در حالی که سیاستگذاران تلاش میکنند با ارائه مجموعهای از وامها، تسهیلات مسکن، مرخصیهای زایمان و امتیازات شغلی، مسیر فرزندآوری را هموار کنند، واقعیتهای پشت در خانهها روایت دیگری را بازگو میکند. ایران با تجربهای تاریخی از تغییرات جمعیتی، اکنون با وضعیتی روبرو است که در آن فرزندآوری نه یک تصمیم صرفاً عاطفی، بلکه یک «محاسبه اقتصادی و امنیتی» دشوار است.
زوجهای امروزی وامهای چندساله را با هزینههای فرسایشی بزرگ کردن یک کودک مقایسه میکنند. آنها وقتی از هزینههای اجارهخانه، ناامنی شغلی و ابهام در آینده صحبت میکنند، به نتیجهای میرسند که در نمودارهای آماری به شکل «سقوط نرخ باروری» ظاهر میشود. تحلیل آماری: سقوط ۸۰ درصدی از دوران طلایی
ایران در دهههای اخیر شاهد گذار از یک جمعیت پرجمعیت به سمت یک جمعیت رو به پیری بوده است. طبق آمارهای جهانی، نرخ باروری که در ابتدای دهه ۱۳۴۰ برای هر زن بیش از ۷ فرزند بود، اکنون به عدد بحرانی ۱.۳۵ رسیده است. این یعنی در بازهای حدود ۶۵ ساله، نرخ باروری بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است.
با وجود ابلاغ «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در سال ۱۴۰۰، نتایج مطلوب حاصل نشده است. اگر نگاهی به آمار سال ۱۴۰۴ بیندازیم، شاهد حدود ۸۹۲ هزار تولد هستیم که نسبت به سال ۱۴۰۰، افت ۲۰ درصدی را نشان میدهد. این یعنی تلاشهای دولت برای تغییر جهت نمودار جمعیت، هنوز نتوانسته است مانع از روند نزولی شود. شکاف میان «هدف دولت» و «اولویت خانواده»
پژوهشی جدید که در یک نشریه معتبر علوم اجتماعی منتشر شده، ریشه این ناکامی را در «عدم همخوانی میان خواستههای دولت و واقعیتهای زندگی» میداند. دولت موفقیت را در «افزایش تعداد تولد» میبیند، اما خانوادهها اولویتهای متفاوتی دارند: امنیت شغلی و استقرار اقتصادی تأمین مسکن مناسب کیفیت زندگی و رفاه فرزندان
در واقع، برای خانوادههای ایرانی، کوچکتر کردن اندازه خانواده، لزوماً به معنای بیعلاقگی به فرزند نیست؛ بلکه نوعی «استراتژی … …



































































































































































