ماحصل این رقابت اقتصادی و الیگارشی آموزشی حذف طبقات ضعیف اقتصادی از تحصیلات عالیه و تکمیلی و شکلگیری چرخهای برای تکرار ثروت و موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی برای برخی گروهها و تکرار جایگاههای پایین اجتماعی و اقتصادی برای گروههای دیگر جامعه است.
در این میان شاید مواردی استثنایی بتوانند مسیر خود را برای عبور از این رقابت نابرابر پیدا کنند و به دانشگاههای خوب و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب هم برسند، اما جا زدن استثناها به جای قاعدههای مرسوم فقط ما را از واقعبینی و رفع اشکالات باز میدارد، البته مشروط به اینکه عزمی برای رفع روندهای نادرست وجود داشته باشد.
هزینههای چندصد میلیونی کنکور
کافی است به سراغ پشتکنکوریها یا خانوادههای آنها بروید و از آنها سؤال کنید کنکور برایت چند درآمده است؟ پاسخ به این سؤال البته به طبقه اقتصادی- اجتماعی این افراد وابسته است و میزان هزینهای که برای مدارس غیرانتفاعی خاص و کلاسهای کنکور و کتابهای کمکآموزشی شده، میتواند رابطه معناداری با پذیرش در دانشگاهها و نشستن روی صندلیهای پرمتقاضی کنکور داشته باشد. رقمهایی که از ۱۲۰ تا ۳۰ میلیون تا ۳۰۰‑۴۰۰ میلیون تومان متغیر است و البته همه خانوادهها در همه دهکهای درآمدی در تلاشاند هر چه در چنته دارند برای موفقیت فرزندشان وسط بگذارند، اما بدیهی است در این رقابت اقتصادی برای موفقیت در یک رقابت علمی، چه کسانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند.
شانس بیشتر برای دهکهای بالاتر …

































































