در اولویت نخست، باید به آموزش نادرست و بیراههای اشاره کرد که به اعتقاد من، بخشی از آن ناشی از فقدان تخصص کافی در میان برخی مدرسان علوم طبیعت بوده است.
در اولویت دوم، نبود تحقیقات و پژوهشهای کافی برای شناخت عوامل اکولوژیکی تنظیمکننده تعادل و همزیستی گروههای درختی، علفی و جانوری قرار دارد.
اولویت سوم، نبود درس و آموزش مشخص درباره طراحی حفاظت در رشتههای مرتبط با علوم طبیعت، از منابع طبیعی تا محیط زیست، است.
در اولویت چهارم، میتوان به انجام تحقیقات و پژوهشهای فاقد پشتوانه کافی در طبیعتشناسی هیرکانی اشاره کرد.
هر یک از این عوامل، خود نیازمند بحثی مفصل است. با این حال، این یادداشت قصد دارد به یکی از نابترین زیستگاههای جنگلهای هیرکانی، یعنی جنگلهای حوزه آبخیز موسوم به «۲۰۰۰ و ۳۰۰۰» در منطقه تنکابن مازندران، بپردازد. سه ناحیه رویشی با ویژگیهای متفاوت
جنگلهای هیرکانی را میتوان در سه ناحیه رویشی ارسبارانی، خزری و هیرکان بررسی کرد که هر یک تحت تأثیر شرایط اقلیمی متفاوت، ویژگیهای متمایزی پیدا کردهاند. البته تفاوت اقلیم ناشی از تغییر عرض جغرافیایی، از ارسباران تا گلیداغی، در شکلگیری و تفکیک این نواحی رویشی نقش داشته است.
هر یک از این نواحی رویشی، ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارد. یکی از برجستهترین این ویژگیها، رودخانههای پرآب و دبی بالای آنهاست. در میان رودخانههای مهم این پهنه میتوان به سفیدرود در گیلان و تنکابنرود، بابلرود و ظالمرود یا زارمرود در مازندران اشاره کرد. این رودخانهها در مقیاس گسترده، بر شرایط اقلیمی و مرزهای زیستمحیطی پهنههای هیرکانی اثرگذار بودهاند.
نکته مهم دیگر، سلسلهجبالها و قلههایی است که با برخورداری از یخچالهای طبیعی، در تأمین آب سفرههای زیرزمینی نقش دارند. در جنگلهای تنکابن، قله ۴۸۰۰ متری علمکوه نمونهای برجسته است. وجود سنگهای مادری آذرین در این ارتفاعات، شرایط مناسبی برای شکلگیری و ماندگاری یخچالهای طبیعی فراهم کرده است.
اما با کاهش ارتفاع و رسیدن به مناطق پوشیده از درختان تنومند، با سنگهای مادری رسوبی، بهویژه سنگهای آهکی، روبهرو میشویم. این ساختار زمینشناختی، بهدلیل ویژگیهای خود، نقش مهمی در نفوذ و انتقال آب دارد. آب؛ حلقه اتصال جنگل و حیات
در حوزه آبخیز تنکابن، آب یکی از مهمترین عناصر شکلدهنده به حیات جنگل است. ریشه افشان درختان، مواد معدنی موجود در خاک را بهصورت محلول جذب میکند و این مواد از مسیر بافتهای گیاهی، در ابتدا به زیر پوست، سپس به آوندهای تنه، شاخهها و در نهایت برگها میرسند. بنابراین، تداوم حیات درختان، پوشش علفی و حیات وحش، با وضعیت آب زیرزمینی و رطوبت خاک در طول سال پیوندی جداییناپذیر دارد.
به بیان دیگر، تعادل و همزیستی میان گروههای درختی، علفی و جانوری، که از ویژگیهای مهم جنگلهای هیرکانی است، به تداوم چرخه آب در این اکوسیستمهای جنگلی و دریای کاسپین وابسته است.
از این منظر، هرگونه دخل و تصرف انسانی در بستر آبی این جنگلها، بدون شناخت دقیق سازوکارهای طبیعی آن، میتواند به معنای دستاندازی به یکی از پایههای حیات این زیستبوم باشد؛ جنگلی که طی میلیونها سال شکل گرفته و سازوکارهای پیچیدهای میان آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات جانوری در آن برقرار شده است.
بنابراین، هرگونه مداخله در منابع آب این عرصه باید پیش از اجرا، از منظر اکولوژیک و با اتکا به مطالعات تخصصی بررسی شود. تصمیمهایی که بدون شناخت کافی از این روابط اتخاذ شوند، ممکن است تعادل میان اجزای مختلف جنگل را برهم بزنند. راهحل، در دل طبیعت است
حوزه آبخیز جنگلهای تنکابن از غنیترین پهنههای آبی ناحیه رویشی هیرکانی به شمار میرود. از همین رو، برای تأمین آب مورد نیاز شهر تنکابن، لزوماً نباید به سراغ برداشت از استخرها و منابع آبی طبیعی موجود در عرصه جنگلهای ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ رفت.
میتوان با تکیه بر دانش علمی و مطالعات جامع آبخیزداری، راهکارهایی برای تأمین آب مورد نیاز شهر پیدا کرد که کمترین آسیب را به ساختار طبیعی جنگل وارد کند؛ مشروط بر آنکه مسئولان، صدای کارشناسان طبیعتشناس را بشنوند و پیش از هر تصمیم، به نسخه تخصصی و مبتنی بر شناخت اکولوژیک این زیستبوم توجه کنند.
حفاظت از جنگلهای هیرکانی تنها حفاظت از چند درخت یا یک پهنه سبز نیست؛ حفاظت از شبکهای بههمپیوسته از آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات وحش است که طی میلیونها سال شکل گرفته و ادامه حیات آن، به حفظ همین تعادل وابسته است.









































