان و نوجوانان مانند موتورهای جستوجو، پیامرسانها، بازی، خدمات ویدئوی درخواستی، آموزش، کتابخانه و سلامت است و بیشترین ارتباط را با ابعاد محتوایی، فرهنگی و اقتصادی دارد. به گفته مرکز پژوهشها، موفقیت این لایه به وجود بازار رقابتی، تنوع ارائهدهندگان، نظام ردهبندی سنی، دسترسی به خدمات پایه مشترک و تعاملپذیری میان سکوها وابسته است.لایههای مختلف محیط دیجیتال کودک
بررسی وضعیت ایران نشان میدهد که در میان لایههای مختلف محیط دیجیتال کودک و نوجوان، بیشترین بلوغ در بخش خدمات ارزش افزوده شکل گرفته و طیف متنوعی از خدمات تخصصی و عمومی برای این گروه توسعه یافته است. برای مثال در حوزه ویدئوی درخواستی، سکوهای تخصصی مانند آفرینک، دیجیتون و شادینو در کنار بخش کودک سکوهای عمومی مانند تلوبیون، فیلیمو، نماوا و فیلمنت محتوای متناسب با گروههای سنی مختلف ارائه میکنند و برخی از آنها قابلیتهایی مانند کنترل والدین را نیز در اختیار خانوادهها قرار دادهاند. آپارات کودک نیز علاوه بر سکوی اشتراکگذاری محتوای ویدئویی، به عنوان موتور جستوجوی ویدئویی کودک قابل استفاده است.
در همین لایه، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی کودک نیز اگرچه در برخی موارد نسخههای ویژه یا محیطهای اختصاصی برای کودکان با قابلیتهایی مانند کنترل والدین ایجاد کردهاند، اما هنوز نتوانستهاند به شکل گسترده در میان کاربران جایگاه پیدا کنند.خدمات پایه کودک در محیط دیجیتال/ منبع: سازمان فناوری اطلاعات
در لایه دوم یعنی خدمات پایه کاربردی، مرکز پژوهشها بر ایجاد خدمات مشترکی مانند احراز هویت، پرداخت، ایمنسازی و نظارت والدینی و همچنین فهرستهای سیاه و سفید تاکید کرده است.
بر اساس این گزارش، احراز هویت باید به صورت یک زیرساخت مستقل و غیرمتمرکز طراحی شود تا سکوهای مختلف کودک بتوانند از طریق رابطهای برنامهنویسی به آن متصل شوند و احراز سن کودک با اتکا به هویت دیجیتال والدین و اصل رضایت انجام شود، بدون اینکه اطلاعات هویتی کودک در یک پایگاه متمرکز دولتی ذخیره شود.
در حوزه پرداخت نیز پیشنهاد شده است حساب کودک، فضایی اختصاصی و وابسته به حساب والدین تعریف شود و کنترل سقف تراکنش و نظارت لحظهای به صورت پیشفرض در آن وجود داشته باشد. همچنین خدمات کنترل والدین و فهرستهای سیاه و سفید باید به گونهای طراحی شوند که با توجه به پویایی فضای مجازی، امکان بهروزرسانی لحظهای و خودکار داشته باشند.
مرکز پژوهشها تاکید میکند که در ایران اگرچه بخشی از این خدمات ایجاد شده، اما هنوز به شکل یک زیرساخت عمومی و مشترک میان سکوهای مختلف عمل نمیکنند. برای نمونه، در حوزه پرداخت، خدماتی مانند زیپاد متعلق به بانک پاسارگاد و بلوجونیور متعلق به بلوبانک، و در حوزه کنترل والدین، ابزارهایی مانند «ایمینو» توسعه یافتهاند. همچنین خدماتی مانند کدهای دستوری کودک ۴۵۶# و برخی سامانههای احراز هویت اپراتورها نیز ایجاد شدهاند، اما عمدتا اختصاصی و وابسته به هر ارائهدهنده هستند و استاندارد مشترکی برای اتصال همه سکوهای کودک به آنها وجود ندارد.
لایه سوم، شبکه ارتباطی است که وظیفه ایجاد ارتباط امن، پایدار و باکیفیت میان کاربران و خدمات دیجیتال را بر عهده دارد و اپراتورهای ارتباطی، ارائهدهندگان اینترنت، سیمکارتهای مخصوص کودک، سامانههای مدیریت ترافیک و زیرساختهای انتقال داده را دربرمیگیرد. قابلیتهایی مانند دسترسی طبقهبندیشده، اعمال سیاستهای دسترسی ایمن، اجرای فهرستهای سیاه و سفید و مدیریت کیفیت تجربه کاربر نیز در این لایه قابل پیادهسازی است. در ایران بخشی از این زیرساخت شکل گرفته و اپراتورهایی مانند همراه اول و ایرانسل خدماتی از جمله سیمکارت انارستان و سرویس کودک سیمبا را ارائه کردهاند، اما این خدمات هنوز به صورت یکپارچه با خدمات پایه و خدمات ارزش افزوده پیوند نخوردهاند.
چهارمین لایه نیز سختافزار و تجهیزات مورد استفاده کودک است که شامل تلفن همراه، تبلت، ساعت هوشمند، تلویزیون هوشمند، کنسول بازی و سایر ابزارهای متصل است. بسیاری از قابلیتهای صیانت، کنترل والدین، احراز هویت و مدیریت دسترسی میتوانند در این لایه نیز پیادهسازی شوند. با این حال ایجاد تعادل میان امنیت، حریم خصوصی، سهولت استفاده و هزینه دسترسی از مهمترین چالشهای این بخش است. در ایران نیز تلاشهایی برای تولید تجهیزات ویژه کودک، از جمله تبلت نارتب، انجام شده، اما این محصولات همچنان سهم محدودی از بازار دارند و بیشتر کودکان از نسخههای عمومی تجهیزات هوشمند استفاده میکنند که قابلیتهای صیانت بومی در آنها به صورت پیشفرض تعبیه نشده است.
مرکز پژوهشهای مجلس در کنار این چهار لایه، وجود سه مولفه مکمل را نیز برای شکلگیری یک نظام کارآمد خدمات دیجیتال کودک و نوجوان ضروری میداند. بازار و کاربران هدف شامل کودکان، نوجوانان، خانوادهها و مدارس، تقاضای بازار را شکل میدهند. نهادهای سیاستگذار و تنظیمگر مسئول تدوین مقررات، استانداردها، الزامات صیانت، نظارت و هماهنگی میان دستگاهها هستند. همچنین نظام پشتیبانی و تامین مالی شامل صندوقهای سرمایهگذاری، شتابدهندهها، مراکز نوآوری، سرمایهگذاران خطرپذیر و حمایتهای دولتی، زمینه توسعه، مقیاسپذیری و پایداری اقتصادی این خدمات را فراهم میکند. بر این اساس، تفاوت الگوهای مختلف خدمات دیجیتال کودک و نوجوان در نحوه سازماندهی، حکمرانی و تعامل میان لایهها و بازیگران شکل میگیرد.۴ مدل برای یک هدف
مرکز پژوهشهای مجلس در بخشی دیگر با مرور ادبیات مربوط به سکوهای دیجیتال، حکمرانی خدمات دیجیتال و خدمات کودک و نوجوان، چهار الگوی اصلی برای سازماندهی خدمات دیجیتال این گروه سنی معرفی میکند: ابرسکو، سکوی واحد متمرکز، درگاه یکپارچه یا هاب و فروشگاه ایمن خدمات ویژه کودک و نوجوان.
طبق این گزارش تفاوت این الگوها، به نحوه حکمرانی، میزان یکپارچگی خدمات، شیوه مدیریت دادهها، استفاده از خدمات پایه مشترک و نحوه تعامل میان بازیگران بر میگردد. این چهار مدل نیز دستههایی کاملا مجزا نیستند و میتوانند متناسب با اهداف سیاستی، ظرفیتهای نهادی و میزان بلوغ محیط دیجیتال، به صورت مکمل یا ترکیبی مورد استفاده قرار گیرند.
در الگوی ابرسکو، خدمات متنوع در حوزههای مختلف در یک نقطه دسترسی واحد و با تجربه کاربری یکپارچه ارائه میشوند. این مدل با راهبرد تنوعبخشی و تجمیع سکوهای مختلف ارتباط دارد و نمونه شاخص آن WeChat در چین است که خدماتی مانند پیامرسانی، شبکه اجتماعی، پرداخت، حملونقل، سلامت، تجارت الکترونیکی و خدمات دولتی را در یک محیط واحد ارائه میکند. با این حال، طبق گزارش مرکز پژوهشها نمونه شناختهشدهای از ابرسکوی اختصاصی کودک و نوجوان که مجموعهای از خدمات آموزشی، سلامت، پرداخت، احراز هویت و سرگرمی را یکجا ارائه کند، در جهان شکل نگرفته است.
در الگوی سکوی متمرکز، یک ارائهدهنده اصلی مسئول مدیریت و ارائه بخش عمده خدمات است و خدمات مختلف تحت استانداردها، سیاستها و سازوکارهای فنی مشترک اداره میشوند. مدیریت متمرکز، حاکمیت بر دادهها، انسجام استانداردها و یکپارچگی خدمات از ویژگیهای اصلی این مدل است. مرکز پژوهشها مجموعه خدمات کودک شرکت تنسنت در چین را نمونهای نزدیک به این الگو معرفی میکند.
Tencent مجموعهای از خدمات شامل محتوای ویدئویی کودک، آموزش، ساعت هوشمند کودک، بازیهای ویژه، احراز سن و محدودیت زمانی و ابزارهای کنترل والدین را تحت سیاستهای محتوایی و استانداردهای فنی مشترک ارائه میکند، البته این خدمات همه نیازهای کودک، مانند پرداخت یا خدمات سلامت و دولتی، را پوشش نمیدهند.الزامات طرحهای کسبوکار در محیط رقومی کودک و نوجوان
درگاه یکپارچه یا هاب مدل دیگری است که در آن یک هسته مرکزی، از طریق خدمات پایه و رابطهای استاندارد، ارتباط میان ارائهدهندگان مختلف خدمات را برقرار میکند. در این مدل، خدمات نهایی همچنان توسط بازیگران متعدد توسعه مییابند، اما از طریق خدمات مشترکی مانند احراز هویت، مدیریت دسترسی، تبادل داده و پرداخت به یکدیگر متصل میشوند.
مرکز پژوهشها «دیکشا» در هند را نمونهای از این مدل در حوزه آموزش مدرسهای معرفی میکند. این سکو با فراهم کردن زیرساختهای مشترک و رابطهای برنامهنویسی باز، به دولتهای ایالتی، مدارس و تولیدکنندگان محتوا اجازه میدهد خدمات خود را به صورت مستقل اما متصل به یک هسته مرکزی ارائه کنند. «هند استک» نیز نمونه دیگری از زیرساخت عمومی دیجیتال است که از طریق رابطهای برنامهنویسی باز، تعامل میان دولت، کسبوکارها و کاربران را ممکن میکند.
در الگوی فروشگاه ایمن خدمات ویژه کودک و نوجوان، برخلاف دو مدل قبلی، هدف ایجاد یک سکوی یکپارچه یا تجمیع خدمات در یک هسته مرکزی نیست، بلکه تمرکز بر کشف، ارزیابی، تایید و توزیع ایمن برنامهها و خدمات است. در این مدل، فروشگاه به عنوان واسطی قابل اعتماد میان ارائهدهندگان خدمات و کاربران عمل میکند و برنامهها را بر اساس معیارهایی مانند ایمنی، کیفیت، ردهبندی سنی و الزامات حقوق کودک در اختیار خانوادهها قرار میدهد. هر خدمت نیز استقلال عملکردی خود را حفظ میکند و تنها از طریق یک بازارگاه مدیریتشده در اختیار کاربران قرار میگیرد. گوگلپلی مخصوص خانوادهها از نمونههای نزدیک به این الگوست که با ارائه برنامههای تاییدشده، نظام ردهبندی سنی و ابزارهای کنترل والدین، دسترسی ایمن به محتوای کودک را تسهیل میکند.
مرکز پژوهشهای مجلس در جمعبندی این چهار الگو تاکید میکند که تفاوت اصلی آنها در میزان تمرکز مدیریت، نحوه یکپارچهسازی خدمات، شیوه حکمرانی داده، سطح تعامل بازیگران و چگونگی خلق ارزش است. بر همین اساس، انتخاب هر مدل باید متناسب با اهداف سیاستی، الزامات حکمرانی، ظرفیتهای فنی و نهادی و شرایط بازار انجام شود.متن کامل گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ایران



































































































































































