تورم بلند مدت بالا و بحران اقتصادی با احتمال بالا جامعه را به سمت سیاستهای راست افراطی سوق میدهد.
پژوهشهای مختلف نشان می دهد بحرانهای اقتصادی میتوانند بهطور زنجیرهای موجب بروز نارضایتیهای اجتماعیـفرهنگی و برانگیختن احساس خشم عمومی و حس انتقامی شوند که در نهایت به حمایت از پوپولیسم راست افراطی میانجامند.
پژوهشهای مختلف نشان داده است که شرایط نامساعد اقتصادی با افزایش حمایت از سیاستمداران افراطی رابطهای جدی دارد.
یافتهها نشان دادهاند سیاستهای اقتصادی ریاضتی که دولتهای مختلف اروپایی در طول رکود بزرگ (یا بحران منطقه یورو) اتخاذ کردند به طور تعیینکنندهای به نارضایتی عمومی و پوپولیسم دامن زدند. برای مثال، پژوهش باچینی و ساتلر (2025) نشان دادند که احتمال رشد پوپولیسم با اعمال سیاستهای ریاضتی بیشتر است، اما این امر در سطح منطقه اروپا تنها برای احزاب راست رادیکال صادق است و نه چپ رادیکال. علاوه بر این، تأثیر ریاضت اقتصادی بر پوپولیسم در مناطقی که کارگران آسیبپذیر بیشتر هستند به شدت افزایش مییابد.
به عقیده فریدمن رشد اقتصادی به احتمال زیاد به گشودگی، مدارا، پویایی، انصاف و دموکراسی میانجامد، درحالی که رکود به دوری از این ارزشها منتهی میشود. بررسیهای او نشان میدهد در طول تاریخ ایالات متحده معمولاً دورههای رکود باعث واکنشهای پوپولیستی شده است، در حالی که دورههای رشد، سیاستهای لیبرال را رقم زدهاند.
به عنوان مثال، پوپولیسم آمریکایی در اواخر قرن نوزدهم، تا حد زیادی بازتابی از اضطرابها و ناکامیهای ناشی از دوران سخت اقتصادی بود که برای نزدیک به یک نسل تا اواسط دهه ۱۸۹۰ تداوم داشت. تمرکز فریدمن بر ایالات متحده بود اما همین پدیده را در بریتانیا، فرانسه و آلمان نیز مستند میکند. تجربههای مختلف نشان داده است که گرایش سیاسی عمومی مردم پس از بحرانهای مالی، چرخشی تند به سمت پوپولیسم راست افراطی پیدا میکند. این الگو در دادههای قبل و بعد از جنگ جهانی دوم مشهود است. …




















































































































