سه شنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۳ / 18 June, 2024
مجله ویستا

دیپلماسی و اخلاق


دیپلماسی و اخلاق

ماجرای نسل کشی ارامنه که در سال ۱۹۱۵ توسط امپراتوری عثمانی صورت گرفت, امروز بهانه ی آمریکا برای اعمال فشار به ترکیه شده است نکته جالب توجه این جاست که از سال ۱۹۱۵ تا امروز آمریکا به خاطر متحد راهبردی خود ترکیه, از مطرح نمودن این نسل کشی خودداری نموده, به عبارت دیگر با استفاده از قدرت خود آن را وتو کرده است

کسی که تنها در گفتار جانب خلق انقلابی را بگیرد ولی در کردارش غیر از آن باشد یک انقلابی لفظی است. هرکس نه تنها در گفتار، بلکه در کردار هم جانب خلق انقلابی را بگیرد، انقلابی به تمام معنا است.

«مائو»

ماجرای نسل‌کشی ارامنه که در سال ۱۹۱۵ توسط امپراتوری عثمانی صورت گرفت، امروز بهانه‌ی آمریکا برای اعمال فشار به ترکیه شده است.

نکته جالب توجه این‌جاست که از سال ۱۹۱۵ تا امروز آمریکا به‌خاطر متحد راهبردی خود ترکیه، از مطرح نمودن این نسل‌کشی خودداری نموده، به‌عبارت دیگر با استفاده از قدرت خود آن را وتو کرده است. اما امروز چون دولت فعلی ترکیه حاضر نیست در بعضی از مسایل مثل همیشه گوش به فرمان آمریکا باشد، امپراتوری آمریکا مساله‌ی نسل‌کشی ارامنه را هم‌چون چماقی بالای سر ترک‌ها نگه داشته است. دل‌خوری آمریکا یکی مربوط به سیاست آمریکا در شروع جنگ دوم عراق و آمریکاست که به علت فشار افکار عمومی، ترکیه مانع استفاده‌ی آمریکا در حمله به عراق از خاک خود گردید و دیگر پیروزی اسلام‌گرایان در ترکیه بود که آن‌ها برای مهار تورم و بی‌کاری به روش‌های غیر سرمایه‌داری روی آوردند.

آمریکا در خاک ترکیه پایگاه دارد و ترکیه بابت آن از کمک‌های مالی و نظامی آمریکا بهره‌مند می‌شود. ارتش ترکیه مانند تمام ارتش‌های متحد یا بهتر بگوییم پادوی آمریکا چه از نظر اسلحه و چه آموزش، آمریکایی هستند. حکومت جدید ترکیه می‌خواهد تا آن‌جا که امکان دارد از این وابستگی بکاهد.

اهرم فشار دیگر آمریکا برای ترکیه، مخالفت با ورود او به اتحادیه‌ی اروپا است که «سارکوزی» رئیس جمهور فرانسه‌ی مورد حمایت آمریکا مخالف سرسخت آن است. از طرف دیگر تاروپود اقتصاد ترکیه آن‌چنان به غرب وابسته است که هرگونه تحریمی می‌تواند دولت را به شدت متزلزل کند.

اتحاد شوروی هم دیگر وجود ندارد که ترکیه یا هر کشور دیگر بتواند از آن برای حفظ موازنه‌ی خود در جنگل بی‌رحم دیپلماسی جهانی استفاده کند.

تاریخ نشان داده که دیپلماسی عملا با اخلاق سازگار نیست، چه بسا انقلابی‌ترین حکومت‌ها، زمانی مجبورند به خاطر مصالح سیاسی- اقتصادی برخلاف میل خود با ارتجاعی‌ترین حکومت‌ها هم‌پیمان شوند.

رهبران جنبش‌های انقلابی باید عمیقا ریشه در مردم داشته باشند و به موقع و با هوشیاری بتوانند از نیروها و جنبش‌های مترقی سراسر جهان استفاده کنند. یک دوست ویتنامی می‌گفت در جنگ ویتنام ما هم از کمک چین و هم شوروی استفاده می‌کردیم اما درعین حال سیاست مستقل خود را دنبال می‌نمودیم.

در کوبا زمانی که خائنی چون گوباچف به کاسترو گفت در روش‌های سیاسی- اقتصادی خود تجدید نظر کند، کاسترو با عصبانیت پاسخ داد که انقلاب با ارتش سرخ به کوبا نیامده که با بیرون رفتن آن تمام شود.

آن‌چه آمریکا و متحدان او را عذاب می‌دهد، این است که آن‌ها اتحاد شوروی و بلوک شرق را در آن‌سوی اقیانوس‌ها نابود کردند اما زورشان به کوبا در نود مایلی خود نمی‌رسد.

یک دوست کوبایی در مورد فروپاشی شوروی گفت: دولت و ملت خیلی وقت بود از هم جدا شده بودند.

«زیوگانف» رئیس حزب کمونیست روسیه، در یک سخن‌رانی بعد از فروپاشی گفت: بسیاری از رهبران حزب کمونیست از هیچ فساد و خیانتی خودداری نکردند و بعد از فروپاشی یک‌شبه دمکرات شدند!

دیپلماسی جهانی مانند مسابقه‌ی بوکس است که طرفین حق ندارند از کمر به پایین ضربه بزنند. اما زمانی که یک طرف رعایت نمی‌کند و داور مسابقه هم تذکر نمی‌دهد، طرف دیگر هم به‌ناچار با چنگ و دندان از خود دفاع می‌کند. به‌عبارت دیگر بر دیپلماسی جهانی قانون جنگل حاکم است نه اخلاق.

آمریکا اگر حکومت عثمانی را به نسل‌کشی ارامنه متهم می‌کند آیا حاضر است نسل‌‌کشی‌های خود را در اندونزی، شیلی، هیروشیما و امروز در عراق و افغانستان بپذیرد؟ چه کسی جرات دارد آن را مطرح کند؟ به قول «مائو» قدرت سیاسی از لوله‌ی تفنگ بیرون می‌آید!

منوچهر بصیر