ساعت شنی برای شماره یک تیم ملی به کار افتاده است. پاییز امسال، نه فقط فصل خزان برگها، که خزان معافیتهای طولانیمدت و بهانههای رنگارنگ برای فرار از خدمت سربازی است. علیرضا بیرانوند، دروازهبان ۳۳ساله فوتبال ایران که سالهاست قفس توری تیم ملی را در قرق خود دارد، حالا با سد محکمی به نام قانون نظام وظیفه روبهرو شده است. سردار حسین زاهدی، معاون سازمان نظام وظیفه عمومی، آب پاکی را روی دست همه ریخت:«معافیت تحصیلی علیرضا بیرانوند به پایان رسیده و او از ابتدای مهرماه ۱۴۰۵ باید آماده اعزام به خدمت سربازی شود.» این خبر کوتاه، مانند بمبی در فضای فوتبال ایران منفجر شد. تراکتور که فصل را با قدرت آغاز کرده و روی کلینشیتهای گلر باتجربهاش حساب ویژهای باز کرده بود، حالا باید به فکر روزهای بدون بیرو باشد. اما ماجرا فراتر از یک تغییر و تحول ساده در چارچوب دروازه یک تیم باشگاهی است؛ ماجرا، تقابل یک جریان رسانهای-ورزشی قدرتمند با مفهومی به نام عدالت اجتماعی و قانون است.
علیرضا بیرانوند، به عنوان یک شهروند ایرانی که ۱۵سال از تبصرههای مختلف برای تعویق خدمت خود استفاده کرده، حالا باید مثل هر جوان دیگری به قانون تمکین کند. رفتن او به یک تیم نظامی و بازی کردن بدون قراردادهای نجومی، کمترین هزینهای است که او باید در قبال سالها برخورداری از امکانات و ثروت این کشور بپردازد
لیگ برتر فوتبال ایران در فصل جدید با هیجانی مضاعف آغاز شده است. تراکتور تبریز با خریدهای کهکشانی و هزینههای نجومی، اسب خود را برای قهرمانی زین کرده و در دو هفته ابتدایی نیز با کسب تمامی امتیازات، خط و نشان جدی برای رقبا کشیده است. در این میان، علیرضا بیرانوند که برای سومین فصل پیاپی (پس از ماجراهای عجیب و غریب فسخ قراردادهایش) درون دروازه پرشورها ایستاده، با دو کلینشیت، خیال جواد نکونام و هواداران را راحت کرده بود. اما در پس این آرامش ظاهری، طوفانی در حال شکلگیری بود. بیرانوند که در طول ۱۵سال گذشته با استفاده از تبصرههای مختلف و بهویژه معافیت تحصیلی، توانسته بود رفتن به خدمت مقدس سربازی را به تعویق بیندازد، دیگر به بنبست رسیده است. مردی که در سه جامجهانی ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ طعم حضور در بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان را چشیده، حالا در ۳۳سالگی باید با حقیقتی روبهرو شود که میلیونها جوان ایرانی در ۱۸سالگی با آن مواجه میشوند؛ برگه اعزام به خدمت.
با جدی شدن خطر سربازی بیرانوند، ماشین توجیه و فشار آغاز به کار کرد. حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور، در مصاحبهای عجیب تلاش کرد تا با استفاده از کلمات پرطمطراق، افکار عمومی را برای یک معافیت ویژه آماده کند. او گفت:«بیرانوند یک سرمایه ملی و از چهرههای پرافتخار فوتبال ایران است. او در سه دوره جامجهانی حضور داشته و باید مورد حمایت قرار گیرد. قانون معافیت قهرمانان شامل حال او نمیشود و این نیازمند بازنگری است.» اینجا دقیقا همان نقطهای است که باید توقف کرد و پرسید؛ تعریف قهرمان ملی چیست؟ آیا صرف حضور در یک تورنمنت و حذف شدن در همان مرحله گروهی (حتی در جامجهانی ۴۸تیمه که صعود به آن از قاره آسیا دیگر کار شاقی نیست)، یک بازیکن را تبدیل به قهرمان ملی میکند؟ قهرمان ملی کسی است که پرچم کشورش را در بالاترین سکوهای جهانی به اهتزاز درآورد، نه کسی که پس از حذف از تورنمنتهای مختلف، با چمدانهایی پر از پاداشهای ارزی به کشور بازمیگردد. مدیرعامل تراکتور در حالی خواستار بازنگری در قانون برای معافیت بیرانوند است که گویی فراموش کرده این قانون برای مدالآوران الـمپیـک و جهانی نوشته شده است، نه برای کسانی که بزرگترین دستاوردشان مهار یک پنالتی در ۶سال پیش یا صعود از مرحله مقدماتی آسیاست.
با اعلام رسمی سازمان نظام وظیفه، مسابقات لیگ برتر تا پایان هفته هفتم پیگیری میشود و پس از آن، از ابتدای مهرماه، بیرانوند دیگر قانونا حق همراهی تراکتور را نخواهد داشت. او از هفته هشتم باید در انزلی یا شیراز به میدان برود. این اتفاق، آزمونی بزرگ برای سازمان نظام وظیفه و نهادهای قانونی کشور است تا نشان دهند هیچ نامی بزرگتر از قانون نیست
اما اوج این نمایش تراژدیک-کمدی، در برنامههای تلویزیونی و مشخصا برنامه فوتبال برتر رقم خورد. محمدحسین میثاقی که برنامهاش را به تریبونی انحصاری و روابط عمومی اعضای تیم ملی تبدیل کرده، در اوج وقاحت روی آنتن زنده تلویزیون میپرسد:«چرا یک مدالآور در رشتههای دیگر باید سرباز قهرمان شود اما بیرانوند و امثال او که این همه جامجهانی رفتهاند باید بروند سربازی؟!» این اظهارنظر، توهینی آشکار به هزاران ورزشکار مظلوم در رشتههای منهای فوتبال است. آقای میثاقی خود را به آن راه میزند، اما جامعه بیدار است. چگونه میتوان ورزشکاری را که با گوشهای شکسته، زانوهای پاره و با کمترین امکانات در سالنهای نمور تمرین میکند تا در المپیک برای ایران طلا بیاورد، با فوتبالیستی مقایسه کرد که برای هر برد در مرحله مقدماتی، پاداشهای میلیاردی و حواله خودروهای لوکس خارجی دریافت میکند؟ ورزشکاران رشتههای دیگر، گاهی برای تامین هزینه مکملها و بلیت سفر به مسابقات جهانی محتاج وام و قرض هستند. وقتی آنها روی سکوی جهانی میروند، قانون سرباز قهرمان کوچکترین پاداشی است که یک سیستم میتواند به پاس سالها خون دل خوردن به آنها بدهد. اما امثال بیرانوند برای همان حضور در جامجهانی و حذف شدن در مرحله گروهی، پاداشهایی گرفتهاند که یک قهرمان المپیک در خواب هم نمیبیند. واردات خودروهای میلیاردی، قراردادهای نجومی و پاداشهای دلاری، آیا کافی نیست که حالا طلبکار معافیت از سربازی هم شدهاند؟
بیایید به روی دیگر سکه نگاه کنیم. علیرضا بیرانوند تا ۳۳سالگی چگونه از سربازی فرار کرده است؟ پاسخ یک کلمه است؛ معافیت تحصیلی. این شاید یکی از تلخترین طنزهای جامعه امروز ایران باشد. بازیکنی که درگیر اردوهای تیم ملی، مسابقات لیگ برتر، جام حذفی، لیگ قهرمانان آسیا و سفرهای مداوم است، چگونه فرصت کرده تا مقطع دکترا یا کارشناسی ارشد پیش برود؟ این یک راز مگو نیست؛ همه میدانند که این معافیتهای تحصیلی برای بسیاری از فوتبالیستها، چیزی جز یک رانت سیستماتیک نیست. به قول معروف، اگر از بسیاری از این عزیزان بپرسید آدرس دانشگاهتان کجاست یا سه تن از اساتید خود را نام ببرید، احتمالا پاسخی نخواهند داشت. ثبتنام در دانشگاههای خاص و تمدیدهای پیاپی، تنها سرپوشی قانونی برای دور زدن قانون نظام وظیفه بوده است. حالا این وضعیت را مقایسه کنید با یک جوان نخبه ایرانی. جوانی که شبانهروز درس خوانده، مدرک دکترای خود را از معتبرترین دانشگاههای دولتی گرفته، هیچ حواله خودرویی دریافت نکرده و هیچ قرارداد میلیاردی نبسته است. این جوان پس از اتمام تحصیل، باید پوتین به پا کند، موهایش را بتراشد و دو سال از بهترین روزهای جوانیاش را در پادگانها یا مرزها خدمت کند. چرا جامعه باید بپذیرد که آن جوان دکترا خوانده، سرباز صفر باشد، اما آقای دروازهبان که میلیاردها تومان از جیب همین مردم (از طریق باشگاههای دولتی و خصولتی) درآمد داشته، به بهانه قهرمان ملی بودن از خدمت معاف شود؟ این تبعیض آشکار، خنجری بر پیکر عدالت اجتماعی است.
در ماههای گذشته، حلقه نزدیکان بیرانوند و باشگاه تراکتور به هر دری زدند تا این مشکل را حل کنند. یکی از خندهدارترین و در عین حال تاسفبارترین سناریوها، تلاش برای گنجاندن نام بیرانوند ۳۳ساله در لیست تیم ملی امید برای بازیهای آسیایی ناگویا بود! هدف این بود که او به عنوان یکی از سهمیههای بزرگسال به این مسابقات برود، یک مدال آسیایی (حتی برنز) کسب کند و از طریق قانون سرباز قهرمان، معافیت دائم بگیرد. اما خوشبختانه این نقشه شوم نیز نقش بر آب شد. لیست اولیه تیم امید بسته شده بود و نامی از بیرانوند در آن نبود. قوانین سفت و سخت مسابقات آسیایی اجازه اضافه شدن نام جدیدی را نداد و آخرین در فرار نیز به روی دروازهبان شماره یک بسته شد. تلاشهای فدراسیون فوتبال و نامهنگاریهای پنهان و آشکار نیز راه به جایی نبرد، چراکه قانون نظام وظیفه در این مورد صراحت کامل دارد و ظرفیت معافیت تحصیلی او تا قطره آخر مکیده شده است.
اما اجازه دهید یک دروغ بزرگ رسانهای را فاش کنیم. وقتی میگوییم علیرضا بیرانوند باید به سربازی برود، در ذهن مخاطب عام چه تصویری نقش میبندد؟ برجک نگهبانی در نقطه صفر مرزی در سرمای منفی۲۰ درجه؟ رژه رفتن در پادگان آموزشی از ساعت پنج صبح؟ شستن ظروف یگان؟ خیر! سربازی برای یک فوتبالیست در سطح بیرانوند، چیزی شبیه به یک اردوی طولانیمدت ورزشی است. او قرار نیست اسلحه به دست بگیرد یا در مناطق عملیاتی خدمت کند. او صرفا باید لباس تراکتور را از تن خارج کرده و پیراهن یکی از تیمهای نظامی لیگ برتر (مثل ملوان بندرانزلی یا فجرسپاسی شیراز) را به تن کند. او همچنان هر روز تمرین میکند، در بهترین هتلها اقامت دارد، با هواپیما به سفرهای ورزشی میرود و جلوی دوربینهای تلویزیونی بازی میکند. پس درد اصلی کجاست؟ چرا دوستان بیرو و شخص او اینقدر از کلمه سربازی وحشت دارند؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود؛ پول. مشکل اینجاست که با رفتن به تیم نظامی، بیرانوند دیگر نمیتواند قراردادهای چند صد میلیارد تومانی ببندد. او باید با حقوق مصوب سربازی (که شاید برای او در قالب پاداشهای تیمی کمی بیشتر شود، اما هرگز به گرد پای قراردادهای نجومی نمیرسد) بازی کند. تمام این دست و پا زدنها، تمام این بیانیهها و گریبان چاک دادنهای تلویزیونی مجریهای ورزشی، نه برای نجات یک قهرمان ملی از سختیهای پادگان، بلکه برای حفظ جریان مالی و قراردادهای میلیاردی این بازیکن است. آنها میخواهند قانون را دور بزنند تا جیب آقای ستاره خالی نماند.
سربازی برای یک فوتبالیست در سطح بیرانوند، چیزی شبیه به یک اردوی طولانیمدت ورزشی است. او قرار نیست اسلحه به دست بگیرد یا در مناطق عملیاتی خدمت کند. او صرفا باید لباس تراکتور را از تن خارج کرده و پیراهن یکی از تیمهای نظامی لیگ برتر (مثل ملوان بندرانزلی یا فجرسپاسی شیراز) را به تن کند
با اعلام رسمی سازمان نظام وظیفه، مسابقات لیگ برتر تا پایان هفته هفتم پیگیری میشود و پس از آن، از ابتدای مهرماه، بیرانوند دیگر قانونا حق همراهی تراکتور را نخواهد داشت. او از هفته هشتم باید در انزلی یا شیراز به میدان برود. این اتفاق، آزمونی بزرگ برای سازمان نظام وظیفه و نهادهای قانونی کشور است تا نشان دهند هیچ نامی بزرگتر از قانون نیست. تراکتوریها که حالا خطر از دست دادن دروازهبان اصلی خود را بیخ گوش میبینند، باید به فکر چاره باشند. آیا پارسا جعفری جوان میتواند بار سنگین دروازه تیمی که برای قهرمانی بسته شده را به دوش بکشد؟ یا جواد نکونام در فرصت باقیمانده دست به کار شده و دروازهبان جدیدی به خدمت خواهد گرفت؟ هرچه که هست، این مشکل باشگاه تراکتور است که با علم به وضعیت نظام وظیفه بیرانوند با او قرارداد بسته و حالا باید تاوان این ریسک را بپردازد.
ماجرای سربازی علیرضا بیرانوند، یک آینه تمامنما از وضعیت ساختار ورزش و جامعه ماست. جایی که عدهای با استفاده از تریبونهای عمومی، سعی در تغییر جایگاه ظالم و مظلوم دارند. آنها میخواهند بازیکنی که از تمام مواهب مادی، شهرت، رانتهای تحصیلی و حوالههای وارداتی بهرهمند شده را در جایگاه یک ایثارگر و قهرمان ملی بنشانند که حالا قرار است در حقش ظلم شود! اما افکار عمومی دیگر فریب این بازیهای رسانهای را نمیخورد. مردم میپرسند دستاورد این نسل از تیم ملی فوتبال چه بوده است؟ کدام جام قهرمانی را به کشور آوردهاند؟ در کدام بزنگاه تاریخی، باعث غرور ملی شدهاند که حالا طلبکار قانونی هستند که مختص مدالآوران واقعی است؟ وقت آن رسیده که قانون، بدون لکنت و بدون توجه به فالوئرهای اینستاگرامی و حمایتهای برنامههای تلویزیونی، اجرا شود. علیرضا بیرانوند، به عنوان یک شهروند ایرانی که ۱۵سال از تبصرههای مختلف برای تعویق خدمت خود استفاده کرده، حالا باید مثل هر جوان دیگری به قانون تمکین کند. رفتن او به یک تیم نظامی و بازی کردن بدون قراردادهای نجومی، کمترین هزینهای است که او باید در قبال سالها برخورداری از امکانات و ثروت این کشور بپردازد. پاییز امسال، میتواند فصلی برای اثبات برابری قانون باشد. فصلی که در آن، سوت پایان بازی برای فرارهای قانونی به صدا درمیآید و شماره یک تیم ملی، پوتینهای نظامی (بخوانید استوکهای تیم ملوان یا فجر) را به پا میکند تا یاد بگیرد قهرمان ملی بودن، به حرف و بیانیه نیست؛ به تمکین برابر قانونی است که برای همه ملت، یکسان نوشته شده است.
کپی شد
























































































































![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)










































