این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
این روزها اقتصاددانهای سرشناس از دو سوی یک خط افقی راست تا چپ تقریبا همگی به وضعیت نامطلوب کنونی اقتصاد اعتراض دارند و فریادشان به آسمان بلند است و باجملات گوناگونی مانند «خاک بر سر ما» و «ما از کشورهای بزرگ غربی جهان یا حتی منطقه خلیجفارس و خاورمیانه عقب افتادهایم» و ارائه آمار و ارقام و قیاسهای گوناگون و بعضا معالفارق فغان برآوردهاند که چرا باید چنین باشد؟اینان، که میگویند وضع اقتصاد کلان کشور خراب است نمیگویند این اقتصاد فلاکتبار که چنین شده است و باید چنان باشد، چطور اینگونه شده و گویا جبران مافات میکنند زیرا همینها، همگی از سالهای بعد از انقلاب در تمامی محافل و مجالسِ برنامهریزیهای اقتصادی و بازرگانی، بودجهنویسی و تعیین نرخ ارز و افزایش مداوم آن، اگر نقش درجه یک نداشتهاند مشاور و تصمیمساز بودهاند و اکنون به مثابه کسانی که «مُقِرّ به ذُنوب» شدهاند از ورشکستگی اقتصادی سخن میگویند که خود در به وجود آوردن آن بی تقصیر نبودهاند. …































































