دیپلماسی ایرانی: برخلاف دو دههی گذشته، دیگر عرصهی نظم تکقطبی یا جنگهای محلی پراکنده نیست. یک جنگ سرد تمامعیار – با ماهیتی ترکیبی از اقتصاد، فناوری، اطلاعات و نیابت نظامی – میان دو بلوک اصلی در جریان است: از یکسو، محور چین و روسیه با اتکا به ظرفیتهای اقتصادی، انرژی و تسلیحاتی ارزانقیمت و ازسویدیگر، ایالاتمتحده و ائتلاف غربی با بهرهگیری از نهادهای مالی بینالمللی، ناتو و شبکههای امنیتی-اطلاعاتی خود.
آنچه این جنگ سرد را از نمونهی قرن بیستم متمایز میکند، گسترهی بیسابقهی جغرافیایی و پیوستگی حلقههای بحران در سراسر کرهی زمین است. در این میدان پهناور، از کرانههای شرق آسیا تا شاخ آفریقا، از دشتهای اوکراین تا صحرای شمال آفریقا و از قفقاز تا خلیجفارس – و بهویژه از هرمز تا بابالمندب و جبلالطارق، هیچ نقطهای بهصورت مجزا و منفصل از سایرین دچار تنش نمیشود. این تحولات همچون زنجیرهای از حلقههای بههمپیوسته عمل میکنند که فشار بر یک حلقه، بلافاصله در حلقههای دیگر بازتاب مییابد.
در این میان، جمهوری اسلامی ایران و تنگهی استراتژیک هرمز نه یک مسئلهی منطقهای، بلکه جوانهی مرکزی این زنجیرهی جهانی هستند؛ جوانهای که اگر بترکد، نهتنها خاورمیانه که کل معماری انرژی، مالی و امنیتی جهان را دگرگون خواهد کرد.
۱- چشمانداز سراسری جنگ سرد نوین، از شانگهای تا سوئز …



















































































































