
به گزارش بنکر ، در سناریوی نخست فشار خارجی کاهش مییابد، بخشی از صادرات نفت از سر گرفته میشود و دسترسی ایران به منابع مسدودشده، بهبود پیدا میکند.
در این صورت، بازار ارز میتواند تا حدودی آرام شود، انتظارات تورمی کاهش یابد و دولت فرصت پیدا کند، کسری بودجه را با هزینه کمتری مدیریت کند.
حتی در این سناریو نیز بازگشت سریع اقتصاد به وضعیت عادی بعید است. به این دلیل که مشکلاتی مانند ناترازی بانکها، کسری صندوقهای بازنشستگی، بحران انرژی و کاهش سرمایهگذاری همچنان باقی میماند.
در سناریوی دوم، وضعیت کنونی ادامه پیدا میکند. یعنی نه گشایش سیاسی مهمی رخ میدهد و نه فشار اقتصادی به نقطه محاصره کامل میرسد.
در این حالت، اقتصاد وارد دورهای از فرسایش تدریجی میشود که نتیجهاش رشد ناچیز یا منفی اقتصاد، تورم بالا، کاهش قدرت خرید، افزایش نرخ ارز و محدودتر شدن واردات است.
دولت احتمالاً میتواند کالاهای حیاتی را تأمین کند اما هزینه این کار، کاهش واردات مواد اولیه و تجهیزات تولیدی خواهد بود. نتیجه آن است که رکود امروز، ظرفیت تولید فردا را نیز تضعیف میکند.
سناریوی سوم تشدید موثر فشار خارجی و بستهتر شدن مسیرهای صادرات نفت، تجارت و انتقال پول است.
تهدید تازه دولت آمریکا به اعمال شدیدترین فشارهای اقتصادی و مجازات کشورها و شرکتهای طرف معامله با ایران احتمال چنین وضعیتی را افزایش داده است.
دولت ترامپ اعلام کرده علاوه بر صادرات نفت، شبکههای مالی، شرکتهای واسطه و شرکای تجاری ایران را هدف قرار خواهد داد.
چین که مقصد اصلی نفت ایران بوده در کانون این فشار قرار دارد. اگر این تهدیدها بهطور موثر اجرا شود و همزمان راهحل دیپلماتیکی شکل نگیرد، اقتصاد ایران با ترکیبی از رکود عمیقتر، جهش نرخ ارز، تورم شدیدتر و اختلال در تولید مواجه میشود.
فشار اصلی نیز نه بر گروههای برخوردار بلکه بر حقوقبگیران، بازنشستگان، کارگران و خانوارهای کمدرآمد وارد خواهد شد.
گروه کوچکی میتوانند، بخشی از ثروت خود را در برابر تورم حفظ کنند اما کسانی که درآمد ثابت دارند تقریباً تمام هزینه این وضعیت را میپردازند و باید دید چه واکنشی نشان خواهند …












