اواخر شهریورماه سال گذشته، خانم مینا سنگسفید با من تماس گرفتند و برای همکاری در این پروژه دعوت کردند. در آن زمان به ایشان گفتم که جمعه همان هفته پرواز دارم و برای ادامه درمانم باید به بوداپست سفر کنم. ایشان توضیح دادند که نقشی برای من در نظر گرفتهاند و بسیار مایل هستند که آن را ایفا کنم. با این حال، با توجه به برنامهای که در پیش داشتم، قرار شد تصمیم نهایی را به زمان دیگری موکول کنیم
تماس را قطع کردم، اما مدتی بعد دوباره با ایشان تماس گرفتم و اعلام کردم که مایل به همکاری هستم. به دفترشان رفتم و با آقای کاظم دانشی درباره نقش و فیلمنامه صحبت کردم. همان زمان که ایشان درباره شخصیت و نقش برایم توضیح میدادند، احساس کردم با نقشی جذاب و قابلتوجه مواجه هستم
پیش از آن نیز دو فیلم از آقای دانشی دیده بودم که هر دو دغدغههای اجتماعی داشتند و برایم قابل احترام بودند. همچنین میدانستم که بازیگران آثار ایشان معمولاً مورد توجه قرار گرفتهاند. مجموعه این عوامل باعث شد با وجود اینکه در آن مقطع تحت شیمیدرمانی بودم، تصمیم بگیرم پیشنهاد حضور در این پروژه را بپذیرم
روند فیلمبرداری و هماهنگی آن با دوران درمانتان به چه صورت بود؟
پس از پذیرفتن نقش، چند سکانس از من گرفته شد. مهرماه برای انجام شیمیدرمانی به خارج از کشور رفتم و پس از سه چهار روز بازگشتم و فیلمبرداری آغاز شد. صبح روز پنجم آبان فیلمبرداری به پایان رسید، همان شب بلیط پرواز گرفتم و روز هفتم آبان دوره جدید درمانم آغاز شد. بنابراین همزمان با رفتوآمد و روند درمانی، این پروژه را نیز پیش میبردم …


















































































