برای بررسی این موضوع با هیوا بابک، یکی از داییهای نیلوفر، تماس گرفتیم. او میگوید: «نیلوفر و مادرش مدت کوتاهی در سردخانه میوه در اشنویه کار میکردند و گویا قاتل نیز آنجا مشغول بود که با نیلوفر آشنا شد و سپس با دادن وعده و وعید او را فریب داد. درواقع به نظر میآید او را برای اعمال شرورانه خود نشان کرده بود. ماجرای مرگ هولناک نیلوفر مجاوری؛ متهم دستگیر شده و تحت بازجویی است
خواهرزادهام دختر بسیار صاف و ساده و پاکی بود. متهم با نیلوفر ارتباط گرفت و احتمالا آنها ۱۰روز تلفنی با هم صحبت میکردند اما خانوادهاش از این موضوع اطلاع نداشتند. او در تماس با نیلوفر گفته بود میخواهد همراه عمویش برای خواستگاری پیشقدم شود. خواهرم هم به نیلوفر گفته بود صبر کن با پدر و برادرت صحبت کنم. خانواده خواهرم منتظر خواستگاری بودند، غافل از اینکه او نقشه شوم دیگری برای نیلوفر داشت.
هنوز هم برای ما مشخص نشده که متهم همدست داشته یا خیر، اما او نیلوفر را ربود و به مکانی مخفی که باز هم برای ما مشخص نیست کجا بود، انتقال داد.
مادر نیلوفر همه جا را دنبال او گشت. سپس قاتل با مادر او تماس گرفت و با تهدید گفت نیلوفر نزد من است. شما مرا نمیشناسید، من اسلحه دارم و اگر با کسی تماس بگیرید، همهتان را میکشم. اعضای خانواده نیز با توجه به تهدید او و گروگان بودن نیلوفر از مراجعه به پلیس آگاهی خودداری کردند. ما حتی نمیدانستیم که او اسلحه دارد یا خیر اما تهدیدش را جدی گرفتیم.»
در تمام مدتی که نیلوفر گروگان بود، قاتل بارها با مادر او تماس گرفت تا او را آگاه کند که دخترش زنده است. نیلوفر نیز گوشی را میگرفت و میگفت زنده هستم و حالم خوب است. مادرش میپرسید نیلوفر کجایی و او میگفت نمیدانم. قاتل به نیلوفر گفت بگو در مهاباد هستم. …



















































































































