هتاکیهای خداداد عزیزی و ترویج این ادبیات توسط زردنویسان مجازی موجب شده تا برخی تصور کنند که این پیشکسوت فوتبالی از مصونیت آهنین برخوردار است.
فوتبال برای خداداد عزیزی، اکنون نه به عنوان میدانی برای نمایش «جوانمردی و منش پهلوانی»، بلکه به پهنهای برای عربدهکشی و ترویج رفتارهای ضداخلاقی تغییر ماهیت داده است. این روزها، وقتی صحبت از عزیزی میشود کسی اسطورهای به یاد نخواهد آورد که روزگاری با آن گُلِ سرنوشتساز در ملبورن، رویای ۲۰ ساله یک ملت را به واقعیت بدل کرد، بلکه نام او با ادبیات «چالهمیدانی» و پرخاشگری گره خورده است؛ رفتارهایی که اکنون به خوراکِ اصلیِ فضای مجازی زرد و کلیکمحور تبدیل شده است.
اما چرا ستارهای که باید الگوی اخلاق باشد، مسیر «لاتمآبی» را برگزیده و چرا احکام فدراسیون در برابر این پیشکسوت فوتبال فقط یک تعارف معمولی است؟
برای پاسخ به این بحران، باید از لایه سطحی و تیپ شخصیتی خداداد عبور کرد، ادبیات چالهمیدانی در فوتبال ایران، یک پدیده اتفاقی و قارچگونه نیست؛ بلکه محصول سیستمی است که «جنجال» را «میانبری» برای رسیدن به اهداف میداند و برخی مدیران نیز برای دستاوردسازی و نتیجه گرفتن به استخدام چنین افرادی نیازمند هستند.
استخدام «جارچی» و «دادزن» برای تحت فشار قرار دادن داور، سازمان لیگ و حریفان یکی از راهبردهای نتیجهگیری … …























































































































































