در جریان تحقیقات بازپرس ویژه قتل دستور بررسی دوربینهای اطراف خانه را صادر کرد. در یکی از تصاویر، زن جوانی دیده شد که کیسه زبالهای در دست داشت اما برخلاف روال معمول، آن را در سطل زباله نزدیک محل زندگیاش نینداخت و دو کوچه بالاتر رها کرد.
تحقیقات نشان داد این زن ۳۰ ساله، سارا، در همان ساختمانی زندگی میکرد که زهرا در آن سکونت داشت. او همراه مادرش در طبقه چهارم ساختمان زندگی میکرد. سارا درباره علت دور انداختن زباله در محل دیگری گفت همسایهها قبلا به آنها درباره زباله تذکر داده بودند و برای جلوگیری از اختلاف، کیسه را به سطل دورتری برده است. اما همسایهها این ادعا را رد کردند و گفتند هیچوقت چنین تذکری به سارا یا مادرش ندادهاند.
همین تناقض باعث شد بازجوییهای تخصصی از سارا ادامه پیدا کند و زن جوان سرانجام به قتل اعتراف کند. او گفت مدتی بود همراه مادرش در همسایگی زهرا زندگی میکرد و مقتول که زن تنهایی بود، گاهی برای انجام کارهایش از آنها کمک میگرفت.
سارا مدعی شد روز حادثه زهرا را در راهپله دیده و مقتول از گرفتگی کمرش گفته است. سارا پیشنهاد ماساژ داد و به خانه او رفت. به گفته خودش، پس از ماساژ زهرا به او پیشنهاد کرد … …





























































































