متن نامه علی امینی، برادر شهید رضا و عموی شهید امیرعلی امینی، شهدای جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، به شرح زیر است: «فيلم سينمايي مراقب را نديده ام ولي خبر انتخاب سركارعالي و دريافت جايزه ي بهترين بازيگر نقش اول زن در يكي از بخشهاي جشنواره ونيز را شنيدم و تصاوير آن را ديدم.
ما ايرانيان عادت داريم به افتخار كردن و باليدن به هموطنان موفق مان در سرتاسر دنيا. ريشه يابي اين رفتار در حوزه ي متخصصان علوم اجتماعي و جامعه شناسي است كه با بررسي ساختار اجتماعي و فرهنگي ما تحليل دقيقي ارائه دهند. اما شايد بتوان به زندگي جمعي، خونگرمي ذاتي و پیوند و قوام عاطفي خانوادگي به عنوان نهاد اصلي ساخت جامعه اشاره كرد كه موجب شده است اين نوع افتخارات و سربلندي ها داراي قابليت ضرب پذيري در آحاد جامعه شده و شعفي دسته جمعي را پديد آورد. پيام ديكته شده
آنچه حلقه ي اتصال بحث بالا با شماست، موضع دوگانه اي است كه اين روزها در جامعه نسبت به اين رخداد به وجود آمده كه برخي تشويق و گروهي نيز تقبيح مي كنند. به جرات مي توان بیان کرد که هردو سمت موضع گيري ها ابدا با نفس كسب اين مقام مرتبط نيستند، بلكه ناشي از فرايندي است كه از شركت فيلمي سفارشي به نام ايران تا روي سن رفتن هنرپيشه اي ايراني و خواندن پيامي ديكته شده از قبل طي شده است. عطف به بسياري از جوايز داده شده به سلف شما در جشنواره هاي خارجي در سالهاي پیشین نظير عنكبوت مقدس و ...، بدون ديدن فيلم هم مي توان فهميد كه اين جايزه نه به جهت کیفیت نقش آفريني تان در طول فيلم بلكه به جهت پيام نامربوطتان و صد البته بازی نخ نمای شما در دلسوزی برای زنان ایرانی داده شده است. خداوند روح مرحوم سمندريان عزيز را قرين آرامش نماید كه نبودند تا بازي ناشيانه ي تان در ريختن اشك مصنوعي روي سن را ببينند.
فانتزی مبتذل و دور از واقعیت
در روزگاري كه صداي ضجه ي مادران كودكان مظلوم مينابی، دختران ورزشکار لامرد، ناله ي همسران افسران رعنای ناو دنا ، مادران و خواهران شهداي جنگهاي دوازده روزه، رمضان و كودتاي دي ماه، مادران کودکان … …



































































































































































