جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

مقدمه ای برفرشبافی در هند


مقدمه ای برفرشبافی در هند

تا قبل از نیمه اول قرن ۱۶ میلادی فرشبافی بصورت قالی های پرزدار در این سرزمین تحت تسلط مغول رایج نبود دلیل آنرا می توان هوای گرم حاری این سرزمین و همین طور عدم وجود الزامات مصرفی و تولیدی این پدیده دانست

● تمدن و هنر هندی در یک نگاه

شبه قاره هند سرزمینی است با تمدنی بسیار قدیمی و هنری بسیار غنی كه به سرزمین عجایب معروف است. این هنر تمدن همزمان با تمدن های مصری، سومری، آشوری، كلدانی، ایرانی، یونانی ایجاد گردیده است كه در بعضی از شاخه ها نیز وجوه مشتركی با این تمدن ها نیز داشته و از هزاره سوم قبل از میلاد قابل بررسی می باشد.

این تمدن، بیشتر در اطراف بخش علیای دره سند( Indus Valley Civiliztion ) مربوط به سه هزار سال پیش از میلاد متمركز بوده و مناطق موهنجودارو و هاراپا در پاكستان امروزی از مناطق اصلی گسترش این فرهنگ بودند. اخیراً هم مراكز مهم دیگری در این فرهنگ در كالیبانگان واقع در هند و نزدیكی كراچی در پاكستان دیده شده است.

در كاوشهای بومی نام برده تمدنهایی بسیار عظیم و خوش ساخت را شاهد هستیم. معماری پیشرفته ، تندیسهایی زیبا ، مهرهایی حكاكی شده وجواهراتی زیبا وكتابی به نام ریگ ودا معروف به انجیل هند مربوط به۱۰۰۰ سال ق.م. اطلاعات بسیار خوبی را به محقق معرفی می نماید.

یكی از منحصر ترین انواع معماری، حفر معابد بزرگ در دل سنگهای یك پارچه است.در این معابد بخوبی سنت های تصویر سازی هندی را میتوان ارزیابی وشناخت .سنتهاس تصویری که بعدا با امیخته شدن با یافته های نگارگری ایرانی عصر طلایی فرش هند را رقم میزنند. از دیگر ابتكارات هنرمندان هندی استفاده از قوسهای نعل اسبی و طاق های افقی است و از دیگر موارد لازم به ذكر استفاده بجا و پر حجم از مجسمه های زیبا در این معابد است.

عصر گوپتا(Gupta ) یعنی قرون دوم تا چهارم میلادی عصر طلایی هنر هند است و در ادامه شاهد تحولات عظیمی در هنر هند هستیم . از قرن دوازدهم به بعدتاثیرات تمدن اسلامی برهنر شروع می شود . اوج این تحولات در قرون ۱۶-۱۷ در دوره شاهان گوركانی ویا حكومت مغولان تیموری است .

در این زمینه بوجود آمدن سبك راجپوت (Rajput ) در نقاشی و سبك فرشبافی ایرانی در هند ، ساخت بنای عظیم و زیبای تاج محل، بنایی با شكوه و مرمرین كه به دستور شاه جهان به عنوان مقبره همسرش ساخته شد ، از شاخصه های این عصر هستند. البته اشکارا این تحولات به كمك هنر مندان ایرانی در دوره گوركانی به انجام می رسد. ذكر فلسفه و استتیک و جهان بینی هنرمند هنر هندی از مجال این مقاله خارج بوده و فرصتی دیگر را طلب می نماید.

شبه قاره هند به لحاظ جغرافیایی، فقط از جانب شمال به خشكی قاره آسیا وصل بوده و در كل در جنوب آسیا و شمال اقیانوس هند و جنوب غربی چین و شرق پاكستان ،۵۹۰/۲۸۷/۳ كیلومتر وسعت دارد. از همین دروازه شمالی بود كه دو دوره های تاریخی مختلف تمدن هند رشد نمود و هم مورد تاخت و تاز مهاجمان و غارتگران فرهنگ و منابع طبیعی قرار گرفت. هنر هند را در كل هنری مذهبی و آیینی و سرشار از تأثیرات طبیعت می توان عرض یابی نمود. این هنر قبل ازتاثیركشورهای مغرب زمین در قرن ۱۸، هنری كاملا در خدمت مذهب بود و خدایان آیین های مختلف از عناصر اصلی این هنر است .

می توان گفت هیچ سرزمینی به اندازه هند و آیین های و مسلك های مختلف مذهبی بهره نبرده است . هنرمند هندی با رعایت اصول و قواعد اصلی بومی ، بیشترین آثار هنری دنیا را به لحاظ تعدادآثار خلق شده داشته است.صادرات در هند چیز جدیدی نیست ومیان دربارهای هندی وروم باستان روابط تجاری فراوانی وجودداشته است ،که شامل بافته های مرغوب ،پارچه های نازک تورمانند معروف به "muslin" وپارچه های پنبه ای ، عاج ، ،سنگ های قیمتی و...بوده است .صادرات پارچه در هند براساس ثبتیات جغرافی دان یونانی استرابوStrabo (۶۳ق.م تا ۲۰ ب.م) ومنبعی نوشته شده در قرن اول میلادی به نام Priplos ، گجرات را به عنوان یک مرکز مهم تولید وصادرات پارچه معرفی میکنند.

یافته های موهنجو دارو تکنولوژی پیشرفته ای از رنگرزی دندانه ای را نشان میدهد که از هزاره دوم قبل از میلاد در هند شناخته شده بود.همچنین استفاده از چاپ قالبی در هند به ۳۰۰۰قبل از میلاد برمیگردد که مورخان، هند را خانه اصلی چاپ پارچه قلمداد کرده اند .صادرات پارچه به چین در چهارصده قبل از میلاد محرز شده است (Robinson,Stuart- A history of printed textiles).

● « تاریخچه فرشبافی در هند »

تا قبل از نیمه اول قرن ۱۶ میلادی فرشبافی بصورت قالی های پرزدار در این سرزمین تحت تسلط مغول رایج نبود( دلیل آنرا می توان هوای گرم حاری این سرزمین و همین طور عدم وجود الزامات مصرفی و تولیدی این پدیده دانست ) .

البته بر اساس نوشته های بودایی کف پوشهای پشمی در شناخته شده بودند وبکار میرفتند ومنابع موید این مورد درادبیات قرون میانه هند کمیاب نیستند. نوعی کفپوش بنام Dhurrie که اغلب توسط افراد مستمند به عنوان کفپوش بکار میرفت هم اکنون در سراسر جهان شناخته شده واکنون به عنوان زیرانداز فرشهای نفیس ویا تشک ها بکار میرود .

از اقسام معروف ان میتوان به ۰۳۹;Jamkhana۰۳۹; از Navalgund (Karnataka) اشاره کرد که طرحهای هندسی با خطوط حاشیه ای باریک دارندوبا نقوش گیاهی در حاشیه و نقش یک حیوان ویا گل در وسط تزئین شده اند .

مردمان هیماشال Himachal و کشمیر Kashmirاز پشم گوسفند ویا موی بز نمد تولید می کنند که اغلب در مایه های رنگی کرم دیده میشوندوپس از تولید با رنگهای درخشان سوزن دوزی می شوند. تزئینات آنان را اغلب خطوط راه راه راست خطی تشکیل داده ودر ابعاد متفاوتی تولید می شوند .قالین های کشمیری بسیار معروفتر ومشهورترند.

تزئینات انها تحت نفوذ تزئینات شال های کشمیری طراحی شده است . از جمله سایر بافته های هندی فرشهای پنبه ای اگرا و میرزاپور اوتارپرادش Agra & Mirzapur Uttar Pradesh)) و Warrangal از (Andhra Pradesh) ، فرشهای پرز دار Walajpet (Tamil Nadu) وفرشهای تبتی Darjeeling با نقشمایه های خاص اژدهایشان قابل ذکرند .

قالی بافی در هند شروعی بسیار دیرهنگام داشته و شواهد موجود نشان دهنده این مسئله است كه ایجاد فرهنگ تولیدی هنر- صنعت انواع فرشهای منسوج از فلات ایران به هند منتقل گردیده است. در زمان حكومت تیموریان و سلجوقیان و در ادامه حكومت صفویه در ایران و در زمان حكومت سلسله پادشاهان گوركانی و یا پادشاهان مغول سرزمین هند این هنر صنعت در هند رشد نمود. این دوران شامل پنج دوره حکومت پادشاهی است :

۱) بابر شاه (۱۵۳۰ ـ ۱۵۲۵)

۲) همایون شاه (۱۵۵۵ ـ ۱۵۳۰)

۳) اكبرشاه (۱۶۰۵ ـ ۱۵۵۶)

۴) جهانگیر شاه (۱۶۱۷ ـ ۱۶۰۵)

۵) شاه جهان (۱۶۵۸ ـ ۱۶۲۸)

در این دوره ها خواهیم دید که چگونه هنر فرش بافی بعنوان یكی از هنرهای وارداتی به هند قابل بررسی است . فرش هند هنوز هم از طرح های متنوع خاص هنرمندان ایرانی بهره می برد كه در مواردی بعد از گذشت زمان و با اندک تغییراتی که طراحان هندی اعمال کرده اند، می توان بعضی از آنها را هندی و كشمیری و ... ارزیابی كرد . البته بافته های روستایی از قبیل گلیم و...از سلسله گوركانیان در این سرزمین قابل بررسی است و وجود داشته است.

۱) دوران پادشاهی بابر و همایون

اولین شاه این سلسله بابر فردی ترك ـ مغول بود که همزمان با حكومت تیموریان در هرات در سال ۱۵۲۵ م برابر با ۹۳۲ هـ.ق به هند حمله ور شد و در بهار سال ۱۵۲۶ م در جنگی معروف به جنگ پانیپات بر سلطان دهلی پیروز شد. این سلسله را با نام موغال یا مونگول نیز می شاسند. در رابطه با فرش بافی در دوره بابر باید گفت كه فرشها كاملاً ایرانی بود و بیشتردر هرات بافته می شد.

سرسلسله گوركانیان یعنی بابرشاه در سال ۱۵۳۰ م درگذشت و از اقدامات او می توان ساخت باغات بزرگ در آسیای مركزی و كابل كه تداعی كننده باغهای بهشتی بود، نام برد. این باغات بعداً الهام بخش بافندگان فرش هندی و طراحان فرش در این سرزمین بوده است . بابرشاه بسیار هنر دوست بود و با گردآوری نقاشی های مكتب هرات و از جمله آنها نقاشی های استاد بهزاد تصمیم استفاده آنرا در فرش هند داشت. پسر بابر همایون عشق پدر را عملی نمود.

همایون كه با شورش های محلی بعد از مرگ پدر درگیر بود در سال ۱۵۴۳ برابر با ۹۵۰ هـ. ق به ایران گریخت و در دربار شاه طهماسب صفوی در قزوین پناهنده شد و در بازگشت از ایران به هند سوغات فرشبافی حرفه ای صفویان را به هند برد. به همراهی همایون طراحان و بافندگان حرفه ای به هند عظیمت نمودند تا به هنرمندان هندی این هنر را بیاموزند.

خصوصیات فرشهای دوران همایون را می توان به سرسبز بودن آنها و تجلی رنگ سبز بعنوان یك رنگ غالب نام برد و برای مثال در طرحهای قالیچه ای میتوان به قالیچه های سجاده ای در قرن ۱۶ م۰ نام برد كه با گلهایی بزرگ و طبیعتگرایانه تزئین شده با شكوفه های گل همیشه بهار در زمینه پر شده بود و در فرش دیگر یك گلدان بزرگ در زمینه و گلهای زیبا در حاشیه نام برد. این فرشها در رنگ بندی كاملاً ایرانی اند.

۲) اكبرشاه(۱۶۰۵ ـ ۱۵۵۶)

در دوره بعد یعنی دوران پادشاهی اكبرشاه اولین دار های اختصاصی درباری در هند شكل گرفت و طراحی این فرش ها را دو تن از شاگردان استاد بهزاد و سلطان محمد به نام های میرسیدعلی و عبدالصمد هدایت می كردند و می كشیدند. این دو طراح همراه همایون در سال ۱۵۴۴ به هند برده شدند.

اكبرشاه نیزدر مدت پادشاهی یعنی سالهای (۱۶۰۵ ـ ۱۵۵۶) به مدت ۱۵ سال در ایران نزد شاه طهماسب صفوی در تبعید به سر برد. اكبرشاه پسر بزرگ بابر بود و در این دوران با توجه به هنردوست بودن و هنرمند بودن اكبرشاه بسیار درخشش داشت و برای پیشرفت فرشبافی زحمات زیادی از جانب هنرمندان و بافندگان ایرانی كشیده شد. بیشتر فرشها در شهرهای لاهور و اگره یا اگرا و فاتح پورسیگری تولید می شده.

در این مورد ابوالفضل مورخ می نویسد كه "اكبرشاه باعث شد كه در هند انواع مختلف قالی های مرغوب و خوش نقش با ظرافت بالا تولید گردد". شاهكارهای بسیاری بوجود می آمد كه در كل از این فرشها و نقوش آنهامشخص است كه فرش هند به شدت تحت تأثیر نفوذ هنرمندان ایرانی قرار داشته است.

به عنوان نمونه طرح قالی موزه بوستون دارای نقوش حیوانات اهلی و وحشی و اسطورهای و افسانه ای است و بنظر میرسد ا لهام گرفته شده از کار نگارگری ایرانی در نیمه اول قرن۱۷ میلادی باشد كه توسط عبدالصمد در ۱۵۹۶ کشیده شده و مربوط به مرقع خمسه نظامی موجود درکتابخانه ملی لندن است که در ابعاد ۵*۸ فوت بافته شده است .

مقایسه متن فرش با نسخه مینیاتور بخوبی نحوه تاثیرگیری از نقاشی در فرش رانشان میدهد . فارغ از نفوذ اثرات تمایلات ناتورالیستی هندو ها در هر دو اثر و شمایلات وموجودات فرهنگ بومی منطقه زاویه دید خاص نگارگری ایرانی ،نحوه چرخش رنگها در سطح کار،و نحوه چیدمان پرسونژها در صحنه همگی ایرانی اند.

در متن موتیفهای گرفت وگیر و شكار و اشكال مخصوص به هند شامل گاو وفیل واین نكه قابل توجه است كه در فرش ایران این عناصر وجود ندارد ،اما با اینحال فرش همان فضای شکارگاههای ایرانیرا درما برمی انگیزد .

انچه در این جا جالب توجه است ،نحوه درونی کردن تاثیرات یک فرهنگ خارجی است وبنظر میرسد که هندی ها هوشمندانه امکانات بصری نقاشی ایرانی را با فضای تمثیلی خود امیخته وبه نتایج جالبی در حوزه نقاشی وطراحی فرش رسیده اند.

هر چند تاثیرات فرهنگ ایرانی بسیار پررنگ است اما این بیشتر به دلیل نزدیکی سنت های تصویری است که نمونه های ان را می توان در غار های اجانتایی یافت .البته امروزه شاهد ان هستیم که همین فرایند در مورد سایر مناطق فرشبافی در هند صورت میگیرد اما هیچگاه نتایج بدست امده اینگونه جذاب وتماشایی نشده اند.

۳) جهانگیر شاه (۱۶۱۷ ـ ۱۶۰۵)

سالهای (۱۶۲۷ ـ ۱۶۰۵) چهارمین دوره توسط جهانگیر آغاز گردید و در دهه (۱۶۲۰) او به كشمیر سفری داشت و گفته شده جهانگیر بسیار به نقوش شرق ایران همانند هرات و كشمیر و مشهد علاقه مند بود و شیفته گلهای این مناطق بود، شاید بصورت قاطع بشود گفت بهترین فرشهای دوره مغول در هند در دوره جهانگیر یعنی قرن ۱۷ م بوده است . نقوش فرشهای این دوره بسیار متین و زیبا بود و قطعاً برداشتی درست از فرشهای شرقی ایران بوده است. فرش هایی در زمینه بارنگ قرمز مایل به آبی كه با قرمز دانه رنگرزی می شده است و با قرمز قهوه ای و حاشیه آبی.

منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. Stone, Peter. The Oriental Rug Lexicon. (Seattle, University of Washington Press, ۱۹۹۷). page ۹.

۲. Bailey, Julia. Personal telephone communication, August ۱۹۹۷

۳. Walker, Daniel. Personal telephone communication, August ۱۹۹۷

۴. Walker, Daniel. Flowers Underfoot. (New York, Metropolitan Museum of Art, ۱۹۹۷) p. ۱۶۳-۱۶۴

۵. ۱۹۰۵-۱۹۰۶ One Hundred Carpet Designs from Various Parts of India, The Journal of Indian Art. London.

۶.Chattopadhaya,Kamaladevi ,۱۹۶۹ Carpets of India and Floor Coverings. Taraporevala, Bombay.

۷.Cohen,Steven .۱۹۸۲ The Unappreciated Dhurrie: A Study of the Traditional Flatweave Carpets of India. David Black Oriental Carpets, London.

۸.Das, Syamali Dimand, M. S. and Jean Mailey

۱۹۷۳ Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art. The Metropolitan Museum of Art, New York.

۹.Eiland, Murray L. ۱۹۷۹ Chinese and Exotic Rugs. Boston.

۱۰.Ellis, Grant Charles .۱۹۸۸ Oriental Carpets in the Philadelphia Museum of Art. Unive

۱۱. Andrews, Frederick H. ۱۹۸۲ Mughal Carpets, Marg. ۳۵/۲, Bombay.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.