کجهجی که سالهاست در پاریس زندگی میکند، فعالیت حرفهای خود را در روزنامهنگاری آغاز کرد و در طول چند دهه با شماری از مهمترین رسانههای عربی همکاری داشته است. نوشتههای او اغلب در نقطه تلاقی روزنامهنگاری، خاطره و ادبیات قرار میگیرند؛ همان حوزهای که بعدها در رمانهایش نیز به یکی از ویژگیهای اصلی آثار او تبدیل شد.
او فعالیت ادبی خود را با رمان «سواقی القلوب» در سال ۲۰۰۵ آغاز کرد؛ اثری که در فارسی با عنوان «آبباریکهها» و با ترجمه محمد حزباییزاده منتشر شده است. کجهجی در این رمان سراغ زندگی عراقیهای مهاجر در پاریس میرود و فاصله میان سرزمین مبدأ و زندگی تازه در مهاجرت را به موضوعی ادبی تبدیل میکند.
پس از آن، رمان «الحفیده الأمریکیة» یا «نوه آمریکایی» منتشر شد؛ اثری که داستان دختری عراقی ـ آمریکایی را روایت میکند که پس از سقوط رژیم صدام به عراق بازمیگردد و با سرزمینی روبهرو میشود که برای او هم وطن است و هم بیگانه. این رمان در سال ۲۰۰۹ به فهرست نهایی جایزه بینالمللی رمان عربی راه یافت.
اما جایگاه کجهجی در ادبیات عرب بیش از همه با رمان «طشاری» تثبیت شد؛ رمانی درباره پراکندگی یک خانواده عراقی در نقاط مختلف جهان و تجربه نسلی که جنگ و مهاجرت، اعضای آن را از یکدیگر دور کرده است. «طشاری» در سال ۲۰۱۴ به فهرست نهایی جایزه بینالمللی رمان عربی راه یافت و در سال ۲۰۱۶ جایزه ادبی «لاگاردِر» فرانسه را از آن خود کرد. این رمان نیز با عنوان «تکهپارههای من» به فارسی منتشر شده است.
رمان «النبیذة» نیز یکی دیگر از آثار مهم کجهجی است؛ رمانی که در آن، مانند بسیاری از آثار او، تاریخ معاصر عراق از خلال زندگی و خاطرات شخصیتهای زن روایت میشود. «بازمانده» از دیگر آثار کجهجی است که با ترجمه محمد حزباییزاده به فارسی منتشر شده است. …































































