در این قسمت، شصتچی توسط یک گروه مسلح صربستانی ربوده میشود و در اتفاقی عجیب، به دلیل کشته شدن رئیس قبلی گروه یا یک اشتباه، او را به عنوان رهبر جدید باند معرفی میکنند. به این ترتیب، مسعود ناخواسته وارد دنیای خلافکاران میشود و در جایگاه رئیس یک باند، نقشه سرقت مسلحانه از بانک را دنبال میکند.
یکی از بخشهای قابل توجه این قسمت، ارجاع به سریال مشهور «فرار از زندان» و شخصیت مایکل اسکافیلد بود. تتوهای معروف اسکافیلد که در داستان «Prison Break» نقشی کلیدی داشت، اینبار دستمایه شوخی در «مرد سههزارچهره» قرار گرفته و نقشه سرقت از بانک به شکلی روی بدن شصتچی نمایش داده میشود. مهران مدیری پیش از این نیز در «در حاشیه» و از طریق شخصیت تیمور بینابینی، ارجاعاتی به همین سریال و تتوهای اسکافیلد داشته است.
با این حال، برخلاف قسمت نخست، قسمت دوم از نظر تعداد و کیفیت موقعیتهای کمدی و شوخیهای کلامی چندان پررنگ نبود. برخی ایدهها روی کاغذ میتوانند جذاب باشند، اما در اجرا آن تأثیر مورد انتظار را ندارند. شوخی مربوط به نقشه سرقت و تتو نیز با وجود ارجاع آشنا به «فرار از زندان»، نتوانست به یک موقعیت کمدی ماندگار تبدیل شود.
در کنار این مسائل، شاید بخشی از مسئله را باید خارج از خود سریال جستوجو کرد. مخاطب امروز در شرایطی متفاوت از زمان پخش مجموعههای قبلی مهران مدیری با «مرد سههزارچهره» روبهرو شده است. اتفاقات و فشارهای اجتماعی و اقتصادی یک سال اخیر، … …


































































































































































