یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

كاركنان خانه نشین


كاركنان خانه نشین

پیشرفت در حوزه تكنولوژی های نوین ارتباطی باعث شده كه امكان انتقال محیط كار به خانه فراهم شود و كودكان نیز به جای رفتن به مهدكودك ها زیر سایه والدین خود پرورش یابند

پیشرفت در حوزه تكنولوژی های نوین ارتباطی باعث شده كه امكان انتقال محیط كار به خانه فراهم شود و كودكان نیز به جای رفتن به مهدكودك ها زیر سایه والدین خود پرورش یابند. مطلب ذیل به چند نمونه كار در خانه اشاره كرده كه به اتفاق می خوانیم:

«مردیت كونا»، ساعتهای متمادی به عنوان مدیر كار می كرد و چون در طول روز، موفق نمی شد دخترش را ببیند، در تمام این سالها با گذاشتن پیامی روی در یخچال با وی ارتباط برقرار می كرد. وی با خود عهد و پیمان بست كه دیگر این معامله را با دختر پنج ساله اش تكرار نكند. وی خیلی زود از سمت خویش، روانكاو ارشد مركز پزشكی دانشگاه كالیفرنیا، كناره گیری كرد و به فكر پیداكردن كاری مناسب افتاد تا بتواند آن را درخانه انجام دهد.

بخت با «مردیت»، یار بود. با مدیر شركتی برخورد كرد و او از «مردیت» خواست تا به عنوان مسئول یك بنگاه كاریابی مشغول به كار شـود. طولی نكشید كه «مردیت»، رئیس موسسه ای شد با شمار زیادی ارباب رجوع و فهرست مفصلی از آگهیهای استخدام. نكته جالب این بود كه حالا «مردیت» می توانست درعین نظارت بر امور شركت، ناظر رشد دخترش هم باشد. «اندی» در ماشین كردن و دسته بندی نامه ها به مادرش یاری می كرد. وی ارزش كــار شاق، ادب و بردباری را زودتر از بچه های دیگر فراگرفت. «مردیت» می گوید: «كاركردن من در منزل، سبب شد كه من و «اندی» به هم نزدیك تر شویم و گمان می كنم به اندی كمك كرد تا شخصیتش هرچه سریع تر و نیكوتر شكل بگیرد. «جان»، همسر «مردیت» هم در این باره با وی كاملاً هم عقیده است.

«برنت ونیترز»، كسی است كه یك موسسه اینترنت را در روستای ژوبین اداره می كند. این موسسه در نزدیكی خانه «ونیترز» واقع شده و سه كارمند در آن مشغول به كارند. وانگهی، دو نفر برنامـه ریز رایانه هم از راه دور با او همكاری می كنند. این نخستین شركت نـــــرم افزار در آن دوروبر بود و به تدریج هواخواهان فراوانی یافت.

هرچند به «ونیترز» پیشنهاد شد تا كارش را در شهری بزرگ گسترش دهد، ولی وی نپذیرفت. موقعی كه دلیل این عملش را جویا شـــدنـــد، درحالی كه مشغول تماشای جست و خیز دو پسرش بود، اظهار داشت: «من می توانم با پسرانم بازی كنم و در عرض ۳۰ ثانیه مجدداً به سركارم بازگردم. هر روز برایم امكان دارد كه با همسرم ناهار بخورم. خب، منظور بشر از تلاش و دوندگی، تنها آسایش خانواده است. ببینید، بسیاری از بچه ها از این شانس برخوردار نیستند كه پدر و مادرشان هر دو در منزل كار كنند، لیكن بچه های من از این امتیاز برخــــوردارنــد. چرا از این موقعیت بی نصیبشان سازم؟

«كاترا» و «ونیترز»، دو تن از چهارده میلیون آمریكایی اند كه از دشواریهای اشتغال بیرون، به درون خانه پناه آورده اند. كارشناسان بر این باورند كه عمده ترین استدلال آنان برای این عمل آن است كه با چنین تصمیمی، قادرند مدت زمان فزون تری را در كنار خــــــانـواده هایشان بسر برند. برپایه بررسیهای «بنیاد ملی صاحبان مشاغل زنان» افزون بر چهار پنجم این گونه اشخاص، اصلاً تصمیم ندارند كه این وضعیت شغلی را دگرگون سازند. به گفته «شارون مهادری»، كارشناس ارشد سازمان یادشده: «ایشان كاركردن درخانه را به منزله بخشی از زندگی خـویش و یك راهكار درازمدت شغلی برگزیده اند». ولی به راستی چه عاملی باعث رشد فزاینده اشتیاق مردم به كارهایی از این دست می گردد؟

«موری وایدن بام»، رئیس مركز پژوهشهای شغلی آمریكا در دانشگاه واشنگتن را عقیده بر این است كه: «فناوری نوین و دگرسانی فرهنگ كار، علل این امر شمرده می شوند». رایانه های شخصی، شبكه اینترنت، تلفن و پیام نگار، پست الكترونیكی، امكان رقابت با كاركنان اداری را به صاحبان مشاغل خانگی می دهد. مطابق بررسیهایی كه در سال ۱۹۹۶ به وسیله موسسه «بنیاد ملی صاحبان مشاغل زنان» صورت گرفت، ۷۳% كاركنان خانگی، رایانه شخصی دارند، ۷۵% آنان مودم و ۶۲% شان دارای دستگاه نمابر (فاكس) هستند، یك پنجم آنها خطوط تلفن پرداخت از مقصد دارند و نیمی از خطوط تلفن مكالمه چندنفره برخوردارند. دیگر كسی نیست كه از كاركردن در خانه اش خجالت بكشد.

«كانی كولتن»، خیاط و سخنگوی مشاغل همگانی در سانتی كالیف، هم زمان با پرورش فرزندانش، كارگاه خیاطی خانگی اش را هم گسترش داد. وی در این مورد می گوید: «من نوارهای كاستی را كه بر رویشان سروصدای كارگاه خیاطی ضبط شده بود، می خریدم. در این صورت مشتریانم نمی فهمیدند كه من در خانه شخصی ام كار می كنم. لیكن امروز دیگر دست به چنین عملی نمی زنم. كارگاه كنونی ام، پیامد سالها كار داخل خانه است.

ارزشهای خانواده مرتباً درحال تغییر و تحول است، «دیانا هولمن»، یكی از مسئولان شركت «ومن ترند» در واشنگتن كه گرایشات ناصحیح زنان در اجتماع را موردبررسی قرار می دهد، بر این باورست بسیاری از افرادی كه بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۱ چشم به جهان گشوده اند، مصممانه بر آن شده اند كه فرزندانشان را با روشی غیر از شیوه تربیت خودشان، بارآورند. وی می افزاید: «روزگار تنهاماندن بچه ها درخانه، دیگر پایان یافته است و درحال حاضر والدین، كارشان را به منازلشان انتقال داده اند. این عمل آنها، گام موثری در ارتقا ذهنی فرزندانشان محسوب می گردد».

«آنتیابلر» در یك گردهمایی مربوط به زنان می گوید: «با انجام كارهای اداری در خانه، ما زندگیمان را بیشتر مهار می كنیم و می توانیم فرزندانمان را آنگونه كه خودمان مایلیم، پرورش دهیم».

«سوزان پیس»، موسس یك دفتر ارتباط تصویری (گرافیك) پررونق می گوید: «من كارم را تا موقعی كه پسرم كوین ۱۲ ساله بود، به خانه منتقل كردم. با این عمل، تدریجاً به وی آموختم كه چطور در زندگی مرد خوبی باشد. چنانچه در مكانی جز منزل، از ساعت ۹ بامداد تا ۱۷ كار می كردم، قادر نبودم درس زندگانی به وی بیاموزم. مؤدب بودن، سرموقع حضور یافتن، اشتباهات خویشتن را پذیرفتن، تصحیح خطاها و.... تمام این موارد را كوین صرفاً از راه دقت در كاركردن من فراگرفت.

تاچندی پیش، بحران كار و خانواده، مشكل جدیدی به نظر می آمد، درحالی كه در قرن نوزدهم راه حل آن در آمریكا موجود بوده است. قبل از پیدایش امریكا اغلب مغازه ها و دفتر كارهای اداری (حتی دفاتر حقوقی) جنب خانه یا در طبقه نخست آن دایر می شدند. عموماً مغازه ها در طبقه زیرین خانه، در نزدیكی خانواده واقع بودند.

بدین ترتیب افراد خانواده می توانستند ساعات بیشتری را در كنار هم بگذرانند. برای خیلی از پدران ومادرانی كه كاركردن در خانه را برگزیده اند، امروزه این آیین باستانی، جاذبه ویژه ای دارد.

«كارن» تا چند سال پیش، یك معلم مدرسه بود كه تابستانها در یك شركت تولید لوازم آرایش فعالیت داشت. درهمین شركت بود كه برای نخستین بار با «كتی» آشنا گردید. آن دو خیلی زود با همدیگر از در دوستی درآمدند و تصمیم عظیمی گرفتند.

در ۱۹۹۱ آنان یك دفتر بازاریابی تلفنی خاص فروشگاههای لوازم آرایشی بنیــــاد نهادند. هریك، اتاقهایی از خانه شان را همچون مهدكودكی كوچك، مرتب كردند. برخی روزها، «كتی» بچه هایش را به منزل «كارن» می برد. چهار سال بعد فروش سالیانه ایشان از مرز یك میلیون دلار فراتر رفت. آنها تدریجاً كارشان را گسترش دادند و مادران جوانی مانند خودشان را كه میل داشتند داخل خانه هایشان به كار پردازند، به كار گماردند.

تمام خانه ها توسط خطوط الكترونیكی به هم وصل بودند و یك مركز تلفن واقعی را ایجاد كردند. اندك اندك شمار كاركنان به ۳۷ تن رسید و درضمن فروش سالانه شان به ۱۰ میلیون دلار بالغ شد. تا سال ۱۹۹۷، «كتی» و «كارن»، خانه ای در مجاورت خودشان اجاره كردند و آن را به اداره ای بدل ساختند. «تام» و «هیلتون»، همسران كتی و كارن از سمت تمام وقتشان كناره گرفتند و به اتفاق كارن و كتی در منزل به كار پرداختند. كتی اظهار می دارد: «از اینكه در تمامی این سالها در جوار فرزندانم بودم، برایم بسی ارزنده است. مشاهده كاركردن من هم برای آنها ارزشمندست. زیرا كارآمدترشان كرده است». كارن هم می گوید: «به یاد بسپارید كه فرزندان ما، مهمترین میراثمان شمرده می شوند».

«سوزان وارن» كه مؤلف دفترچه های راهنمای فنی برای شركتهای رایانه ای است در خانه اش مشغول كارست. او اعتقاد دارد این كار به همه چیز می ارزد. دیگر وقتش را در مسیر خانه و محل كار تلف نمی كند و می تواند مـــدت زمـان بیشتری را در كنار دختر سه ساله اش سپری سازد. به قول او: «چنانچه رخدادی، روی بدهد، به عنوان مثال فردی از اعضـــــای خانواده ام بیمار گردد، آن وقت می توانم به سادگی به آن رسیدگی كنم. چرا هفته ای افزون بر چهل ساعت برای كس دیگری كار كنم در حالی كه می توانم شغل شخصی داشته و از حق انتخاب برخوردار باشم آن هم درست زمانی كه دخترم به من نیاز دارد؟! بدون تردید كاركردن در خانه چندان ساده نیست لكن امروزه عده زیادی از شهروندان آمریكایی این موضوع را از خود می پرسند و به كاركنان خانگی اضافه می شوند».

منبع: READER’S DIGEST

مترجم: امیر دیوانی