آمریکا با هدفِ محدود کردن تجارت خارجی و کاهش درآمدهای نفتی ایران، عملا وارد مسیری شده است که هزینههای آن فقط متوجه تهران نخواهد بود و میتواند بازار انرژی، تجارت دریایی و اقتصاد متحدان واشنگتن را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
مهمترین نقطه ضعف این سیاست، وابستگی اقتصاد جهانی به نفت خاورمیانه است. ایران یکی از تولیدکنندگان مهم نفت منطقه است و هرگونه اختلال جدی در صادرات آن میتواند عرضه جهانی نفت را کاهش دهد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت نفت نهتنها درآمد ایران را تحت تاثیر قرار نمیدهد، بلکه میتواند هزینههای انرژی را برای مصرفکنندگان آمریکایی و شرکتهای این کشور افزایش دهد. موضوعی که اکنون عینا در آمریکا قابل مشاهده است. کافی است توجه داشته باشیم که جدای از افزایش قیمت بنزین، قیمت گازوئیل نیز با افزایش به بیش از 5 دلار، در تاریخ این کشور رکوردزنی کرده است! افزایش قیمت سوخت بهسرعت خود را در هزینههای حملونقل، تولید کالا و قیمت نهایی بسیاری از محصولات نشان میدهد و در نهایت میتواند فشار تورمی بر اقتصاد آمریکا ایجاد کند.
به همین دلیل، سیاستی که قرار است بهعنوان ابزار فشار اقتصادی علیه ایران استفاده شود، ممکن است در صورت تداوم، بخشی از آثار منفی خود را به داخل اقتصاد آمریکا منتقل کند. واشنگتن نمیتواند بدون توجه به واکنش بازار نفت، برای مدت نامحدود مسیرهای صادراتی ایران را تحت فشار قرار دهد زیرا بازار انرژی بهشدت … …



































































































































































