دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 22 October, 2018

استان گلستان


استان گلستان
استان گلستان یكی از استان‌های نوبنیاد اما با پیشینه‌ی تاریخی ایران است كه طبیعت چشم‌نواز آن، مردمانی با زبان و فرهنگ گوناگون را در خود جای داده است. این استان تا سال ۱۳۷۶ بخشی از استان مازندران بود، اما در آن سال به صورت استانی مستقل درآمد و شهرستان گرگان به عنوان مركز آن برگزیده شد. این استان با پهناوری۷/۲۰۴۶۰ كیلومتر مربع، از شمال به كشور تركمنستان، از جنوب به استان سمنان، از غرب به استان مازندران و از شرق به استان خراسان شمالی می‌رسد. یش از ۵/۱ میلیون نفر در این استان زندگی می‌كنند كه بیش‌تر آنان كشاورز‌ند.
● جغرافیا و آب و هوا
استان گلستان بین ۳۵ درجه و ۴۷ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۸ دقیقه‌ی عرض شمالی و ۵۳ درجه و ۳۰ دقیق تا ۵۶ درجه و ۱۰ دقیقه‌ی طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ جای گرفته است. این استان به دلیل جایگاه جغرافیایی ویژه‌ی خود از آب‌ و هوای گوناگونی برخورداد است. بخشی از رشته كوه البرز شرقی از غرب به سوی شرق استان كشیده شده كه گرایش زیادی به سوی شمال شرقی دارد و رفته‌رفته از بلندی كوه‌های آن كاسته می‌شود. شاهوار با بلندی ۳۳۲۰ متر از سطح دریا، كه بلندترین قله‌ی استان است، در جنوب غربی استان جای دارد. در پایه این بلندی‌ها، به‌ویژه در جنوب و شرق استان، كوهپایه‌هایی از رسوب‌های دانه ریز و دانه درشت دیده می شود كه سفره‌های آب زیرزمینی فراوانی را در خود دارند و به صورت چاه و قنات از آن‌ها بهره‌برداری می‌شود.
بخش زیادی از پهنه‌ی استان گلستان به صورت جلگه است. در بخش جلگه‌ای دو گونه آب و هوا دیده می‌شود. بیش از ۳/۲ این جلگه آب و هوای خشك و نیمه خشك دارد كه هر چه به سوی شمال و مرز تركمنستان نزدیك می‌شویم بر خشكی آن افزوده می‌شود. ۳/۱ دیگر، كه مانند نواری سبز بین بخش كوهستانی در جنوب و بخش خشك و نیمه‌خشك در شمال جای گرفته است، آب و هوای معتدلی دارد و از نظر كشاورزی بسیار پر بازده است. بیش‌تر شهرها و روستاهای استان نیز در این ناحیه‌ی سرسبز جای گرفته‌اند.
دو توده‌ی هوا در تعیین آب و هوای استان نقش مهمی دارند. توده‌ی شمالی از سیبری به استان وارد می‌شود و طی پاییز و زمستان با ریزش برف در بلندی‌های جنوبی و باران در كوه‌پایه‌ها و نوار معتدل میانی همراه می‌شود. توده‌ی دیگر، توده‌ی غربی از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه سرچشمه می‌گیرد و در زمستان به بارندگی و در تابستان به افزایش رطوبت و شرجی شدن هوای استان می‌انجامد. بنابراین، بیش‌ترین بارندگی در ماه‌های زمستان و كم‌ترین آن در ماه‌های تابستان دیده می شود. با این همه، نیمه‌ی شمالی استان، بخش نیمه‌خشك و خشك، از كم‌ترین بارندگی بهره‌مند است و به دلیل تبخیر زیاد آب، زمین‌های شور و كم‌بازده نیز بسیار دارد.
● آب‌های استان
میزان بارندگی در استان گلستان هر چند از دو استان شمالی مازندران و گیلان كم‌تر است، اما نسبت به استان‌ها دیگر بسیار بهتر است و میانگین بارش سالانه‌ی آن ۳ برابر میانگین بارش سالانه كشور است. مجموع حجم آب‌های سطحی و زیرزمینی استان بیش از ۲۴۰۰ میلیون متر مكعب است كه ۵۲ درصد آن را آب‌های سطحی و ۴۸ درصد آن را آب‌های زیرزمینی تشكیل می‌دهند. آب‌ها سطحی در بیش از ۴۰ شاخه رود جاری هستند كه بیش‌تر آن‌ها از جنوب به شمال و از شرق به غرب جریان دارند. رود اترك، گرگان‌رود و رود قره‌سو، سه رود مهم استان گلستان هستند.
۱) رود اترك: این رود از كوه‌های هزارمسجد خراسان سرچشمه می‌گیرد و نزدیك ۱۲۰ كیلومتر آن، مرز آبی ایران
و تركمنستان را می‌سازد. این رود سرانجام در خلیج حسین‌قلی به دریای خزر می‌ریزد.
۲) گرگان‌رود
این رود از دامنه‌های شمالی البرز شرقی و دامنه‌های غربی بلندی‌های خراسان سرچشمه می‌گیرد و پس از گذشتن از شهرهای گنبد كاووس و آق‌قلا، در غرب روستای خواجه‌نفس با تشكیل دلتای بزرگی به دریای خزر می‌ریزد. رودهای كوچك زیادی، مانند زاو، دوغ، تیل‌آباد، رامیان و محمدآباد، به گرگان‌رود می‌پیوندند و آن را رود بزرگی می‌سازند. تا كنون سد‌های وشمگیر(گرگان) و گلستان ۱ و ۲، كه هر سه از گونه‌ی سدهای خاكی هستند، روی این رود و شاخه‌های آن ساخته شده است كه در بهبود كشاورزی استان سودمند بوده‌اند.
۳) رود قره‌سو:
این رود از كوه‌های النگ در كوه‌های البرز شرقی سرچشمه می‌گیرد و رودهای نومل، زیارت، گرماب‌دشت، ناهارخوران و چند رود كوچك دیگر به آن می‌پیوندند و سرانجام به خلیج گرگان می‌ریزد.
استان گلستان به دلیل بارندگی مناسب از سفره‌های آب زیرزمینی سرشاری بهره‌مند است. این آب‌ها را از راه چاه و قنات به سطح زمین می‌آورند یا خود به صورت چشمه به بیرون راه پیدا می‌كنند. نزدیك ۴ هزار چاه عمیق، ۱۰ هزار چاه نیمه‌عمیق، بیش از ۲۶۰ قنات و ۳۸۴ چشمه در استان وجود دارد كه از آب آن‌ها برای كشاورزی، پرروش ماهی و آب نوشیدنی شهرها و روستاهای استان بهره‌برداری می‌شود. از ۳ تالاب مهم استان، تالاب آلماگل، تالاب آجی‌گل و تالاب آلاگل نیز در زمان پرآبی برای كشاورزی و پروش ماهی بهره‌برداری می‌شود.
● كشاورزی و دام‌پروری
استان گلستان بیش از ۶۰۰ هزار هكتار زمین، آبی و دیم، زیر كشت دارد. گندم، جو، پنبه و آفتاب‌گردان از فراورده‌های كشاورزی اصلی این استان است. بیش از۵۰ درصد از پنبه‌ و ۱۰ درصد گندم كشور از این استان به دست می‌آید. در سال كشاورزی ۸۳-۱۳۸۲ یك میلیون و دویست هزار تن گندم در استان برداشت شد. برنج، سویا، بادام‌زمینی، سبزی‌ها، به‌ویژه خیار و كاهو، كلزا، زیتون و دیگر دانه‌های روغنی نیز در استان كشت می‌شود. بیش از ۴۰ در صد دانه‌های روغنی كشور از زمین‌های این استان به دست می‌آید و از این نظر رتبه‌ی نخست را در كشور دارد.
دامپروری هم به روش دیرین و هم به روش نوین انجام می‌شود. این استان دارای سرزمین‌های ییلاقی و قشلاقی مناسبی است ییلاق‌ها در بخش‌های كوهستانی جنوب استان و قشلاق‌ها در بخش‌های شمال و شمال شرقی هستند. طایفه‌های كرد بیش‌ترین كوچ‌رونده‌های استان را می‌سازند كه بیش‌تر آن‌ها از استان خراسان هستند. آن‌ها همراه با دام‌داران سمنان و شاهرود قشلاق خود را در شهرستان‌های گنبد كاووس و كلاله می‌گذرانند. بخش اندكی از تركمن‌های استان نیز شیوه‌ی كوچ‌نشینی گذشتگان خود را نگه‌داشته‌اند و در چادرهایی به نام آلاچیق زندگی می‌كنند. این كوچ‌نشینان از دو طایفه‌ی بزرگ تركمن هستند: گوكلان‌ها كه در شرق گنبد تا مرز خراسان شمالی و یموت‌ها كه در غرب گنبد كاووس تا دریای خزر دیده می‌شوند.آن‌ها در كنار گوسفندان خود به پرورش شتر نیز به شمار اندك می‌پردازند.
پرورش ماكیان، به‌ویژه مرغ، پرورش كرم ابریشم و پرورش ماهی نیز در استان انجام می‌شود. پرورش ماكیان در مرغ‌داری‌ها نوین در جای‌جای استان انجام می‌شود. پرورش كرم ابریشم بیش‌تر در شهرهای شرقی استان، به‌ویژه شهرستان مینودشت، دیده می‌شود. نوغان‌داران این استان در سال ۱۳۸۴ بیش از ۲۷۲ هزار كیلوگرم پیله‌ی كرم ابریشم به دست آوردند. ماهی‌گیری در خلیج گرگان و بخش‌های غربی دریای خزر انجام می‌شود و پرورش ماهی در دریاچه‌های مصنوعی، كه به آب‌بند شناخته می شوند، در كنار رودخانه‌ها و نیز دشت‌هایی كه برای كشاورزی مناسب نیستند، به‌ویژه در بخش‌های شمالی شهرستان گنبد كاووس، انجام می‌شود. دو مركز پرورش ماهیان خاویاری و یك مركز پرورش ماهیان استخوانی در استان به كار تولید بچه‌ماهی می‌پردازند و این استان در تولید ماهیان گرمابی جایگاه چهارم را در كشور دارد. طرح پرورش ماهی قزل‌آلا در كشتزارها نیز در حال انجام است.
● جنگل و منابع طبیعی
نزدیك ۱۸ درصد از سطح این استان را جنگل‌ها پوشانده‌اند، اما چرای بی‌رویه‌ی دام‌ها، گسترش زمین‌های كشاورزی، برداشت بی‌رویه از جنگل، آتش‌سوزی و سیلاب‌هایی كه در این چند ساله در استان رخ داد، آسیب زیادی به جنگل‌ها استان وارد كرده است. بلوط، ممرز، راش، توسكا، لرگ و انجیلی از گونه‌های درختی جنگل‌ها استان هستند كه از بلندی ۳۰۰ متری تا ۲۵۰۰ متری رویش دارند. در بلندی های بیش از ۲۵۰۰ متر نیز درختان سرو كوهی(اورس) به صورت پراكنده دیده می‌شوند. در بخش‌هایی بازسازی شده‌ی زمین‌های جنگلی، گونه‌هایی از كاج و درختان میوه‌دار، مانند گردو و زیتون، نیز كاشته شده است.
نزدیك ۵۰ درصد از سطح استان را مرتع‌ها پوشانده‌اند كه دام‌داران كوچنده، روستاییان گله‌دار و دامداران كوهستانی از آن‌ها بهره‌برداری می‌كنند. بیش از ۷۳ درصد مرتع‌ها‌ی استان از نوع فقیر، نزدیك ۱۵ درصد متوسط و كم تر از ۱۲ درصد از نوع خوب است. سالانه بیش از ۵/۲ میلیون واحد دامی در مرتع‌های استان چرا می‌كنند. چرای بی‌رویه آسیب‌زیادی به مرتع‌های استان زده و میزان مرتع فقیر را افزایش داده است. این در حالی است كه مرتع‌ها این استان گونه‌های گیاهی باارزشی را در خود دارند.
● پیشینه‌ی تاریخی
استان گلستان از ۱۰ هزار سال پیش آرامشگاه مردمان گوناگونی بوده است. پژوهش‌های تازه نشان داده است كه منطقه‌ی گرگان از ۶ هزار سال پیش تمدن پیش از آریایی‌ها را در خود جای داده بوده است. كهن‌ترین آثار دوره‌ی نوسنگی ایران از غار كمربند و غار هیتو در نزدیكی بهشهر پیدا شده است. این آثار از آشنایی مردمان آن زمان به سفالگری، هنر بافتن، اهلی كردن جانورانی مانند بز كوهی و ساخت ابزارهای سنگی صیقلی حكایت دارد. كاوش‌های تورنگ‌تپه، در نزدیكی گرگان، نیز نشان داده است كه این منطقه دارای روستاهای پر جمعیت، سفالگری انبوه و شبكه‌ی آبیاری كشاورزی بوده است و دیرینگی آن دست كم به اندازه‌ی شهر سوخته در سیستان است.
نام این سرزمین در سنگ‌نوشته‌های هخامنشی، از جمله سنگ‌نوشته‌ی داریوش در بیستون، به صورت ورگانه و در نوشته‌های پهلوی به صورت گوركان آمده است. تاریخ‌نگاران یونانی از آن با نام هیركانی یاد كرده‌اند. پدر داریوش هخامنشی زمانی فرمان‌روای این منطقه بوده است. اسب‌سواران گرگانی همواره مورد توجه هخامنشی‌ها بودند و داریوش برخی از گرگانی‌های دلاور را در سپاه جاویدان وارد كرد. می‌گویند شهر باستانی استرآباد را خشایارشاه به یادبود زن یهودی خود، كه او را استر(ستاره) نام نهاده بود، ساخت.
در زمان اردوان دوم اشكانی(۱۲۸-۱۲۴ پیش از میلاد) هیركانی و كارمانیا(كرمان) زیر فرمان خاندان گودرز بود و جانشینان گودرز تا سده‌ی دوم پس از میلاد به طور مستقل آن را اداره كردند. این سرزمین خوش آب و هوا از آرامشگاه‌های بهاری و تابستانی شاهان اشكانی بود. در همین دوران بود كه ساختن دیوار بزرگ گرگان، كه نابه جا به سد سكندر شناخته می‌شود، آغاز شد تا از یورش هون‌ها به خاك ایران جلوگیری كند. كار ساختن این دیوار، كه درازای آن را از ۱۵۵ تا ۱۷۰ و گاهی ۳۰۰ كیلومتر نوشته‌اند، در دوره‌ی ساسانی نیز پیگیری شد و می‌گویند كه انوشیروان به بازسازی آن فرمان داد. در همین دوره‌ی ساسانی بناهای محكی در مرز و در جای جای منطقه برای پایداری در برابر یورشگران ساخته شد.
پس از برآمدن اسلام، این منطقه به سال ۳۵ قمری خراجگزار عرب‌های مسلمان شد. در روزگار سلیمان بن عبدالملك، یزید بن مهلب ولایت گرگان را به سال ۹۸ قمری فتح كرد و شهر جرجان را كنار رود گرگان بنا كرد كه از آن پس كرسی ولایت جرجان شد. این شهر در سده‌ی ۳ و ۴ هجری بسیار آباد شد و در روزگار فرمان‌روایی‌های مستقل ایرانیان به زیر فرمان ساسانیان درآمد. سپس گاهی در دست آل بویه و گاهی سامانیان بود تا این كه آل‌زیار بر آن‌جا دست یافتند و به آبادی آن كوشیدند(توجه داشته باشید شهر جرجان در یورش مغول‌ها ویران شد و شهر كنونی گرگان، كه زمانی استرآباد نامیده می‌شد، با شهر جرجان ارتباطی ندارد و شهری نوبنیاد به شمار می‌آید.)
خاندان آل‌زیار شناخته شده‌ترین فرمان‌روایان این منطقه هستند كه از آغاز سده‌ی چهارم(۳۱۶ قمری) تا میانه‌ی سده‌ی پنجم(۴۳۵ یا ۴۴۱ قمری) در منطقه‌ی گرگان، طبرستان و گیلان فرمان‌روایی كردند و گاهی تا ری، اصفهان، همدان و دینور را نیز در فرمان خود داشتند. مرداویج، بنیان‌گذار این دودمان، ریشه‌ی خود را به شاهان گذشته‌ی ایران می‌رساند و در سر داشت بغداد را به چنگ آورد و پادشاهی ایرانیان را بار دیگر بنیان گذارد. با این همه، نه تنها او بلكه فرمان‌روایان پس از او نیز نتوانستند به چنین آرزوهای بزرگی دست پیدا كنند و سلجوقیان به فرمان‌روایی آن‌ها پایان دادند.
قابوس‌بن وشمگیر، شناخته شده‌ترین فرمان روایان آل‌زیار است كه آوازه‌ی دانش‌دوستی‌اش باعث شده بود بزرگانی چون ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا به سوی گرگان بروند. بیرونی برخی از پژوهش‌های خود را در پیرامون شهر گرگان انجام داد و نخستین كتاب مهم خود، به نام آثار الباقیه عن قرون الخالیه، را به نام قابوس نوشت. از خود قابوس كتابی با نام قابوس‌نامه برجای مانده است كه از آثار ادبی و اخلاقی مهم ایران به شمار می‌آید. بنای برج قابوس، در شهر گنبدكاووس) نیز به فرمان او ساخته شده است كه بزرگ‌ترین بنای آجری جهان به شمار می‌آید.● شهرها و روستاها
استان گلستان تا سال ۱۳۱۶ با عنوان ایالت یا ولایت گرگان(استرآباد) نامیده می‌شد كه البته سرزمین پهناورتری را در بر می‌گرفت. سپس، از سال ۱۳۱۶ همراه با استان‌های كنونی تهران، مازندران، قم و سمنان بخشی از استان دوم ایران به شمار ‌آمد. این استان تا سال ۱۳۷۶ بخشی از استان مازندران بود و در این سال به صورت استانی مستقل درآمد و شهر گرگان به عنوان مركز آن برگزیده شد. این استان دارای ۱۱ شهرستان، ۲۱ بخش، ۵۰ دهستان، ۱۰۷۵ روستا و ۱۸ شهر كوچك و بزرگ است. بیش‌تر شهرهای كنونی استان از دیرینگی چندانی برخوردار نیستند و از بزرگ‌شدن روستاها به وجود آمده‌اند و به عبارتی روستاشهر به شمار می‌آیند. با این همه، شهرهای گرگان و گنبدكاووس ریشه در تاریخ دارند.
روستاهای استان گلستان به صورت متمركز و نزدیك به هم هستند. این روستاها در راستای جاده‌ها و رودها به صورت طولی و در بخش‌های كوهستانی به صورت پله‌ای هستند. روستاییان برای ساختن خانه‌های خود، بسته به محیط جغرافیایی كه در آن به‌سر می‌برند، از سنگ و چوب و آجر بهره گرفته‌اند و داشتن سقف شیروانی در آن‌ها بسیار دیده می‌شود. پس از انقلاب اسلامی، بیش‌تر این روستاها دارای راه ارتباطی مناسب و شبكه‌ی آب، برق و ارتباط از راه دور شده‌اند. روستاییان به كار كشاورزی، باغ‌داری، دامپروری، زنبورداری، پرروش كرم‌ابریشم، صنایع دستی، ماهیگیری و پرروش ماهی می‌پردازند و برخی از آن‌ها نیز در كار جنگل‌داری به سازمان‌های مربوطه یاری می‌رسانند.
▪ شهرستان گرگان
دارای دو بخش مركزی و بهاران است. بخش مركزی سه دهستان استرآباد جنوبی، انجیرآباد و روشن‌آباد را در بر می‌گیرد و بخش بهاران شامل دو دهستان استرآباد شمالی و قرق است. گرگان، مركز استان، مهم‌ترین شهر و روستاهای جلین‌آباد علیا، رنگیان، لمسك، سرخنكلاته و نوده ملك، از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان گنبدكاووس
دارای دو بخش مركزی و داشلی‌برون است. بخش مركزی سه دهستان آق‌آباد، باغلی‌ماراما و فجر سلطان‌علی را در بر می‌گیرد و بخش داشلی‌برون شامل دو دهستان اترك و كرند است. گنبدكاووس و اینچه‌برون دو شهر مهم و روستاهای آق‌آباد، باغلی‌مارمارا، فجرسلطان‌علی، داشلی‌برون و كرند، از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
● شهرستان تركمن
دارای دو بخش مركزی و گمیشان است. بخش مركزی فقط یك دهستان به نام جعفربای جنوبی دارد و بخش گمیشان شامل دو دهستان جعفربای شرقی و جعفربای غربی است. بندرتركمن و گمیش‌تپه دو شهر و روستاهای سیجوال، بناور و خواجه‌نفس از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان علی‌آباد
دارای دو بخش مركزی و كمالان است. بخش مركزی شامل دو دهستان زرین‌گل و كتول و بخش كمالان نیز شامل دو دهستان شیرنگ و استرآباد است. علی‌آباد تنها شهر و روستاهای كردآباد، مزرعه، شیرنگ و فاضل‌آباد از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان كردكوی
تنها یك بخش مركزی دارد كه شامل سه دهستان چهاركوه، سدن‌روستاق شرقی و سدن‌روستاق غربی است.كردكوی تنها شهر و روستاهای سركلاته، یساقی و چهارده از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان آق‌قلا
دارای دو بخش مركزی و وشمگیر است. بخش مركزی سه دهستان آق‌التین، شیخ‌موسی و گرگان‌بوی را در بر می‌گیرد و بخش وشمگیر شامل دو دهستان مزرعه‌ی شمالی و مزرعه‌ی جنوبی است. آق‌قلا تنها شهر و روستاهای عطاآباد، گری‌دوجی، قنقرمه، انبار‌‌آلوم و چین‌سیولی از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان آزادشهر
دارای دو بخش مركزی و چشمه‌ساران است. بخش مركزی دو دهستان نظام‌آباد و خرمارود شمالی و بخش چشمه‌ساران نیز دو دهستان چشمه‌ساران و خرمارود جنوبی را شامل می شود. آزادشهر تنها شهر و روستاهای فارسیان، نوده‌خاندوز، نظام‌اباد و ازدارتپه از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان رامیان
دارای دو بخش مركزی و فندرسك است. بخش مركزی دو دهستان دلند و قلعه‌میران و بخش فندرسك نیز دو دهستان فندرسك شمالی و فندرسك جنوبی را شامل می‌شود. رامیان، خان‌ببین و دلند سه شهر و روستاهای سعدآباد، داركلاته و باقرآباد از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان مینودشت
دارای دو بخش مركزی و گالیكش است. بخش مركزی سه دهستان چهل‌چای، قلعه‌قافه و كوهسارات را در بر می‌گیرد و بخش گالیكش شامل سه دهستان قراولان، نیلكوه و ینقاق است. مینودشت و گالیكش دو شهر و روستاهای الفجر، قلعه‌قافه، دوزین، آق‌قمیش، فارسیان و ینقاق از روستاهای مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان كلاله
دارای دو بخش مركزی و مراوه‌تپه است. بخش مركزی چهار دهستان آق‌سو، تمران، زاوكوه و كنگور را در بر می‌گیرد و بخش مراوه‌تپه شامل دو دهستان مراوه‌تپه و گلی‌داغ است. كلاله و مراوه‌تپه دو شهر و آجن‌سنگرلی، تمرقره‌ قوزی سفلی، پیشگمر، كنگور و گلی‌داغ از روستاها مهم این شهرستان هستند.
▪ شهرستان بندرگز
دارای دو بخش مركزی و نوكنده است. بخش مركزی دو دهستان انزان غربی و انزان شرقی و بخش نوكنده نیز دو دهستان بنفشه‌تپه و لیوان را شامل می‌شود. بندرگز و نوكنده دو شهر و روستاهای نوكنده، گز غربی، گلفرا، نوكنده و لیوان شرقی از روستاها مهم این شهرستان هستند.
● جاهای دیدنی
استان گلستان به دلیل آب و هوا، پوشش گیاهی و پارك‌های طبیعی زیبایی، مانند پارك ملی گلستان، از مركزهای مهم گردشگری ایران به شمار می‌آید. برخی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری استان به شرح زیر است:
۱) پارك ملی گلستان
این پارك جنگلی كوهستانی در ۵۵ كیلومتری شرق شهر گنبدكاووس جای دارد و نخستین پارك ملی ایران به شمار می‌آید. پهناوری آن بیش از ۹۰ هزار هكتار است و چشم‌انداز جنگلی، آب و هوای خوشایند، چشمه‌ها و آبشارها و گوناگونی زیستی آن گردشگران زیادی را به سوی خود می‌خواند.
۲) پارك جنگلی ناهارخوران
این پارك در ۵ كیلومتری جنوب شهر گرگان جای دارد و از نظر آرامشگاه‌ها، رستوران‌ها، شبكه‌ی آب‌رسانی بهداشتی و دیگر امكانات رفاهی از پارك‌های شناخته شده و پرجاذبه برای گردشگران است. بیش‌تر مسافرانی كه به سوی مشهد مقدس می‌روند، ساعت‌هایی را در این پارك می‌گذرانند.
۳) برج قابوس ‌بن‌ وشمگیر
این برج در سال ۳۹۷ قمری به فرمان شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر ساخته شد و اكنون در درون شهر گنبدكاووس جای دارد. این برج با بلندی ۶۰ متر بر بالای تپه‌ای ساختگی به بلندی ۱۵ متر بر پا شده است و بزرگ‌ترین بنای آجری جهان به شمار می‌آید.
۴) آبشار لوه. این مجموعه آبشار در ۲۵ كیلومتری شهر گالیكش، در میان درختان و كوه‌های غرب پارك ملی گلستان و در كنار روستای لوه جای دارد. بلندی برخی از آبشارهای این مجموعه تا ۱۵ متر هم می‌رسد و حوضچه‌های زیبا و خنك آن گردشگران بسیاری را در تابستان به خود فرامی‌خوانند.
۵) مسجد جامع گرگان
بنای آغازین این مسجد به روزگار سلجوقیان باز می‌گردد كه تنها مناره‌ای از آن بنای آغازین برجای مانده است. بازسازی و گسترش این بنا در دوره‌ی تیموری و صفوی ادامه یافته و در سال‌ها كنونی نیز مورد توجه بوده است. كتیبه‌های آجری به خط كوفی، مناره‌ای از دوران سلجوقی، در و منبر چوبی منبت‌كاری شده، از جاذبه‌های این مسجد باشكوه است.
●نام‌آوران استان
۱) ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی. به سال ۳۸۸ قمری در گرگان به دنیا آمد. او از پزشكان نام‌دار سده‌ی چهارم و پنجم هجری به شمار می‌آید. دو اثر شناخته شده به نام‌های المائه فی‌طب(در پزشكی) و فی‌علوم طبیعی(در علوم طبیعی) دارد. می‌گویند كتاب پزشكی او شرمشق ابن‌سینا در نگارش قانون بوده است.
۲) ابوالقاسم حمزه بن ابراهیم السهمی. به سال ۳۴۵ قمری در گرگان به دنیا آمد و در سال ۴۲۷ در نیشابور در گذشت. تاریخ جرجان یا معرفه علماء اهل جرجان شناخته شده‌ترین اثر اوست كه زندگی‌نامه‌ی ۱۱۹۴ تن از راویان حدیث از مردم جرجان و پیرامون آن را در خود دارد.
۳) فخرالدین اسعد گرگانی. از شاعران داستان‌سرای سده‌ی پنجم هجری كه داستان كهن ویس و رامین را به نظم درآورد. پیشینه‌ی این داستان به زمان اشكانان می‌رسد كه بر سر زبان‌ها افتاده بود. فخرالدین آن را به نظم درآورد و كار او را نخستین منظومه‌ی عشقی می‌دانند.
۴) سید اسماعیل جرجانی. از پزشكان نامدار ایران در سده‌ی پنجم هجری و نویسنده‌ی كتاب ذخیره‌ی خوارزمشاهی است. كتاب او را نخستین كتاب پزشكی می‌دانند كه به زبان فارسی نوشته شده است. اغراض الطب، التذكره الاشرفیه فی الصناعه الطبیه و یادگار از دیگر آثار اوست. به سال ۵۳۱ قمری درگذشت.
۵) عبدالقاهر جرجانی. ادیب و زبان‌شناس و از پایه‌گذاران دانش معانی و بیان. اسرار البلاغه، اعجاز القرآن، دلائل الاعجاز و العوامل المائه(عامل‌های صدگانه) از آثار اوست.
۶) شریف جرجانی. سید علی بن محمد(۸۱۶-۷۴۰ قمری) از متكلمان و فیلسوفان حنفی مذهب كه شاه شجاه آل‌مظفر(حافظ برای او شعر سروده است) او را برای آموزش‌ به شیراز فراخواند. امیر تیمور او را به سمرقند فرستاد، اما پس از مرگ امیر به شیراز بازگشت و در همان‌جا درگذشت. تعریفات جرجانی، ترجمان القرآن، امثله، صرف میر، صغری و كبری از آثار اوست.
۷) شمس‌الدین محمد جرجانی. ادیب، نحوی و متكلم شناخته شده‌ی ایران و پسر سید شریف جرجانی كه دو كتاب صغری و كبری را از فارسی به عربی ترجمه كرد. شرح ارشاد تفتازانی در نحو از دیگر آثار اوست. به سال ۸۳۸ در شیراز درگذشت.
۸) سید محمد باقر داماد(میرداماد). فیلسوف و عارف دوره‌ی صفویه كه معلم ثالث(سوم) نام گرفت. ملاصدرا از شاگردان اوست. بیش از ۵۰ كتاب دارد. شرق الانوار، صراط المستقیم، افق المبین، تقویم ایمان، حبل المتین و سدره‌ المنتهی از آثار اوست.
۹) میرفندرسكی. فیلسوفان و عارفان دوره‌ی صفویه كه با میرداماد، شیخ بهایی و ملاصدرا هم‌دوره است. در روستای فندرسك به سال ۹۷۰ قمری به دنیا آمد. او در حكمت طبیعی و ریاضی نیز دست داشته است. رساله الصناعیه و مقاله فی حركت از آثار اوست.
۱۰۰ مخدومقلی فراغی. شاعر بزرگ تركمن كه شعرهای او به چند زبان ترجمه شده است. آرامگاه او در روستای آق‌توقای كلاله ساخته شده است.
● چالش‌های پیش‌رو
نابودی فزاینده‌ی جنگل و مرتع، آلودگی آب‌ها، خشك‌سالی در برخی جاها و سیل‌های ویران‌گر از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی پیش روی مردم استان گلستان است. در مردادماه ۱۳۸۰ در شرق استان گلستان و چند روستای استان خراسان شمالی كه در نزدیكی جنگل گلستان هستند، سیل ویران‌گری جاری شد كه جان بیش از ۲۰۰ نفر از هم‌وطنان گلستانی و مسافرانی را كه از جاده‌های این استان می‌گذشتند، گرفت و بسیاری را زخمی و راهی بیمارستان كرد. هم‌چنین، آسیب‌های فراوانی به جاده‌ی اصلی استان در منطقه‌ی جنگل گلستان و شهرستان كلاله و طبیعت جنگل گلستان زد. میزان خسارت وارد شده به شهرها، روستاها، زمین‌های كشاورزی، راه و پل‌ها بیش از ۵۰۰ میلیارد ریال برآورد شد.
پس از آن سیل چند سیل دیگر نیز در استان و بیش‌تر در همان منطقه‌ی نزدیك جنگل گلستان و شهرستان كلاله رخ داد كه خسارت‌هایی در پی داشت. رخ دادن این سیل‌های پی در پی در كنار فراهم نشدن اعتبار كافی باعث شد كه راه اصلی استان در منطقه‌ی جنگل گلستان هنوز به طور كامل بازسازی نشود. با توجه به این كه هر ساله مسافران زیادی چه در روزهای نوروز و چه تابستان از این راه به مشهد مقدس سفر می‌كنند، به نظر می‌رسد دولت‌مردان باید توجه بیش‌تری به بازسازی این راه داشته باشند.
در این چند ساله خشك‌سالی بیش‌ترین آسیب مالی را در استان گلستان در پی داشته است. خشك‌سالی در كنار آسیب‌هایی كه به كشاورزی استان می‌زند، خطر آتش‌سوزی جنگل‌ها را نیز افزایش می‌دهد.
فرسایش خاك و لغزش زمین، كه شخم نادرست زمین و برداشت بیش‌ از اندازه از پوشش گیاهی به آن دامن می‌زند، در كنار ویرانی‌هایی كه جاری شدن آب‌های سطحی بر جای می‌گذارد، باعث از دست رفتن زمین‌ و مرتع مناسب می‌شود كه اگر جدی گرفته نشوند می‌تواند چهره‌ی سرسبز استان را بیش از گذشته دگرگون كند و بر اقتصاد استان كه بیش‌تر بر پایه‌ی كشاورزی است، آسیب سختی وارد كند.
آلودگی آب‌های استان نیز روز به روز بیش‌تر می‌شود. به كارگیری بی‌رویه كودهای شیمیایی و سم‌های دفع آفت، فاضلاب‌های كارخانه‌ها و كارگاه‌های صنعتی، به‌ویژه كارخانه‌های آرد، كارخانه‌های پنبه‌پاك‌كنی و كانی‌های نافلزی، صنایع شیمیایی و دارویی و زباله‌های شهری و روستایی باعث آلودگی بیش‌تر رودهای استان شده است. در این استان از ۳۵۰ تن زباله‌ای كه روزانه تولید می‌شود، نزدیك ۳۰۰ تن به رودها وارد می‌شود.

نویسنده: آقای حسن سالاری
منبع:
۱) شعبانی، خلیل/شاهكویی، اسماعیل/ چورلی، محمدرضا. جغرافیای استان گلستان. سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی، ۱۳۸۳
۲) معطوفی، اسدالله. استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران. انتشارات درخشش، ۱۳۷۴
۳) دهخدا، علی‌اكبر. لغت‌نامه. انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷
۴) مصاحب، غلام‌حسین. دایره‌المعارف فارسی. انتشارات فرانكلین، ۱۳۴۵

منبع : سایت جزیره دانش

مطالب مرتبط

سرزمین گنج‌های پنهان و آشکار

سرزمین گنج‌های پنهان و آشکار
ژان باردو باستان‌شناس و محقق اروپایی كه مدت‌ها در ایران اقامت داشته و با زبان و فرهنگ و ادبیات ایران آشنایی كامل دارد تحت تاثیر تحقیقات و كشفیات موریس پزارد كه در سال ۱۹۱۳ در راس یك هیأت فرانسوی در ریشهر و تپه سبزآباد و شاه‌نشین بوشهر به حفاری های باستان‌شناسی پرداخته، كشفیات و تحقیقات خود را منتشر ساخته و نیز نوشته‌های لسترنج و سرآرنولد ویلسون و دیگران به بوشهر سفر می‌كند و پس از بازدید از آثار و بقایای ابنیه چند هزار ساله این منطقه خاطرات این سفر را منتشر می‌سازد.
نگاه عمیق ژان باردو به تاریخ باستان و وقایعی كه در این خطه روی داده، فرهنگ و آداب و رسوم، نوع زندگی مردم و نیز بیان رویدادهای پیش آمده در این سفر و طرح اطلاعات مفید و اظهارنظرهای عالمانه او علاوه بر آن كه سفرنامه باردو را شیرین و خواندنی ساخته، خواننده را كم و بیش با قسمت‌هایی از تاریخ و وقایع منطقه وسیعی از ایران آشنا می‌سازد.
سفر باردو را به اهرم، تنگستان، و نیز شمه‌ای از مسایل و رویدادهای تاریخ معاصر این خطه، اشغال بوشهر و دفاع غرورآمیز مردم در برابر نیروهای مهاجم و چگونگی سفرش برای تحقیق و كسب آگاهی بیشتر از شرح حال و سرنوشت رئیس علی دلواری به دلوار و وقایع نگاری تحسین‌آمیز و صمیمانه‌اش درباره زندگی و سرانجام دردناك، ولی پر افتخار قهرمان قهرمانان بوشهر رئیس علی دلواری را در شماره‌های گذشته مطالعه كردید و اینك ادامه آن:
آن روز تا دمدمه‌های صبح روز بعد صحبت از دلاوریهای رییس علی دلواری و دیگر سرداران وطن‌خواه و میهن‌دوست بوشهر بود.
صحبت از رشادت‌ها، شهامت‌ها و شهادت‌ها، تهور و بی‌باكی و از جان گذشتگی عشایر و مردم شهرها و روستاهای بوشهر بود مردانی كه با سنگ و آجر و تفنگ‌های فتیله‌ای، شمشیر و قمه به مقابله با لشگریان جنگ آزموده و ناوها و كشتی‌های دشمن مهاجم پرداخته و بارها آنها را ناگریز به فرار یا تحمل شكست ساخته بودند.
میزبان ما آن چنان از صحنه‌های نبرد سخن می‌گفت كه لهیب آن را، با تمام وجودمان احساس می‌كردیم غرش توپ و صدای مسلسل و تیربار و گلوله تفنگ، فریاد و ناله رزم‌آوران و مجروحین و مصدومین را به گوش جان می‌شنیدیم.
گاه از شدت هیجان نیم‌خیز می‌شدیم و قلبمان آكنده از غرور و امید و شادی می‌گشت و لحظاتی هم غرق در تاثر و تاسفی شدید، اشك حسرت و اندوه از چشمانمان می‌جوشید و من با خود می‌اندیشیدم شكوه ایمان و حق‌طلبی و نوع دوستی، میهن‌پرستی و وطن‌خواهی حد و مرز نمی‌شناسد و چشمان خودی و بیگانه را خیره می‌سازد.
وقتی سحرگاهان به اتاق بزرگی كه برای خواب ما آماده شده بود راهنمایی می‌شدیم به میزبان گفتم:
من كتاب‌های زیادی از دانشمندان ایرانی سراغ دارم كه طی دوران تسلط اعراب به ایران و قرن‌ها پس از آن نوشته شده و هنوز تعداد زیادی لغات عربی یا لغاتی كه ریشه عربی دارد در ادبیات و زبان مردم باقی مانده كه حكایت از رسوخ عمیق زبان عربی در این سرزمین است، در طول صحبت‌های شما بارها این سوال در ذهن من مطرح شد كه در حالی كه زبان و لباس عربی در قسمت‌هایی از شهرها و بنادر حاشیه خلیج‌فارس رواج دارد و با تمام تلاشی كه از سوی بیگانگان، از دیرباز برای جلب و جذب نظر توده‌های مردم به كار رفته، چگونه است كه آنها كمتر تحت تاثیر قرار گرفته و پیوسته با نهایت از جان گذشتگی از ایران و ایرانی بودن خود دفاع كرده‌اند.
به نظر شما در این امر چه عاملی تاثیرگذار بوده است؟
شاید به دلیل آن كه ارزیابی كند چه شیطنت یا سیاست و نظری در پس این پرسش نهفته است دقایقی بر روی من خیره ماند و پس از لختی سكوت گفت:
در گوشه و كنار سرزمین وسیع ایران، اقوام مختلفی زندگی می‌كنند كه پوشش و زبان خاص خود دارند و این زبان و لباس، ممكن است شبیه یا نظیر اقوام دیگری در جای جای دنیا باشد اما همگی خود را ایرانی می‌دانند و به ایرانی بودن افتخار می‌كنند و برای آن كه همچنان ایرانی باشند با تمام گوشت و پوست و خون و زندگیشان از آن دفاع می‌كنند چرا؟ چون ریشه در این آب و خاك دارند و هزاران سال است كه اجداد و نیاكانشان در این سرزمین مفدس زیسته‌اند و با تمام وجود از آن نگهبانی و محافظت كرده‌اند پس دو زبانه بودن یا كاربرد زبان عربی در مناطقی مثل بوشهر یا خوزستان و جزایر بزرگ و كوچك ایرانی خلیج‌فارس نمی‌تواند حقی برای دیگران ایجاد كند اما، این كه چرا دانشمندان ایرانی در برهه‌ای از زمان به زبان دیگری سخن گفته یا كتاب نوشته و از كلمات و جملاتی كه ریشه سامی داشته استفاده كرده‌اند. نه به جهت از یاد بردن قومیت و ملیت خود و دل سپردن و تعلق خاطر به دیگران بوده بلكه شاید به خاطر شرایط خاص زمان و ماندگاری بیشتر آثارشان بوده است به علاوه:
استفاده از زبان‌های مختلف، در بین دانشمندان، در همه‌ی دنیا معمول بوده و هست همچنان كه می‌دانید در میان مردم فرانسه از نژاد «سلت» و «لیگور» نیز دانشمندانی وجود دارد كه طی صدها سال افكار و عقاید خود را به زبان دیگری غیر از زبان فرانسه بیان داشته و نوشته‌اند.
پس از این توضیحات، میزبان با مهربانی گفت كه محل خواب او در اتاق مجاور است اگر كاری داشتیم تنها كافی است او را صدا بزنیم فوراً خواهد آمد و افزود چون دیر وقت است تا هر وقت میل داشتید استراحت كنید و بعد شب به خیر گفت و اتاق را ترك كرد.
وقتی من برای خواب آماده می‌شدم پیرمرد رو به من كرد و به شوخی گفت مثل این كه ما می‌خواستیم سر شب به طرف طاهری حركت كنیم و بعد به صدای بلند خندید.
گفتم من به تجربه دریافته‌ام كه در كشور شما نمی‌توان برنامه داشت و بر اساس برنامه از پیش تعیین شده پیش رفت. باید دل به قضا و قدر و پیش آمدها سپرد و فكر می‌كنم قبلاً در این مورد بارها با هم صحبت كرده‌ایم.
او با خنده پرسید خوب تا حالا چقدر از برنامه‌ات عقب هستی و من زیر لب پاسخ دادم تا اینجا ۵ روز و چشم بر هم نهادم.
دوستان با هم صحبت می‌كردند و در واقع می‌خواستند به گونه‌ای وقت را بكشند تا زمان عبادت و نماز صبحگاهی فرا رسد، صدای آنها همچون لالایی به سرعت مرا به خواب برد.
نزدیك ظهر گرمای هوا و صدای صحبت و آمد و رفت مرا بیدار كرد. زیر چشم نگاهی به اطراف افكندم.
معاون و مدیر شركت فارغ از كار اداری خود، مشغول صحبت بودند پیرمرد چای می‌نوشید.
آنها رختخوابهای خود را جمع كرده و به كناری گذاشته بودند و تنها من و راننده جوان تا آن ساعت در خواب بودیم.
از جا برخاسته سلام كردم دوستان سلام مرا پاسخ دادند و به احترام از جا برخاستند.
پیرمرد با اشاره به پسرش گفت این را هم محض خاطر تو بیدار نكرده‌ایم و در همان آن او را به سختی تكان داد و گفت برخیز همه بیدار شده‌اند چقدر می‌خوابی…!
مدیر شركت گفت بگذار راحت باشد او باید رانندگی كند و بیشتر از همه احتیاج به استراحت دارد و به این ترتیب روز دیگری را آغاز كردم.
مستخدم كه چای آورده بود وقتی اطمینان یافت همه بیدار شده‌اند ما را به اتاق دیگری برای صرف صبحانه دعوت كرد.
صبحانه و ساعتی بعد نهار، بسیار مفصل و تنوع غذاها چشمگیر بود.
من اصرار داشتم همان روز غروب حركت كنیم ولی میزبان عقیده داشت با توجه به طول راه و این كه محلی را برای اتراق شب در نظر نگرفته‌اید برای استراحت و خواب با مشكل مواجه خواهید بود بهتر است حركت را به سحرگاهان روز بعد موكول سازید این پیشنهاد مورد تایید همه قرار گرفت و قرار شد فردا صبح پس از این كه دوستان عبادت صبحگاهی خود را به جای آوردند حركت كنیم.
میزبان هنگام خداحافظی محبت خود را به كمال رساند و علاوه بر بسته بزرگی كه شامل مواد غذایی، برای صبحانه و نهار و شام و تنقلات مختلف بود برای هر یك هدایایی در نظر گرفته بود كه سهم من یك لباس گرانقیمت و زیبای محلی بود.
او هنگام وداع با من، از ابراز علاقه‌ام به تاریخ فراموش شده این دیار تشكر كرد و گفت اگر خواستید درباره این سفر چیزی بنویسید به نظر من بهتر است با توجه به شرایط موجود از هیچ كس به اسم نامی نبرید.
توجه داشته باشید شما در نهایت آزادی در این منطقه مطالعه و سیاحت می‌كنید. هیچ كس هم متعرض و مزاحم شما نیست.
ولی اطمینان داشته باشید شما و تمام كسانی كه به هر عنوان با آن در ارتباط هستید دور از نظر نیستید و ذكر اسامی ممكن است ایجاد حساسیت كند و مسئله ساز شود و من قول دادم كه نصیحت او را حتماً به كار گیرم و هم چنان كه می‌بینید تاكنون به قول و قرار خود در این زمینه كاملاً پایدار بوده‌ام.
● سیراف
مدت توقف ما در دلوار بیشتر به تحقیق و استماع شرح وقایع تاریخی و چگونگی دفاع مردم بوشهر در مقابل سربازان انگلیسی و هندی و متجاوزین خارجی و ایادی آنها در منطقه گذشت.
لحن كلام گیرا و اطلاعات وسیع میزبان موجب گردید كه تمام توجه، به او و سخنانش معطوف شود و من از سوالات متنوع، به جا یا نابجای آنها مصون بمانم.
در طول سفر با مقایسه و یادآوری خاطرات گذشته و آنچه اینك می‌دیدم یقین حاصل كرده بودم كه ایرانی‌ها ذاتاً مردمانی هوشمند و علاقه‌مند به كسب دانش و بینش هستند و یكی از تمهیدات استعمارگران برای هرچه بیشتر تحت سلطه قرار دادن آنها، تلاش در ایجاد موانع فراوان مقابل توسعه فرهنگ و سواد و دانش عمومی بوده زیرا اگر شرایط تحصیل و مطالعه و تحقیق برای همه‌ی آحاد توده‌های مردم فراهم می‌بود قطعاً آنها نمی‌توانستند به راحتی منویات پنهان و آشكار استعماری خود را توسط ایادی و سرسپردگان یا نیروی مهاجم فراهم سازند.
پس از اینكه جیپ ما به طرف بندر طاهری یا به عبارت بهتر بندر سیراف به حركت درآمد مدت‌ها سخن درباره میهمان‌نوازی و اطلاعات و معلومات میزبان دور می‌زد و بالاخره پس از ساعتی مطابق معمول پیرمرد با سوالی بی‌مقدمه موضوع را تغییر داد و به من گفت:
تو همیشه می‌گفتی كه سراسر شهرها و روستاهای این منطقه پر از آثار تاریخی و باستانی و گنج‌های پنهان و آشكار است حال چگونه است كه بی‌توجه، از همه شهرها و بندرها و روستاهای سر راه می‌گذری و می‌خواهی به بندر طاهری برویم كه نه بندر مهمی است و نه مدت زمان زیادی از احداث و آبادانیش می‌گذرد؟
گفتم اگر خاطرت باشد من بارها گفته‌ام كه مدت زمان سفر من زیاد و طولانی نیست و با توجه به محدودیت زمانی، من فقط می‌توانم و فرصت دارم از تعداد معدودی آثار منطقه دیدن كنم.
با شرایطی كه روزهای اولیه ورودم به بوشهر پیش آمد خط سیر حركت من تغییر كرد و بعد اگرچه به بركت آشنایی و لطف شماها توانستم از سفر و وقت خود به بهترین وجهی استفاده كنم ولی خواه ناخواه چند روز از برنامه عقب افتادم كه برای جبران آن، راهی جز حذف قسمت‌هایی از برنامه‌ام ندارم.
من طی ماههای گذشته برای شناسایی و كسب اطلاعات بیشتر درباره آثار باستانی و تاریخی و موقعیت اجتماعی بوشهر كتاب‌های تاریخی و باستان‌شناسی و سیاحتی زیادی را خوانده‌ام و آثار و ابنیه شهرها و روستاها را كاملاً می‌شناسم.
فكر می‌كنم كه همه با من هم عقیده باشید كه وقتی فرصت محدود و دیدنی بسیار است باید به سراغ مهمترین‌ها رفت و این همان كاری است كه ما داریم انجام می‌دهیم.
وقتی صحبت به اینجا رسید مطابق معمول دوستان از من خواستند توضیح دهم چه چیزی موجب اهمیت سیراف شده و بدون هیچ پرده پوشی اعتراف كردند كه هیچ گونه اطلاعاتی درباره سیراف ندارند و حتی اسم آن را نیز نشنیده‌اند.
گفتم با این كه ایران از نظر فرهنگ و ادبیات و هنر بسیار غنی و دارای سابقه‌ای طولانی است و كتب و رساله‌های زیادی از قرن‌های پیش وجود دارد ولی تمام آنها درباره شعر و ادب، فلسفه و حكمت، طب و علوم اجتماعی و گیاه‌شناسی است و متاسفانه دانشمندان و صاحبان علم و اندیشه و تحقیق به تاریخ و شرح حال شهرها، ابنیه و آثار تاریخی و آنچه از نیاكانشان باقی مانده كمتر توجه داشته‌اند و آنچه وجود دارد اطلاعات ناقصی است كه سیاحتگران براساس دیده‌ها و شنیده‌های خود، در سیاحت‌نامه‌هایشان نوشته‌اند یا براساس كشفیات باستان‌شناسی و اظهار نظر باستان‌شناسان است كه هر دو مورد هم نمی‌تواند خالی از اشتباه یا خطا باشد زیرا، اكثر قریب به اتفاق جهانگردان خارجی بوده و اغلب آشنایی زیادی با زبان فارسی نداشته‌اند و طبعاً تحقیقات آنها هم نمی‌تواند كاملاً دقیق باشد. در مورد كشفیات باستان‌شناسی نیز این امكان وجود دارد كه اشیاء مكشوفه در گذشته‌های دور از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر حمل شده باشد.
به علاوه از جمله مستندات امروز ما، در مورد منطقه‌ای مثل بوشهر نوشته‌های اروپایی‌هایی چون كاپیتان كمیتورن، جیمز موریه، سر آرنولد ویلسون، كی لسترنج است كه برای تحقیق یا جهانگردی یا مصالح و مطامع سیاسی و نظامی از منطقه دیدن كرده و بعد یافته‌های خود را با استفاده از نوشته‌های سیاحان و جغرافی‌نویسان اسلامی تكمیل كرده و به رشته تحریر درآورده‌اند.
براساس نوشته‌ها و تحقیقات موجود سیراف یكی از بنادر و شهرهای بزرگ و صاحب نام و معتبر زمان خود بوده و چه قبل و چه بعد از اسلام قرن‌ها هر روز ده‌ها كشتی بزرگ و كوچك برای تخلیه یا بارگیری مال‌التجاره در این بندر لنگر می‌انداخته‌اند.
درباره وسعت و عظمتش همین بس كه بندرهای طاهری، دبر و كنگان فعلی بر روی خرابه‌های سیراف بنا گردیده است.
براساس كشفیات باستان‌شناسی و نوشته‌های محققین و باستان‌شناسان این بندر در زمان ساسانیان احداث گردید و برای تامین آب آشامیدنی آن به فرمان اردشیر بابكان كانال و شبكه آبرسانی مجهزی ایجاد شد تا آب آشامیدنی آن را از محل دیگری انتقال دهند و همین امر نیز موجب گردید «اردشیر آب» نام گیرد كه این نام در طول قرن‌ها به سیراف تبدیل گشته است.بندر سیراف نه تنها یك بندر، بلكه یك مركز تجاری و بازرگانی بین‌المللی بود. تجار ایرانی، هندی، چینی، زنگبار و جزایر شرقی و خلیج‌فارس كالاهای خود را به این شهر حمل و كالاهای مورد نیازشان را تهیه و باز می‌گشتند به علاوه سیراف مركز مهم تجارت مروارید در جهان بود.
سیراف در قرن‌های سوم و چهارم هجری به منتهی ترقی و شكوفایی خود رسید.محققین و سیاحان اسلامی درباره سیراف مطالب زیادی نوشته‌اند از جمله مسعودی نوشته هنگامی كه در سال‌های ۹۱۶ و ۹۲۶ میلادی از ماداگاسكار بازدید می‌كرده كشتی‌های زیادی را دیده كه متعلق به بازرگانان سیراف بوده و از بندر اُبله و آبادان مال‌التجاره حمل می‌كرده‌اند و ۲۰ سال بعد یعنی حدود سال ۹۵۰ میلادی جغرافیدان دیگری به نام اصطخری درباره سیراف نوشته است كه در ناحیه اردشیر خوره دومین شهر بزرگ و آباد پارس و مركز بازرگانی و تجارت بوده است.
بازرگانان سیرافی كالاهایی همچون كاغذ، كفش‌های چوبی و صندل، عطر و ادویه و كافور را وارد و به نقاط دیگر می‌فرستادند. بازار چادر و دستمال كتانی و صدف و مروارید بوده است اصطخری درباره «زندگی» در شهر و بندر سیراف همچنین نوشته است:
مردم سیراف ثروتمند و دارای عمارت‌های مجلل دو سه طبقه هستند با وجود گرمای زیاد هوا، كمیابی آب آشامیدنی و میوه و سبزیجات را احساس نمی‌كنند زیرا این مواد را به قدر نیاز از منطقه «جم» وارد می‌سازند.
آنها برای ساختن خانه، چوب از آفریقای شمالی به سیراف می‌آوردند و ارزش هر خانه در سیراف ۳۰ هزار دینار است.
براساس تخمین ابن بلخی معاملات سالیانه بازرگانان تجار سیرافی در سال‌های ۹۰۸ تا ۹۳۲ سالیانه بیش از ۲۵۳۰ هزار دینار بوده كه حكایت از اهمیت اقتصادی و بازرگانی منطقه دارد.
«ابن حوقل» نویسنده دیگری كه در قرن دهم می‌زیسته علاوه بر تشریح شرایط ممتاز تجار سیرافی از ۳ عبادتگاه بزرگی كه در این شهر وجود داشته خبر می‌دهد و بالاخره «مقدسی» محقق اسلامی دیگری می‌نویسد سال ۹۷۷ میلادی زلزله مخربی كه مدت هفت شبانه‌روز به طول انجامید باعث ویرانی و نابودی سیراف گردید.
پس از ویرانی سیراف در نزدیكی‌اش بندر طاهری و كمی دورتر كنگان و دورتر از آن دبر احداث شد همان گونه كه گفتم بندر طاهری در قرن‌های چهارم و پنجم هجری مدتی تبادل كالا در آن تا حدودی رونق داشت ولی هرگز نتوانست اهمیت تجاری و بازرگانی سیراف را باز یابد.
مدت‌ها بود با بالا آمدن خورشید لطافت هوای صبحگاهی به گرمای شرجی آزار دهنده‌ای تبدیل شده بود.
پس از تبادل نظر كوتاهی رئیس شركت به راننده گفت هركجا مناسب بود نگهدار كمی استراحت كنیم و چای و صبحانه بخوریم.
راننده گفت می‌بینید در مسیر راه جای مناسبی پیدا نمی‌شود باید در اولین شهر و بندری كه رسیدیم آنجا سراغ چایخانه و كافه را بگیریم.
ساعتی بعد به بندر لاور رسیدیم روستایی بود با تعدادی خانه ساحلی و چند نخل پراكنده خرما … با چوب و آهن و سنگ و ساروج چند متری در دریا پیش رفته بودند تا قایق‌ها و كشتی‌های كوچك بتوانند پهلو بگیرند بار یا مسافر خود را تخلیه یا سوار كنند.
اتومبیل به زودی كنار یك چایخانه كه به كمك الوار و نی و حصیر و پارچه درست شده بود توقف كرد.
چند تخت چوبی در كنار هم زیر سایبان‌های حصیری چیده شده و چند نفری روی آنها نشسته یا لمیده بودند، چای می‌نوشیدند و قلیان می‌كشیدند.
متصدی چایخانه كه قهوه‌چی نامیده می‌شود تختی را برای ما آماده كرد روی آن نشستیم و گفت اگر دست و صورتتان را بخواهید بشویید آب سرد هم هست.
پیشنهاد خوبی بود مورد استقبال همگی قرار گرفت كوزه بزرگی را آورد و كمك كرد تا دست و صورتمان را بشوییم و بعد، چند چای داغ و پر رنگ و پی در پی، نشاط خاصی در همگی به وجود آورد.
راننده از بسته داخل ماشین، مقداری نان و پنیر و ماست آبگرفته و خرما آورد و پس از صرف صبحانه، پیرمرد گفت من هوس قلیان كرده‌ام و دستور قلیان داد.
قلیان در ایران و بعضی كشورهای همجوار یك وسیله تدخیر است وقتی دود می‌گیرند و می‌كشند علاوه بر اثر نكوتین تنباكو، صدای قل‌قل یا كل‌كل آب تنگ زیرین آن نیز، اثر آرامش دهندگی دارد. قلیان یكی از ابزار تشخص هم هست و پیوسته صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند.
قلیان به طور كلی از سه قسمت تشكیل می‌شود سر و تنه و تنگ یا ته قلیان و قسمت سر و تنه قلیان نیز هریك شامل دو سه قطعه است.
در حالی كه نوع كار و ابزار اصلی و اساسی قلیان در همه جا تقریباً یكی است ولی جنس و شكل ظاهری قسمت‌های مختلف آن در همه جا یكسان نیست و تقاوت‌هایی با هم دارد.
صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند كه سر آن از چینی است یا از سنگ‌های مخصوصی تراشیده‌اند جای تنباكوی آن از ورشو یا نقره قلمكار است بدنه‌اش را از چوب گردو تراشیده‌اند و نی آن نیز مزین به نقره و فیروزه و نگین‌های مختلف است، بالاخره تنگ زیرین آن از چینی یا بلور تراش می‌باشد. و گاه از این قلیان‌ها با همین مشخصات به عنوان یك وسیله زینتی استفاده می‌شود.
نمونه‌های این نوع قلیان‌های گران‌قیمت، در بعضی موزه‌ها یا عتیقه‌فروشی‌های بعضی كشورهای آسیایی و اروپایی دیده می‌شود اما:
وسایل به كار رفته در قلیان‌های معمولی شامل همان سر و تنه و تنگ آن است كه همگی از چوب و شیشه و سنگ و فلز كم بهاست.
قهوه‌چی قلیان را آورد و پیرمرد پس از تعارف به همگی شروع به كشیدن كرد و پس از چند پك طولانی قلیان را به معاون و او پس از چند پك به رئیس شركت تعارف كرد. آنها مرتب قلیان را در اختیار یكدیگر قرار می‌دادند و لب بر جای لب دیگری بر روی نی قلیان می‌گذاشتند بدون این كه هیچ گونه نگرانی داشته باشند.
معاون یك قلیان دیگر سفارش داد و وقتی حاضر شد آن را به من تعارف كرد و گفت مخصوص شماست!
من در حالی كه تشكر می‌كردم به نظرم رسید كه در مقایسه با قلیان‌های نقاط مختلف ایران و حتی پاره‌ای كشورهای همجوار وسیله عجیب و غریبی است زیرا این قلیان كه از جمله صنایع دستی اینجاست و چلیم خوانده می‌شود هیچ یك از اعضایش هیچ تناسبی با هم ندارند و بر خلاف قلیان‌های معمولی كه آن را روی میز یا زمین می‌گذارند و به راحتی به وسیله نی قلیان یا نی پیچ دود آن را به شش‌ها منتقل می‌سازند برای استفاده از چلیم باید آن را با دست نگهداشت كه البته كاری است كه نیاز به تجربه و تبحر دارد.
پس از ساعتی استراحت دوباره اتومبیل جیپ به طرف سیراف و بندر طاهری به حركت درآمد. چند ساعت بعد در نزدیكی بندر طاهری راننده جلوی یك چایخانه كه مغازه نسبتاً بزرگی بود توقف كرد و پرسید آیا نهار می‌خورید؟
هر كس نظری داشت و در نهایت گفتند هرچه من بگویم.
من گفتم چون هوا خیلی گرم است به نظر من همان چیزهایی كه به همراه داریم سالم‌تر از غذای كافه و رستوران است.
مدیر شركت گفت اگر با ماهی موافق باشید كاملاً سالم است منتهی باید جایی غذا بخوریم كه نزدیك دریا باشد و ماهی‌های صید شده را توی آب دریا نگاه داشته باشند.
همه حرف‌های او را تصدیق كردند ولی من از حرفهایش چیزی نفهمیدم و بدون این كه بروی خود بیاورم گفتم با هرچه صلاح بدانید موافقم و با خود اندیشیدم در صورتی كه غذا شرایط مناسبی نداشت من به راحتی قادر خواهم بود از غذاهای همراهمان استفاده كنم.
جیپ از مدتی پیش در مسیری قرار گرفته بود كه رشته كوه‌های نه چندان مرتفعی به موازی دریا امتداد می‌یافت و وقتی به بندر طاهری رسیدیم دریافتم كه بندر در مغرب آن قرار دارد و از وسعت و آبادانی زیادی برخوردار نیست و به همین جهت از توابع شهرستان كنگان است.
بقایای بندر سیراف در جوار بندر طاهری و در جنوب شرقی بندر بوشهر قرار دارد.

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.