آرمان امروز : هر سال با نزدیک شدن به سالروز درگذشت مهندس بهاءالدین ادب، بار دیگر نام او در فضای سیاسی، اجتماعی و رسانهای کردستان زنده میشود؛ پیامهای تسلیت و یادبود منتشر میشود و بسیاری از چهرههای سیاسی و اجتماعی از او به نیکی یاد میکنند. این اتفاق، اگرچه نشانه ماندگاری نام یک شخصیت در حافظه جمعی است، اما یک پرسش جدی را نیز پیش روی جامعه قرار میدهد: آیا یاد ادب تنها باید در سالروز درگذشتش تکرار شود یا میتوان اندیشه، تجربه و میراث اجتماعی او را به یک سرمایه ماندگار برای نسلهای بعد تبدیل کرد؟
بهاءالدین ادب از معدود چهرههایی بود که تجربه فعالیت اقتصادی، مهندسی، اجتماعی و سیاسی را همزمان در کارنامه داشت. او پیش از ورود به مجلس، سالها در حوزه عمران و ساختوساز فعالیت کرده بود و در تشکلهای تخصصی اقتصادی و مهندسی نیز مسئولیت داشت. بعدها در دورههای پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی بهعنوان نماینده سنندج، دیواندره و کامیاران حضور یافت و در کنار فعالیت پارلمانی، پیگیر مسائل توسعهای کردستان و مطالبات جامعه کرد و اهل سنت بود.
اهمیت ادب فقط در تعداد مسئولیتها یا پروژههایی که در کارنامهاش ثبت شده نیست؛ بلکه در نوع پیوندی است که میان اقتصاد، سیاست و جامعه برقرار میکرد. تجربه او در بخش خصوصی و تشکلهای اقتصادی، نگاهش به سیاست را از سطح شعار فراتر میبرد و از سوی دیگر، حضور در مجلس به او امکان میداد مسائل توسعهای را در سطح ملی دنبال کند. تأسیس و حضور در مجموعههای اقتصادی و مهندسی و همچنین فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، تصویری چندوجهی از شخصیتی ارائه میدهد که سیاست را جدا از توسعه اقتصادی و اجتماعی نمیدید.
از منظر جامعهشناسی، آنچه درباره ادب اهمیت دارد، مفهوم «حافظه جمعی» است. در نگاه موریس هالبواکس، جامعه فقط گذشته را به یاد نمیآورد، بلکه گذشته را بر اساس نیازها و مسائل امروز بازسازی میکند. بنابراین، وقتی نام یک شخصیت پس از سالها همچنان در مناسبتهای مختلف تکرار میشود، این تکرار میتواند نشانه آن باشد که جامعه هنوز بخشی از مسائل و دغدغههایی را که آن شخصیت نمایندگی میکرد، حلنشده میداند.
از همین منظر، پیامهایی که هر سال درباره ادب منتشر میشود، تنها یادآوری یک فرد نیست؛ بخشی از جامعه کردستان در واقع از طریق یادآوری او، تصویری از سیاستورزی مسئولانه، مطالبهگری، توسعهخواهی و حضور مؤثر در سطح ملی را بازتولید میکند.
با این حال، یک آسیب نیز وجود دارد؛ اینکه شخصیت ادب به یک «نام مناسبتی» تبدیل شود. شاید برخی از کسانی که امروز در سالروز درگذشت او از ادب یاد میکنند، هیچگاه او را از نزدیک ندیده باشند و حتی شناخت دقیقی از دیدگاههای اقتصادی و سیاسیاش نداشته باشند. این موضوع لزوماً نکته منفی نیست؛ اما نشان میدهد جامعه بیش از آنکه به شناخت دقیق میراث فکری او نیاز داشته باشد، با یک نماد اجتماعی مواجه است؛ نمادی که میتواند محل رجوع نسلهای جدید قرار گیرد.
اینجاست که پیشنهاد تأسیس «بنیاد یا کنگره ملی بهاءالدین ادب» اهمیت پیدا میکند. نهادی که قرار نباشد صرفاً هر سال مراسمی برگزار کند و چند سخنران درباره شخصیت ادب سخن بگویند؛ بلکه بتواند اندیشهها، سخنرانیها، نوشتهها و تجربههای اقتصادی و سیاسی او را گردآوری و منتشر کند و درباره توسعه کردستان، مشارکت سیاسی، بخش خصوصی، سرمایهگذاری و رابطه مرکز و مناطق پژوهش انجام دهد.
ادب در سالهای فعالیت خود مقاله و نوشته فنی، اقتصادی و اجتماعی داشت و مجموعهای از اندیشهها و نوشتههایش نیز در قالب کتاب منتشر شده است. همین میراث میتواند مبنای یک مرکز مطالعاتی جدی قرار گیرد. جامعه کردستان امروز بیش از هر زمان دیگری به نهادسازی نیاز دارد؛ به جای آنکه شخصیتهای اثرگذار فقط در حافظهها باقی بمانند، باید تجربه آنان به دانش و سرمایه اجتماعی تبدیل شود. ادب را میتوان دوست داشت، دربارهاش نوشت و هر سال یادش را گرامی داشت؛ اما بزرگداشت واقعی او زمانی اتفاق میافتد که «راه ادب» ادامه پیدا کند؛ راهی که سیاست را از توسعه، اقتصاد را از مسئولیت اجتماعی و مطالبهگری منطقهای را از منافع ملی جدا نمیدید. شاید امروز بهترین ادای دین به این چهره فقید کردستان، نه یک پیام تسلیت دیگر، بلکه ساختن نهادی برای شناخت، نقد و ادامه میراث او باشد.








































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)

























































