او در این تحلیلها، با رویکردی انتقادی، به شبههای میپردازد که عمدتاً از سوی طرفداران سلطنت مطرح میشد. بر اساس این شبهه، گفته میشد که مردم ایران در جریان انقلاب، تنها میدانستند چه چیزی را نمیخواهند ـ یعنی نظام سلطنت و شخص شاه ـ اما درباره آنچه میخواهند، یعنی وجه ایجابی انقلاب، تصور روشنی نداشتند. فوکو این تلقی را بهصراحت نقد میکند و بر خلاف آن، تأکید دارد که مردم ایران هم به وجه سلبی انقلاب آگاه بودند و هم به وجه ایجابی آن.
فوکو در گزارشهای خود تصریح میکند که برخلاف بسیاری از روشنفکران غربی که از موضعی بیرونی به تحلیل انقلاب میپرداختند، او مستقیماً به میان مردم رفت، در کوچهها و خیابانها با افراد عادی گفتوگو کرد و حتی با برخی علما در قم دیدار داشت. حاصل این مواجهه میدانی، برای فوکو این جمعبندی را بهدنبال داشت که مردم بهخوبی میدانستند چه میخواهند. او نقل میکند که از هر پنج نفری که با آنان صحبت کرده، چهار نفر بهصراحت گفتهاند: «ما حکومت اسلامی میخواهیم». …




















































































































