آرمان امروز : امروزه مرز مشخصی بین نقد، انتقاد، تحریف و دروغ وجود ندارد و گاها هر چیزی را نقد به حساب می آوریم. در صورتی که نقد کردن دارای تعریف، آداب و شرایطی است که اگر رعایت نشود این مفهوم با سایر مفاهیم مشابه و نزدیک به آن یکی گرفته می شود و خطا در تحلیل و تفسیر را در پی خواهد داشت.
نقد و بیان آن از سنت هایی است که در آثار بسیاری از عالمان و حکمای قدیمی اهل فن و بیان نیز مورد اشاره و استفاده قرار گرفته است و آثاری در خصوص یا گیری آن نیز ارائه داده اند.
در تعریف نقد گفته شده است که اگر غیر از نکات منفی، نکات مثبت هر پدیده ای یا سخنی را نیز در نظر آوریم دست به نقد آن زده ایم. همچنین نقد و هدف از آن را اصلاح دانسته اند. در نقد، احوالات و غرض های شخصی وجود ندارد. به طور کلی می توان یک قضاوت منصفانه که در آن مزایا و معایب با یکدیگر دیده می شود. در نقد مستدل بودن لازم است.
اما اگر به «انتقاد» بخواهیم بپردازیم آن است که ویژگی های نقد را نداشته و در عوض به دنبال ایراد، بهانه جویی و عیب گرفتن است. در انتقاد بر نکات منفی تاکید می شود و هدف از آن را می توان عیب گرفتن دانست تا اصلاح و بهبود. در اینجا دیدن درد است تا ارائه درمان.
پس برای اهالی امور اجتماعی و سیاسی لازم است که به تفاوت های بین این دو توجه داشته باشند. برای مثال فرق است بین نقد به دولت و آن چه انتقاد از دولت خوانده می شود. نقد به دولت در پی آن است که نقاط قوت و ضعف را بیان و اصلاح ضعف ها را در پی داشته باشد. حال آن که انتقاد از دولت بدان معنی است که یک ضعف و نقصی در آن وجود دارد و در پی آن است که این ضعف ها را بیان کند بدون آن که هدف اصلاحی در پیش داشته باشد.
آن چه که در بسیاری از جاها به گوش می رسد نه نقد حرفه ای بلکه گاها برداشت های شخصی و نیت خوانی است که از سوی اهالی سیاست نسبت به یکدیگر … …



































































































































































