کشورهای مختلف، از چین تا اتحادیه اروپا و از هند تا برزیل، هر یک به فراخور شرایط خود، در حال طراحی سازوکارهایی برای بازیابی این حاکمیت هستند. بنابراین، «شبکه ملی اطلاعات» را نباید یک پروژه صرفاً فنی دید
شاید آن لحظه، فقط چند دقیقهای کلافه شدهاید و بعد با یک راهحل موقت، مشکل را حل کردهاید. اما همین تجربه کوچک، اگر در مقیاس یک کشور تکرار شود، معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکند: سرورها، سرویسهای ابری، سیستمهای پردازش داده و حتی زیرساختهای حیاتی، همگی به شرکتهایی وابسته باشند که هر لحظه میتوانند دسترسی ما را قطع کنند. در چنین شرایطی، آیا حاکمیت ملی معنای واقعی خود را حفظ میکند؟ و اینجاست که پای «شبکه ملی اطلاعات» به میان میآید.
در نُه یادداشت پیشین، ما پرده از سازوکارهای «جامعه پلتفرمی» برداشتیم. از «پیشخدمت نامرئی» گفتیم که با «مازاد رفتاری» ما، «اقتصاد نظارتی» را میچرخاند. از «سوژهسازی الگوریتمی» و «حبابهای فکری» گفتیم و نشان دادیم که چرا «فیلترینگ» بهتنهایی، درمان این درد نیست. گفتیم که ما باید از پارادایم «قلعهسازی» به پارادایم «شهرسازی» مهاجرت کنیم و پلتفرمهایی با «الگوریتم عدالتمحور» و مبتنی بر سه ارزش «مشارکت»، «مشروعیت» و «کارآمدی» بسازیم.
اما تمام آن سخنان، یک «اگر» بزرگ داشت: «اگر زیرساختی مستقل و قدرتمند داشته باشیم»؛ این، همان نقطهای است که بحث به «شبکه ملی اطلاعات» میرسد؛ پروژهای که احتمالاً نامش را زیاد شنیدهایم، اما شاید هنوز تصویر دقیقی از آن نداشته باشیم...
بیایید یک تصویر غلط را همین ابتدا اصلاح کنیم. برخلاف تصور رایج، «شبکه ملی اطلاعات» به معنای «قطع اینترنت جهانی» یا «اینترنت داخلی شبیه کره شمالی» نیست. این پروژه، در ذات خود، به دنبال خلق یک زیستبوم دیجیتال مستقل، پایدار و امن در درون مرزهای ایران است، بیآنکه ارتباط با جهان خارج قطع شود. …


















































































