عبداللهنژاد خواهرزاده شهید یوسف داورپناه میگوید: «داییام در گروه ضربت سپاه بود که از ابتدای انقلاب در نقده، بوکان، پیرانشهر و سقز بارها به کومله و دموکرات ضربه زده بود. او که از نیروهای لشکر عاشورا بود، سال ۶۲ طی عملیاتی، موفق به شکار هلیکوپتر بعثیها شد و مهدی باکری به او مرخصی تشویقی داد. او در ایام مرخصی شناسایی شد و کومله ریختند منزل پدربزرگم و دایییوسف را با خود بردند. کومله ۲ روز او را نگه داشتند، شکنجه کردند و بعد گفتند اگر میخواهی رهایت کنیم، باید علیه انقلاب و خمینی صحبت کنی! داییام اهل مطالعه بود. وقتی او را بین مردم بردند، شروع به صحبت کرد؛ او در صحبتهایش از عزت امام و انقلاب گفت و از ذلت کومله و دموکرات. آنها با شنیدن صحبتهایش او را دوباره زدند و بردند. بیشتر از قبل شکنجه کردند.»
مادران شهدای بسیاری را دیدیم که مظلومانه ایستادند پای ایران. دردانههایشان را راهی جبههها کردند تا خاک وطن حفظ شود. اما مادری را میشناسیم که مظلومترین مادر شهید ایران است. مادری که وقتی پسرش از جبهه بازگشت، نیروهای گروهک تروریستی کومله پسر رزمندهاش را شناسایی کردند، بعد به منزلشان هجوم برده، دستهای یوسف را بستند و بردند به عنوان گروگان نگه داشتند. …



































































































































































