
محمد حسین مصدری
انسداد تنگه هرمز و جهش هزینه واردات انرژی، فشار بر ارزهای ملی و بودجه دولتها را در بسیاری از اقتصادهای واردکننده نفت افزایش داده است. همزمانی افزایش قیمت نفت با تقویت دلار، کشورهای وابسته به واردات انرژی را با دو فشار همزمان مواجه کرده؛ درحالیکه دولتها برای کنترل قیمت سوخت، منابع مالی بیشتری صرف یارانه میکنند و برای تأمین واردات نیز با فشار بر تراز پرداختها روبهرو هستند. تجربه ماههای اخیر نشان میدهد کاهش وابستگی به واردات انرژی، علاوه بر امنیت انرژی، به یکی از مؤلفههای تابآوری ارزی و مالی کشورها تبدیل شده است.
با گذر حدود ۵ ماه از جنگ تحمیلی سوم اثرات اقتصاد کلانی ابتکارِ عمل در تنگه هرمز به وسیله ایران تبدیل به سر منشأ بسیاری از رویدادهای اقتصادی جهان شده و به سرخط اول گزارشهای سیاستی اندیشکده و نهادهای بینالمللی که تحلیل یا چشم اندازی از آینده اقتصاد ارائه میدهند بدل شده است. نویسنده این متن پس از توصیفات و ارجاعات، ادامه متن را با دیدگاهی تنبیهی برای سیاستگذار نگاشته است. وی سعی بر القای نوعی احساس درسآموزی و عبرتگیری از این بحران دوقلوی انرژی – ارزی را دارد. درست مانند اصلاحات سیاستی که پس از بحران مالی فراگیر ۲۰۰۸ و بحران ناشی از همهگیری کرونا به وجود آمده بود. به عقیده او دولتها نتوانستند ضربهگیریهای مؤثری برای چنین بحرانی بکارگیرند چرا که عملاً پیشبینی از چنین بحرانی وجود نداشت.
کالبدشکافی بحران دوقلو همنوایی شوم ناترازی انرژی و سقوط ارزی
با نگاهی به فهرست ارزهای مختلف جهان که بدترین عملکرد از زمان آغاز شعلهور شدن آتش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران داشتهاند، یک الگوی تکرارشونده، معنادار و البته قابلپیشبینی به چشم میآید: تقریباً تمامی این آسیبدیدگان، به طور خالص از واردکنندگان انرژی هستند. همچنین بخوانید: واقعیت جدید تجارت نفت؛ نرخگذاری و فروش به نظام پیش از جنگ برنمیگردد
در صدر جدول این سقوط ارزی، نامهایی چون پوند مصر، پزو فیلیپین، وُن کره جنوبی و بات تایلند به چشم میخورند. در نقطه مقابل و در میان انگشتشمار ارزهای صعودی، به رئال برزیل، تِنگه قزاقستان و نایرای نیجریه برمیخوریم؛ یعنی دقیقاً کشورهایی که خود اهرم صادرات نفت را در دست دارند.
چنین روند ارزی، بارقه …











