سیما پروانهگهر-در تمام سالهای گذشته، استناد به تاریخ صدر اسلام و استفاده از مفاهیم دینی همواره یکی از ابزارهای اصلی جناحهای مختلف برای تبیین و توجیه سیاست خارجی بوده است؛ از روایتی که چهرههای غربی در زمان مذاکرات در دهه 80 از دبیر وقت شورای عالی امنیت میگفتند که گویا پای میز مذاکره تاریخ اسلام را برای مذاکرهکنندگان غربی روایت کرده بود تا کلیدواژه «صلح حدیبیه» که بارها از طرف چهرههای مختلف در دهه 90 برای الگودهی برای یک توافق مناسب استفاده شد. کلیدواژهای که حالا دستخوش یک جابهجایی گفتمانی بیسابقه شده است.
به گزارش اعتماد، حدود یک ماه پیش، سعید جلیلی - چهره شاخص جریان اصولگرایی و از سرسختترین منتقدان الگوی دیپلماسی دهه نود- در اقدامی قابلتوجه از کلیدواژه «صلح حدیبیه» استفاده کرد. او در فضایی که بحثها درباره چگونگی مواجهه با تنشها اوج گرفته بود، نوشت: «دشمن که شکست خورد، تازه وقت ابتکار است. این حکمت پیامبر اعظم (ص) بود که پس از شکست دشمن در جنگ احزاب، فرصت به دشمن نداد و ابتکار را به دست گرفت؛ ابتکاری پیروزی را تثبیت میکند که فرصت را از دشمن بگیرد، نه اینکه به دشمن فرصت دهد تا برود بازآرایی کند و برگردد. ابتکاری که سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد، سرآغاز حرکت به سوی اهداف بزرگ است؛ مثل آنچه پیامبر (ص) در احزاب و حدیبیه کردند، مثل آنچه امروز نیاز داریم.»
این اظهارات از این جهت عجیب و غیرمنتظره بود که در ادبیات سیاسی سه دهه اخیر جمهوری اسلامی، عموما موافقان مذاکره و توافق با غرب (مانند جریان اعتدال و اصلاحات) در چارچوب مشخصی از صلح حدیبیه استفاده میکردند تا نرمشهای تاکتیکی و معاهدات دیپلماتیک را تفسیر کنند. سعید جلیلی عموما در طرف دیگر این خطکشی سیاسی قرار داشت و ارجاع به چنین صلحی را مترادف با عقبنشینی میدانست. …




















































































































