در همین زمینه، محمد رستمی نجفآبادی، پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بازخوانی تحولات سیاسی ایران از سالهای پایانی دوره قاجار تا جنگ جهانی دوم، به نقش انگلستان در تحولات این دوره پرداخته است.
وی در روایت خود، نقطه مهم این روایت را مربوط به ماجرای قرارداد ۱۹۱۹ مرتبط میداند و میگوید: با امضا نشدن قرارداد ۱۹۱۹ توسط احمدشاه که در حضور ملکه انجام گرفت، رضاخان میرپنج فوراً به دستور وزارت خارجه انگلستان، از سوی ژنرال انگلیسی ادموند آیرونساید بهعنوان فرمانده قوای قزاق منصوب شد و دو ماه بعد در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی او تهران را تصرف کردند.
به گفته این پژوهشگر، رضاخان دو سال بعد به پادشاهی رسید، اما با آغاز جنگ جهانی دوم، رویکرد عملی او به سمت حمایت از آلمان نازی گرایش پیدا کرد؛ گرایشی که بیش از آنکه یک استراتژی ملی باشد، برخاسته از خستگی رضاشاه از یوغ بریتانیا بود.
رستمی نجفآبادی در تحلیل این رفتار میگوید: تاریخ گواه است نوکران همواره در پی رهایی از اربابان خود هستند و رضاشاه نیز با نگاهی سادهانگارانه، آلمان نازی را پناهگاهی برای رهایی از اوامر لندن میدید.
او در ادامه تأکید میکند که رضاشاه یک واقعیت مهم را فراموش کرده بود، اینکه در دنیای استعمار، تغییر ارباب، لزوماً به معنای آزادی نیست.
این پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی معتقد است رضاشاه که فاقد سواد کافی و تحلیل استراتژیک بود، تحت تأثیر تبلیغات گسترده آلمان و پیروزیهای ابتدایی این کشور در جنگ، تصور میکرد آلمان ناگزیر پیروز خواهد شد. …































































