او در پادکست دیلی مربوط به همین روزنامه میگوید، ترامپ و خانوادهاش با بازگشت به کاخ سفید سرمایهگذاریهای پرسودی انجام دادند اما درآمد بیش از ۲ میلیارد دلار در سال اول دور دوم ریاستجمهوری برای هیچکس قابلتصور نبود. این امر باعث میشود لیپتون با تعدادی از تاریخنگاران و نویسندگان برجسته تاریخ ریاستجمهوری آمریکا تماس بگیرد. تکتک آنها به لیپتون گفتهاند که این رقم «بیسابقه» است. هیچ رئیسجمهوری در تاریخ آمریکا در زمان صدارت خود این میزان درآمدزایی نداشته است.
هیچکدام از این تاریخنگاران نمونه مشابهی حداقل در تاریخ آمریکا پیدا نکردهاند؛ اما به نمونههایی در جهان اشاره میکنند؛ کشورهای دارای حکومت اقتدارگرا مثل عربستان سعودی و امارات متحده عربی که حاکمان آنها هم اداره دولت را برعهده دارند و هم جزو ذینفعان مالی دولت به شمار میروند. یا در مثالی دیگر میتوان به رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه اشاره کرد که اعضای خانواده خود را در وزارت دارایی منصوب کرده و آنها هم مالک چندین نهاد بازرگانی شدهاند. در روسیه هم همینطور است و ولادیمیر پوتین و الیگارشهای متعدد این کشور از ارتباطات خود باقدرت منفعت میبرند. اما این امر در ایالات متحده بیسابقه است و ترامپ با سیاستگذاریهای خود تا حدی معنای دیگری به درآمدزایی در کاخ سفید بخشیده است.
درآمد ترامپها از کجاست؟
به گفته لیپتون بخش بزرگی از این ثروت معادل ۱.۴ میلیارد دلار از ارزهای دیجیتال بهدستآمده است. خانواده ترامپ تا پیش از سال ۲۰۲۵، هیچ فعالیتی در این زمینه نداشتند و ترامپ در دوران کمپین انتخاباتی خود به آن علاقه پیدا کرد. پیش از آن، ترامپ دیدگاه مثبتی به ارز دیجیتال نداشت. خانواده ترامپ چندین نوع ارز دیجیتال ارائه کردند و عده زیادی نیز آنها را خریداری کردند.
با اینکه ارزش این ارزهای دیجیتال سقوط کرد؛ اما تأثیری بر سودی حاصل از فروش آنها ایجاد نکرد. تمام اینها در زمانی بود که رئیسجمهور آمریکا در حال انتصاب رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار بود تا قوانینی را تنظیم کند که به کسبوکارهای ترامپ اجازه میداد فعالیتهای ریسکداری را انجام دهند؛ اقدامی که در دوران ریاستجمهوری پیشین امکانپذیر نبود.
رقابت چین و آمریکا بر سر عناصر خاکی کمیاب
به گفته خبرنگار نیویورکتایمز پسران ترامپ برای پیداکردن روشهای درآمدزایی در حوزههای مختلفی که با اهداف رئیسجمهور آمریکا همسو باشد بسیار خلاق عمل کردهاند. یکی از آنها علاقه آنها به ورود در حوزه عناصر خاکی کمیاب و اساساً فلزات بوده است. کارخانههای تولید تسلیحات، تجهیزات حفاری نفت، هوش مصنوعی و تراشههای کامپیوتری و حتی خودروهای برقی به مواد خام نیاز دارند و اگر دسترسی به فلزات موردنیاز امکانپذیر نباشد؛ بنابراین تولیدی صورت نمیگیرد. دهههاست که چین در زمینه عناصر خاکی کمیاب در جهان پیشرو بوده است و توانسته دسترسی آمریکا به این مواد را که برای رشد اقتصادی این کشور حیاتی است، محدود کند. اینجاست که هم خانواده ترامپ و هم خانواده هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی با فرصت درآمدزایی جدیدی آشنا شدند.
استان کاتانگا، در جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارد و خاک آن غنی از مس به شکلی از سولفید یا اکسید است. در دوران جنگ سرد، آمریکا به دنبال تضمین دسترسی خود به این مواد حیاتی بهویژه در آفریقای مرکزی بود. قبیلههای بومی مدتها بود که مس را استخراج میکردند. سازمان اطلاعات مرکزی یا سیا نقش مهمی در مهار اتحاد جماهیر شوروی برای دسترسی به فعالیتهای معدنی بازی کرد. نمونه آن معدن پرنس لئوپولد در کیپوشی است که سالیانه بیش از یک میلیون تن سولفید از آن استخراج میشود و ۱۰۰ هزار تن مس و ۸۰ هزار تن زینک در دل خود دارد.
اما پس از پایان جنگ سرد، مواضع آمریکا به این سمت رفت که فعالیتهای معدنی هم ناخوشایند است و هم فساد در آن زیاد است؛ بنابراین بهتر است که برای کسب فلزات حیاتی به ایجاد روابط با کشورهای دیگر برود. آمریکا با این توجیه که با کشورهای دارای معادن غنی دوست خواهد ماند و روابط تجاری برقرار میکند معدنکاری را برونسپاری کرد تا برای تأمین فلزات موردنیاز در داخل خاک خود به آنها اتکا کند. اما زمانی که چین به این نتیجه رسید که در این زمینه از آمریکا دست بالاتری دارد، دسترسی آمریکا را به برخی از فلزات حیاتی محدود کرد.
پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید و وضع تعرفههای متقابل منجر به آغاز جنگ تجاری شد که شرایط را بدتر کرد و چین تصمیم گرفت دسترسی به این منابع را بیشتر از قبل محدود کند. چینیها به تمام کشورهای جهان دستور دادند که برای صادرات هرگونه از این مواد معدنی از جمله عناصر خاکی کمیابی که از سوی چین فرآوری میشوند باید تایید و مجوز دولت چین را دریافت کنند.
با تحتفشار قرارگرفتن آمریکا، دولت تلاش کرد فرصتهای سرمایهگذاری به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار را ارائه کند که یا با سرمایهگذاری در شرکتهای معدنی تأمین میشد یا از طریق شراکت با این شرکتها؛ بنابراین پسران ترامپ که به دنبال فرصت سرمایهگذاری بودند به همراه شرکای تجاری دیگر وارد این حوزه شدند.
نقش دولت آمریکا چه بود؟
لیپتون توضیح میدهد که هر شرکت معدنی نیازمند دسترسی به زمینی است که این فلزات در آن قرار دارند و برای ساخت معدن و استخراج فلزات از زمین نیاز به سرمایه دارد. نکته بعدی هم تقاضا برای بعد از استخراج است. دولت فدرال آمریکا هماکنون این کمکها را فراهم میکند. دولت آمریکا در مذاکره برای دسترسی به معادن و برای سرمایهگذاری با کشور موردنظر مشارکت میکند و با آنها قرارداد الزامآور میبندد تا درصورتیکه آن کشور میزانی از فلزات را استخراج کند، دولت آمریکا خریدار آنها خواهد بود؛ بنابراین برای تمام کارآفرینان آمریکایی هم فرصت درآمدزایی ایجاد میشود و هم برایشان بهانهای پیدا میشود که فعالیتهای خود را میهندوستانه نشان دهند.
مثلاً قزاقستان که پیشتر بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود و بین چین و روسیه واقع شده کشوری غنی از فلزات است. سایتی در قزاقستان وجود دارد که مقدار زیادی تنگستن در دل خود دارد که برای پنتاگون منبعی حیاتی به شمار میرود. از تنگستن در ساخت نوک موشکها استفاده میشود؛ چون در برابر حرارت مقاوماند. همین امر قزاقستان را به یکی از بازیگران محبوب برای ابرقدرتهای جهان تبدیل میکند. زمانی همچین به دنبال منابع قزاقستان بود هم آمریکا.
در ماه سپتامبر گذشته در هفته مجمععمومی سازمان ملل در هتل سنت ریجس در نیویورکسیتی نشست مهمی برگزار میشود. رئیسجمهور قزاقستان هم به نیویورک آمده و در این هتل با مدیرعامل اجرایی چندین شرکت بزرگ آمریکایی مثل شوران و سیتیبانک دیدار میکند. لاتنیک هم در این جلسه حضور دارد و میخواهد رئیسجمهور قزاقستان را متقاعد کند تا دسترسی آمریکا به معدن تنگستن را فراهم کند. در پیشنهاد لاتنیک یک شرکت کوچک معدنی آمریکایی قرار دارد که هیچکس نام آن را نشنیده است. لاتنیک پیشنهاد میدهد که برای ساخت معدن در قزاقستان به این شرکت کوچک ۱.۶ میلیارد دلار کمک مالی میکند. در میانه این جلسه، ترامپ نیز تلفن میکند تا مطمئن شود این معامله جوش میخورد.
این معامله آنقدر مهم بود که علاوه بر وزیر بازرگانی، رئیسجمهور آمریکا نیز تلفنی کمک میکند. برای رئیسجمهور قزاقستان این روز، روز بزرگی بود. این جلسه با قراردادی آزمایشی به پایان رسید. اما سپس اتفاق جالبی افتاد و در عرض چند هفته مشخص میشود که هم دونالد ترامپ جونیور و هم اریک ترامپ، دو پسر بزرگ ترامپ دو نفر از میان جمعی از سرمایهگذارانی هستند که این شرکت را خریداری کردهاند تا حق ساخت معدن تنگستن در قزاقستان را به دست آورند.
این معامله رسمی نبود و هنوز عمومی نشده بود. تا اکتبر ۲۰۲۵ هیچ راه عمومی برای ورود به چنین معاملهای وجود نداشت. اگر هیچ ارتباط یا رابطی با عواملی که در این معامله مشارکت داشتند وجود نداشت، کسی نمیتوانست از آن خبردار شود. لیپتون چندین بار از شرکای این معامله سوال کرده که چگونه از این معامله خبردار شدهاند؛ اما آنها پاسخی ندادهاند.
آنها در واقع قرارداد عدم افشای اطلاعات را امضا کردهاند که نمیتوانند درباره این موضوع صحبت کنند. پسران ترامپ به نیویورکتایمز تأکید کردهاند که آنها در این پروژه سرمایهگذار منفعل بودهاند. اما در پایان سال میلادی گذشته آنها و شرکایشان به یکی از باارزشترین سایتهای تنگستن دسترسی پیدا کردند که وزیر بازرگانی نقش پررنگی در آن داشت. میتوان گفت میزان تنگستن این معدن معادل ۸۰ میلیارد دلار است و پسران ترامپ در موقعیت بهرهبرداری از آن قرار دارند. آن هم فقط با هزینهای ۱.۶ میلیارددلاری.
نمیتوان گفت پسران ترامپ دقیقاً چقدر درآمد خواهند داشت؛ چون آنها مالک سهم کوچکی از این معامله بزرگ هستند. اما از زمان افشاگری روزنامه نیویورکتایمز سهام این شرکت کوچک سقوط کرده است. حالا این معامله تحت بررسیهای موشکافانه قرار گرفته و این سوال وجود دارد که آیا سرمایه فدرال میتواند به آن تعلق بگیرد یا نه.
دونالد جونیور در بیانیهای گزارش تایمز را غیرمنصفانه خوانده است. تحقیقات تایمز نشان میدهد که ۱۴ شرکت دیگر نیز برای دریافت کمکهای مالی فدرال از وزارت بازرگانی درخواست دادهاند؛ اما هنوز در مرحله بررسی قرار دارند. این ۱۴ شرکت به دنبال دریافت ۸.۹ میلیارد دلار از دولت فدرال هستند تا بتوانند فعالیتهای معدنی خود را در سایتهای دیگر در سراسر جهان آغاز کنند.

























































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)









































