وقتی بزرگتر شدم، قایق خودم را تهیه کردم و ماهیگیری را آغاز کردم. دریا به همان اندازه که متعلق به مردان است، به ما زنان نیز تعلق دارد. من نیز مانند مادرم، ماهیگیری را بخشی از زندگی خود میدانم.
وقتی ازدواج کردم، همسرم که اهل شمال ایران است، در جزیره مجاور یعنی قشم زندگی میکرد. بعد از ازدواجمان، او به جزیره هنگام نقل مکان کرد و با هم یک اقامتگاه بومگردی کوچک راه انداختیم. ما ماهیهایی را که صید میکردیم از طریق صفحه اینستاگراممان میفروختیم و به شهرهای مختلف ایران ارسال میکردیم. در رستوران ساحلیمان نیز، من و همسرم از گردشگران با ماهی تازهای که خودمان صید کرده بودیم، پذیرایی میکردیم.
ما پسری سهساله به نام کیهان داریم که نامش به معنای «جهان» است. برای ما، او همه دنیایمان است. گاهی او برای ماهیگیری با من به دریا میآید، اما مواقع دیگر همراه پدرش در جزیره میماند.
زندگی زمانی برای ما دشوار شد که برای چند هفته در ماه چگونه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه کشورش، کار او و زندگی تمامی اهالی این جزیره را مختل کرده است.
**بدنه خبر**
من ۲۸ سال دارم و تا جایی که به یاد میآورم، با مادرم به دریا میرفتم؛ او به من ماهیگیری آموخت.
وقتی بزرگتر شدم، قایق خودم را تهیه کردم و ماهیگیری را آغاز کردم. دریا به همان اندازه که متعلق به مردان است، به ما زنان نیز تعلق دارد. من نیز مانند مادرم، ماهیگیری را بخشی از زندگی خود میدانم.
وقتی ازدواج کردم، همسرم که اهل شمال ایران است، در جزیره مجاور یعنی قشم زندگی میکرد. بعد از ازدواجمان، او به جزیره هنگام نقل مکان کرد و با هم یک اقامتگاه بومگردی کوچک راه انداختیم. ما ماهیهایی را که صید میکردیم از طریق صفحه اینستاگراممان میفروختیم و به شهرهای مختلف ایران ارسال میکردیم. در رستوران ساحلیمان نیز، من و همسرم از گردشگران با ماهی تازهای که خودمان صید کرده بودیم، پذیرایی میکردیم.
ما پسری سهساله به نام کیهان داریم که نامش به معنای «جهان» است. برای ما، او همه دنیایمان است. گاهی او برای ماهیگیری با من به دریا میآید، اما مواقع دیگر همراه پدرش در جزیره میماند. …




















































































































